دکتر جمشید اسدی در رشتهی «استراتژی اقتصادی بازرگانی شرکتها» در دانشگاههای فرانسویزبان و انگلیسیزبان تدريس میکند. سابقهی فعالیتهای سیاسی او به کنفدراسیون و حزب رنجبران ايران برمیگردد. با وجود دوری از کشور ارتباط خود را با جامعهی مطبوعاتی ایران قطع نکرده است. از دوران زمامداری هاشمی رفسنجانی در مطبوعات دگراندیش ايران حضور داشت، پس از دوم خرداد و ظهور روزنامههای اصلاحطلب همکاری او با مطبوعات ايران گستردهتر شد. در اینترنت نيز یکی از نویسندگان ثابت خبرنامه گویاست.
شهامت و صراحت دکتر جمشید اسدی در بیان دیدگاههای سیاسیاش مثالزدنی است. او پیش از انتخابات ریاست جمهوری، با وجود فضای غالب تحریم انتخابات میان فعالان سیاسی خارج از کشور، با صراحت از ایدهی شرکت در انتخابات و حمایت از اصلاحطلبان دفاع کرد و پس از انتخابات نیز به نقد جدی سیاست تحریم پرداخت. با وی گفتگویی دربارهی مسائل روز کشور، انرژی هستهای، رابطه با امریکا، اصلاحطلبی و نیز سیاستهای اقتصادی دولت انجام دادهایم. این گفتگو از طریق اینترنت صورت گرفته است.
***
● در شرایط جدید به نظر میرسد روشنفکران، اصلاحطلبان و صلحطلبان ایرانی در وضعیت دشواری قرار گرفتهاند. از یک سو با دولت احساس نزدیکی نمیکنند و منتقد و مخالف دولت کنونیاند و از سوی دیگر خطر جنگ و نابودی کشور را تهدید میکند. به نظر شما آیا در این وضعیت کاری از عهدهی صلحطلبان برمیآید؟
از همان آغاز روشن است که نظر چندان مثبتی به دولت کنونی ندارید. میفرمایید «روشنفکران با دولت احساس نزدیکی نمیکنند.» اشاره به دسته خاصی از روشنفکران نکردهاید. یعنی هیچ روشنفکری دور و بر این دولت وجود ندارد. آیا از این موضوع مطمئنید؟
اجازه دهید به نکتهای اشاره کنم که امیدوارم میان من و شما و خوانندگان باقی بماند و جایی درز نکند! من با توجه به تحلیلهایی ریز و درشتی که از روشنفکران در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دیدم و فراخوان تحریمشان را خواندم، فکر می کنم زیان چندانی از دوری روشنفکران متوجه دولت کنونی نشده است. اما شما را به خدا، این حرف را پهلوی خود نگهدارید، چون اگر درز کند، فرداست که بگویند فلانی با عقل و اندیشه مخالف است و تنها معتقد به وحی و سنت است، البته چنین نیست من به اندیشه و کارشناسی نه تنها معتقد که پایبندم. اما بیتعارف به «روشنفکرانی» که حرفی را میپرانند تا ببینند چه میشود، هیچ ارادتی ندارم.
از روشنفکران گذشته، از اصلاحطلبان سیاسیکار در همین شرایط انتظار کار میرود. اگر خطری از برون و تهدیدی از درون متوجه کشور نبود، احتیاجی هم به ایشان نبود! آیا کاری از دستشان برمیآید؟ آری، اگر اهل کار و سیاست باشند. نه، اگر بنا بر این داشته باشند که چون «به درک درست و اصولی» مدرنیته و دموکراسی نائل شدهاند، بقیه باید کنار روند و مزاحم ایشان نشوند تا با خیال راحت به کشورداری بپردازند!
اما نکتهای در پرسش شما هست که پس از کودتا علیه مصدق کبیر، بحث اصلی هواداران جبههی ملی و دوستداران آن بزرگوار شد.
پس از سقوط دولت دکتر مصدق بسیاری از تحلیلگران جبهه ملی انگشت بر این نکته گذاشتند که متأسفانه استعمار و به ویژه استعمار انگلیس و ارتجاع داخلی وابسته نگذاشتند دکتر محمد مصدق سیاستهای ملی خود را اجرا کند و به همین دلیل دکتر مصدق شکست خورد.
اما این به نظر من طرح نادرست مسأله است. زیرا اگر قرار بود استعمار و ارتجاع مزاحم اجرای طرحهای ملی دکتر مصدق نشوند، شاید اصلاً کشور نیازی هم به آن بزرگوار نمیداشت. کار سیاستمدار آن است که با وجود مشکلات و دشمنیها، که ذاتی کار سیاسی هستند، مدیریت کند و کشور را تا سر حد امکان به هدفهای مورد نظر خود نزدیک کند. انتظار همدلی و همیاری از حریف و به طریق اولی از دشمن داشتن، کشتی به خشکی راندن است.
● پرسش من بدین خاطر بود که در شرایط فعلی به نظر میرسد که عدم اعتماد متقابل بین روشنفکران و دولت امکان گفتگو و اثرگذاری را تقریباً از میان برده است. آیا شما فکر میکنید اصلاحطلبان میتوانند بر تصمیمات ایران اثر بگذارند؟
روشنفکران باید گفتگو را به دولت تحمیل کنند. اصل کار سیاسی یعنی هماوردی و رویارویی قوا. روشنفکران و آزادیخواهان باید طوری عمل کنند که هزینه امتناع برای دولت کنونی بسیار بیشتر از هزینه گفتگو با ایشان باشد. حالا اگر خصلت معمول روشنفکری یعنی جنتمکانی و عوامفریبی بر آزادیخواهان ایران غالب شود، بر این مبنا که «کسر شأن ماست که با دولت محافظهکار و سنتی گفتگو کنیم»، میدان را عملاً برای سرسختان ضدآزادی خالی گذاشتهاند. در این شرایط بسیار طبیعی است که دولت کنونی بگوید «چه بهتر که من را مجبور به گفتگو نمیکنید.» راستش من هم اگر بودم همین را می گفتم!
● بعد از ربع قرن قطع رابطه دو کشور ایران و امریکا تصمیم به مذاکره گرفتهاند. البته فعلاً برای دفاع از حق مردم عراق و نه ایران. و لحن هر دو همچنان حاکی از عدم اعتماد متقابل است. آیا فکر میکنید این مذاکره میتواند به بهبود روابط دو کشور کمکی بکند؟
مذاکره، به ویژه میان ایران و امریکا در هر شرایطی مبارک است. هزینههایی که از قطع رابطه با امریکا متوجه کشور شده است، غیر قابل جبراناند. اگر بیشتر از این با امریکا در تضاد باشیم، بیشتر از این زیان خواهیم دید.
میدانید علت قطع رابطه با امریکا فقط در سرسختی ایدئولوژیک برخی از جناحهای آرمانگرای بیتوجه به منافع ملی نیست. شاید علت اصلی را میبایستی در ترفند رانتخوارانی جست که به لطف تحریم بر سر پل هزاران حق انحصاری واردات و توزیع نشستهاند و روز به روز فربهتر میشوند.
● با روی کار آمدن دولت جدید که چندان عنایتی به دموکراسی و حقوق بشر ندارد، آیا مجالی برای مبارزات اصلاحطلبانه هست یا خیر؟
بازگردیم به سوال و پاسخ اول. مگر اصلاحطلبی و پرهیز از براندازی و انقلاب، فقط خاص شرایط دمکراتیک است؟ آیا دولت جدیدی که چندان عنایتی به دموکراسی و حقوق بشر ندارد، از دولتهایی که بر سر راه سندیکای همبستگی در لهستان، نلسون ماندلا در افریقای جنوبی و دموکراتها در اسپانیای فرانکیست و آزادیخواهان در شیلی و آرژانتین قرار گرفته بودند، خشنتر یا حتا قدرتمندتر است؟ فکر نمیکنم. مشکل اساسی ایران برای رسیدن به دموکراسی، سرسختی حکومت و دولت های غیردمکراتیک نیست (مگر نه این که این فرض مسأله است)، بلکه در بیبرنامگی و ندانمکاریهای اپوزیسیون است.
خلاصه این که اصلاحطلبی یک استراتژی اصولی سیاسی است برای واگردانیدن حکومتهای غیردمکراتیک. منتها اجرای آن خودبهخودی نیست و نیاز به تدارک و مدیریت دارد. اگر استراتژی اصلاحطلبی در اجرا با دشواریهایی روبرو شد و نتیجه فوری ندارد، باید به اصلاح و ترمیم سیاستهای اجرایی و عملی آن پرداخت، نه این که از کل منکر اصل استراتژی اصلاحطلبی شد و آن را کنار گذاشت.
● دستیابی ایران به انرژی هستهای چه تأثیری بر مبارزات آزادیخواهانه در ایران خواهد گذاشت؟
انرژی هستهای بر مبارزات آزادیخواهانهی در ایران تأثیر به سزایی نخواهد داشت. اما سلاح اتمی یا امکان دستیابی به آن، تأثیر بسیار منفی بر روند دمکراتیزاسیون کشور خواهد داشت.
چه این به جناحهای سرسخت و مخالف آزادی در ایران امکان خواهد داد که به هر تذکر و تهدیدی در مورد حقوق بشر در کشور بیاعتنا باشند و برعکس، برای گسترش سیاستهای تنشزای خود در منطقه فارغ از فشار قدرتهای بینالمللی از نیروهای غیردمکراتیک، سرسخت و مخالف صلح پشتیبانی کنند.
بدین ترتیب اگر جناحهای سرسخت بر نیروهای اصلاحطلب یا حتا مصلحتاندیش حکومت چیره شوند و سیاست اتمی مورد نظر خود را پیش برند، آنگاه آزادیخواهی و ای بسا تمامیت کل کشور در معرض تهدیدی جدی قرار خواهد گرفت.
● به گمان شما آیا امریکا میتواند نقشی در مبارزه برای دموکراسی و آزادی در ایران داشته باشد؟ بهبود روابط ایران و امریکا چه تأثیری بر این مبارزات خواهد گذاشت؟
بهبود روابط ایران و امریکا باعث مراوده بیشتر ایران با جهان و به ویژه جهان آزاد خواهد شد و دست کم به همین لحاظ به سود جنبش دموکراسی در کشور خواهد بود. امریکا ثروتمندترین دموکراسی در جهان است. در نتیجه مبارزان دموکراسی و آزادیخواهی در دیگر کشورها نمیتوانند و بلکه نمیباید بر این حقیقت چشم بپوشند. اما به نظرم به جای «امریکا چه نقشی در مبارزه برای دموکراسی و آزادی در ایران میتواند داشته باشد؟» بهتر است پرسش را این گونه مطرح کنیم: چگونه باید روابط خود با امریکا را مدیریت کنیم به طریقی که منافع کشور با دموکراسی و آزادیخواهی در ایران همخوانی داشته باشد و دست کم در تضاد نباشد؟
نمیتوان این روابط را به حال خود رها کرد و در صورت نارضایتی از نتیجه فریاد زد: وای از دست امپریالیسم جهانخوار شیطان. ناکامی نتیجهی سزاوار دست روی دست گذاشتن و مدیرت نادرست است.
● عملکرد اقتصادی دولت احمدینژاد را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا روند موجود به سمتی میرود که به گفتهی رییسجمهور عدالت اجتماعی برقرار شود یا خیر؟
به روشنی میگویم و تمامی آبروی خودم را در زمینه سیاست و اقتصاد در گروی این حرف میگذارم: وضع عدالت اجتماعی پس از دوران احمدی نژاد، وخیمتر از گذشته خواهد شد و حتا به احتمال بسیار دولت کنونی با نارضایتی شدید تودههای سادهلوحی مواجه خواهد شد که کمکم چشم فروبسته از خیال خام را خواهند گشود. احمدینژاد هیچ کاری در زمینهی بسترسازی برای تولید و کارآفرینی نکرده است. بدون تولید ثروت چگونه میتوان آن را، گیرم با نیتی عادلانه، تقسیم کرد؟
خواهید گفت رییسجمهور احمدینژاد درآمد هنگفت نفت دارد، پس دیگر نیازی به تولید ثروت ندارد. چنین نیست! بدون ایجاد مجاری اصولی کسب درآمد (حقوق و سود)، نمیتوان هیچ غنیمت بادآوردهای را عادلانه تقسیم کرد. در نتیجه توزیع درآمد نفت، حتا اگر احمدینژاد تصمیم به چنین کار نابخردانهای بگیرد، چیزی جز فربهتر شدن رانتخواران کلان، وابستگی بیشتر جیرهخواران خرد و گسترش فقر دستمزدبگیران نخواهد داشت.
● و کلام اخر؟
در ایران اگر به دنبال نتیجه هستید، اصل اساسی کار سیاسی، یعنی هماوردی و رویارویی را فراموش نکنید. اما این رویارویی را به دور از براندازی انجام دهید، بدون آن که از فکر واگردانیدن تام و تمام نظام به سمت و سوی دموکراسی منصرف شوید. اصلاحطلبی (یا رفرمیسم) یعنی همین. حساب خاصی برای اپوزیسیون خارج از کشور، بویژه برای مدیریت مبارزه باز نکنید. اپوزیسیون خارج از کشور هرگز قادر بدین مهم نیست. در بهترین حالت، آزادیخواهان برونمرز، پشتیبان و بلندگوی مبارزان اصلاحطلب درون مرز خواهند بود.
● با تشکر از این که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.
(این مصاحبه برای پنجره شماره 7 انجام شده است.)
نوشتههای مربوط:
- تعصب، عقاید سخت و تعهد اخلاقی ما
- تغییر منزلت طبقهی متوسط نزد نظریهپردازان چپ
- کلمات قصار دربارهی دموکراسی
- نامه آیت الله هاشمی به آیت الله خامنه ای
- ضرورت دفاع از اصلاحطلبی در انتخابات
- آیا کروبی همان رضایی است؟
- بيانيه انتخاباتی حزب دموکراتيک مردم ايران: شركت گسترده در انتخابات و رای به نامزدهای اصلاح طلب
- انتخابات مهم است
- دوسوسور و انتخابات ما
- اعلام موجودیت گروه 88 دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان حامیان محمد خاتمی
- اوباما و ایران
- تجمع دانشجويان كاملاً صنفي بود- گفتگو با چند تن از دانشجويان
- دنیاهای متفاوت مککین و اوباما
- کروبی هدیهای برای اصلاحطلبان
- از کارل پوپر تا کارل روو
- فایدهگرایی و تحریم انتخابات
- سخنگوی جدید شورای نگهبان
- جنگ علیه زنان
- دربارهی شریعتی
- مصاحبه با ابراهیم نبوی: در رؤیای من خاتمی برمیگردد
- چرا رأی بدهیم؟
- این بار واقعاً می خواهیم شورای صنفی را تشکیل بدهیم
- پایان سکولاریسم؟
- تحکیم وحدت و بومرنگ سرکوب
- از چاله به چاه
- شریعتی و دموکراسی
- حقوق زن ایرانی
- ما برای نجات ایران میآییم
- با شریعتی چه باید کرد؟
- حمله به ایران در دستور کار است؟
- چنی، لیبرمن و توطئه جنگ با ایران
- چه میشد اگر توطئهای وجود نمیداشت؟
- خلاصهی مقالهی فوکویاما در مورد زنان و نقدهای وارد شده
- پدر همه چیز را میداند
- مردان هم از جنگ متنفرند
- مواضع خطرناک
- زنان و تکامل سیاست جهانی
- دولتها جنگ را به وجود میآورند
- استراتژی دوسربرد احمدینژاد
- پایان انقلاب بوش
- لیبرالهای سابق، دوستان امروز
- پاسخهای گرگوری گاوس
- آیا دموکراسی در خاورمیانه ما را امنتر میکند؟
- سخنی با گروه فشار مدرن
- پنج دلیلِ شکست ابرقدرتهای نظامی در جنگ
- دانشگاه محل هویتیابی دانشجوست
- همجنسگرایی غیراخلاقی نیست
- هزینه و فایدهی یک حق مسلم
- تاریخ در پایان تاریخ
- دانشگاه قربانی سیاست
- نگران پاکستان باشید، نه ایران!
- نظرسنجی دانشجویی درباره عملکرد دفتر تحکیم وحدت
- نجات کردستان
- دیوارها و جهان
