روزانه

دیروز مجبور شدم به موبایل‌فروشی‌ها سر بزنم، اتقاقات جالبی برایم افتاد. می‌خواستم یک موبایل را تعمیر کنم و یک گوشی ارزان قیمت هم بخرم. به چند تا از مغازه‌های موبایل‌فروشی که کار تعمیر هم انجام می‌دادند سر زدم و گوشی را نشان دادم گفتند هزینه‌ی تعمیرش 30 هزار تومان می‌شود. تقریباً از تعمیر گوشی منصرف شده بودم. چون قیمت خود گوشی بیشتر از 80 تومان نبود. سر راه وارد یک مغازه‌ی تعمیر موبایل دیگر شدم و گوشی را نشان دادم. گفت می‌خواهی الآن تعمیرش کنم، گفتم بستگی به هزینه‌اش دارد. گفت 1000 تومان باشد مشکلی ندارد، گفتم نه. چند دقیقه بیشتر طول نکشید گوشی را سالم تحویل داد با دستمزد 1000 تومان! این همه اختلاف دستمزد واقعاً باورنکردنی بود. قیمت ارزان‌ترین گوشی را از یک مغازه سوال کردم گفت گوشی آلکاتل 35.000 تومان است، حدود 100 متر بالاتر رفتم و پرسیدم گوشی آلکاتل چند است، گفت 31.000 تومان! به فاصله‌‌ی کم‌تر از صد متر 4.000 تومان اختلاف قیمت هم جالب بود. انگار بازار موبال هیچ حساب و کتابی ندارد. اگر به سراغ موبایل‌فروشی‌ها می‌روید خیلی مراقب باشید.

سرانجام بخش «نوشته‌های مربوط» را هم به وبلاگ اضافه کردم. البته قبلاّ به صورت دستی لینک نوشته‌های مربوط را می‌گذاشتم، اما حالا با استفاده از یک سری دستورها این کار به صورت خودکار انجام می‌شود. به نوشته‌های قبلی هم خود به خود نوشته‌های مربوط جدید اضافه می‌شود. این کار از طریق «برچسب‌ها» انجام می‌شود، هر نوشته‌ای که با نوشته‌ی جدید «برچسب» مشترک داشته باشد، به لیست اضافه می‌شود. من قبلاً خیلی برچسب‌ها را جدی نمی‌گرفتم. در نتیجه خیلی از نوشته‌ها اصلاً‌برچسب ندارد. سعی کردم برای نوشته‌های قبلی برچسب بدهم تا این دستور درست کار کند. البته این دستورها هنوز خیلی پیشرفته نیستند که لینک نوشته‌ها را به ترتیب «ارتباط» بیشتر یعنی برچسب‌های مشترک بیشتر مرتب کنند. شاید بعداً این دستورها را تغییر بدهم تا درست شود. فعلاً عیناً از یک وبلاگ انگلیسی کپی کردم. اگر می‌بینید که نوشته‌های مربوط زیاد است به این خاطر است که برچسب‌ها خیلی دقیق نیست. در ضمن در نسخه‌ی RSS اثری از وبلاگ‌های جانبی نیست باید یک فکری هم به حال آن‌ها بکنم. یک یادداشت هم در مورد مقالات گنجی و تحریم انتخابات نوشتم که به زودی در وبلاگ می‌گذارم.


خواندنی‌ها

دیده‌بان حقوق بشر: کارشناسان ایدز را آزاد کنید در روز بيست و دوم ماه ژوئيه، نيروهای امنيتی آرش علايی را بازداشت کرده و او را شبانه در محلی نامشخص نگاه داشتند. روز بعد نيروهای امنيتی آرش علايی را به خانه اش همراهی کردند و کاميار علايی را نيز دستگير کرده و مدارک و وسايل متعلق به دو برادر را توقيف کردند. هنوز مشخص نيست که آيا مقامات مسئول قصد تفهيم اتهام به دو برادر را دارند و تاکنون دلايل بازداشت ايشان اعلام نشده است. علاوه بر اين، مقامات مسئول از آشکار کردن اطلاعات مربوط به محل نگهداری برادران علايی سرباز می زنند و ايشان را از دسترسی به وکیل محروم کرده اند.
پاسخ مزروعی به فرهاد جعفری گاف بزرگ فرهاد جعفری، او مدعی بود مزروعی وقتی رییس انجمن صنفی بوده به خودش جایزه داده است، در حالی که سال 74 قبل از تشکیل انجمن صنفی جایزه گرفته است!
معاون رییس‌جمهور: ایران با مردم اسرائیل دوست است. مشايي ادامه داد: ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است البته ما دشمن داريم و ناجوانمردانه ترين دشمنيها در دنيا به ملت ايران صورت مي‌گيرد. ما مردم آمريكا را از برترين ملت‌هاي دنيا مي دانيم.
محمد احسانی، سجاد رجبی و محمد ميزبان آزاد شدند متأسفانه هنوز دانشجویان دیگری در زندان هستند
عبدالله کوثری: زبان فارسی در ترجمه کم نمی‌آورد. در مواردی که مترجم به درستی معنای واژه‌ای را فهمیده توانسته با اتکا به دانش فارسی خود معادل خوبی برای این واژه یا آن مفهوم جدید بسازد. در این زمینه مشکلات ما بیشتر به سبب بدفهمی مترجمان یا دانش ناکافی آن‌ها در زبان فارسی است. تا آنجا که می‌دانم مترجمان خوب ما در ترجمه این متون فرونمانده‌اند.
خسرو شکیبایی درگذشت. شکیبایی در حدود 40 فیلم سینمایی حضور داشته است؛ فیلم‌هایی همچون: «پری»، «رابطه»، «سایه به سایه»، «درد مشترک» و «خواهران غریب» و با فیلم‌سازان چون داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و مسعود کیمیایی همکاری داشت.
تقسیم‌بندی انسان‌ها به باارج و بی‌ارج زمینه‌ساز جنایت است. بررسی جالب اظهارات شاملو درباره‌ی تقدیم‌نامه‌ی یکی از شعرهایش
تحکیم وحدت اتهامات دانشجویان بازداشتی را رد می‌کند. رسانه‌های حامی دولت از جمله ایرنا و ایسنا مدعی شدند که بازداشت این افراد به خاطر ارتباط با گروهک‌های ضدانقلاب خارج از کشور بوده است!

پاسخ احمد باطبی به داریوش سجادی

«هم در دنيای آزاد از امروز به رصد کردن عملکرد شما و ارتباطات‌تان به دقت خواهم پرداخت. در صورت کوچک‌ترين خطای سياسی "داريوش سجادی" عليه منافع ملی ايران و به نفع نظام اسلامی حاکم به تندترين شکل ممکن نقدتان خواهم کرد.»

حمایت روزنامه‌نگاران از انجمن صنفی روزنامه‌نگاران.

«هم‌چنان انجمن صنفی روزنامه‌‌نگاران ایران را تشكل صنفی و حرفه‌ای خود دانسته و در همه‌حال به ارتباط صنفی خود در چارچوب این انجمن پایبند بوده و به این تعهد ملتزم خواهیم بود.»

معرفی

در باب مدارا


مایکل والزر/ صالح نجفی
شیرازه
158 ص/ 1500 تومان
در این کتاب مایکل ولزر نشان می‌دهد که بحث درباره‌ی مدارا را نمی‌توان به بحث در مورد سامان‌های سیاسی فروکاست. او بر این نظر است که مطالعه‌ی الگوهای مداراجویی در سامان‌های سیاسی متفاوت مسلماً به دانش ما در این باره می‌افزاید. اما این دانش بدون ارزیابی جماعت‌های مختلف که بر اساس هم‌بستگی‌های قومی، دینی، نژادی، سرزمینی، طبقاتی یا جنسیتی گرد یکدیگر آمده‌اند، ناکافی و ناکامل خواهد ماند.
بر اساس یک چنین مطالعات تکمیلی‌ای است که والزر در این کتاب مقولاتی هم‌چون بی‌تفاونی و بی‌اعتنایی و پذیرش حاکی از تسلیم و رضا را هم‌چون شیوه‌ای پنهان اما مهمی از عدم مدارا در جوامع مختلف آشکار می‌سازد.

با بهره‌گیری از
Movable Type Open Source 4.12
یکشنبه ۱۹ فروردین ۸۶

تاریخ در پایان تاریخ

فرانسیس فوکویاما

پانزده سال پیش در کتابم «پایان تاریخ و آخرین انسان» ادعا کردم که اگر جامعه‌ای بخواهد مدرن شود راهی جز اقتصاد بازار و نظام سیاسی دمکراتیک ندارد. البته این ادعا بدین معنا نبود که همه می‌خواهند مدرن شوند یا همه می‌توانند نهادها و سیاست‌های لازم برای رسیدن به دموکراسی و نظام سرمایه‌داری را بسازند، بلکه بدین معنا بود که هیچ نظام دیگری به نتایجی بهتر منجر نمی‌شود.
در حالی که «پایان تاریخ» اساساً بحثی در مورد مدرنیزاسیون بود، برخی افراد مقوله‌‌ی پایان تاریخ مرا به سیاست خارجی جورج بوش و برتری‌جویی راهبردی امریکا مرتبط کرده‌اند. اما هیچ‌کدام از کسانی که گمان می‌کنند دیدگاه‌های من پایه‌های نظری سیاست‌های دولت بوش را می‌سازد، توجهی به آن چه درباره‌ی دموکراسی و توسعه از سال 1992 تا کنون گفته‌ام، نکرده‌اند.
جورج بوش در ابتدا مداخله در عراق را بر پایه‌ی مسائلی از قبیل برنامه‌های تولید سلاح‌های کشتار جمعیِ صدام، ارتباط آن رژیم با القاعده و نیز نقض حقوق بشر و فقدان دموکراسی توجیه می‌کرد. از آن‌جایی که دو توجیه نخست پس از حمله‌ی سال 2003 بی‌اعتبار شد، دولت به طرز فزاینده‌ای بر اهمیت دموکراسی، هم در عراق و هم در خاورمیانه، به منزله‌ی ‌دلیلی برای اقدامات انجام شده، تأکید می‌کرد.
بوش مدعی است که تمایل به آزادی و دموکراسی پدیده‌ای جهانی است، به فرهنگ خاصی وابسته نیست و امریکا خود را موظف می‌داند که از جنبش‌های دمکراتیک «با هدفِ نهاییِ پایان دادن به دیکتاتوری‌ها در جهان» پشتیبانی کند. مدافعان جنگ صفوفِ رأی‌دهندگانی را که در عراق در خلال ژانویه و دسامبر 2005 انگشتان‌شان را برای رأی دادن رنگین می‌کردند و نیز انقلاب کاج‌ها در لبنان و انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی در افغانستان را تأییدی بر ادعاهای خود می‌دیدند.
به همان اندازه که این رخ‌دادها امیدوارکننده و الهام‌بخش است، راه رسیدن به دموکراسی لیبرال در خاورمیانه دست کم در میان‌مدت به شدت مأیوس‌کننده است و تلاش‌های دولت بوش در اتخاذ سیاستی منطقه‌ای در اینجا دارد به شکست فاحشی منجر می‌شود.
بی‌شک میل به زیستن در جامعه‌ای مدرن و فارغ از استبداد، جهانی (یا کمابیش جهانی) است. این موضوع را تلاش‌های میلیون‌ها انسان که از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه‌یافته‌به امید یافتن ثبات سیاسی، فرصت‌های شغلی، خدمات درمانی و آموزش و پرورش مهاجرت می‌کنند (و کشور خودشان فاقد این امکانات است)، اثبات می‌کند.
اما این موضوع با این که بگوییم تمایلی جهانی برای زندگی در جوامع لیبرال (به معنی نظم سیاسی خاصی که دربردارنده‌ی حقوق فردی و حاکمیت قانون است) وجود دارد، تفاوت دارد. در حقیقت، تمایل به زندگی در یک دموکراسی لیبرال چیزی است که با مرور زمان به دست می‌آید و اغلب محصول ثانوی یک مدرنیزاسیون موفق است.
علاوه براین، میل به زندگی در دموکراسیِ لیبرالِ مدرن لزوماً‌ به معنای توانایی عملی کردن آن نیست. به نظر می‌رسد که دولت بوش در مسیر ساختن عراقِ پس از صدام، رسیدن به دموکراسی و اقتصاد بازار را برای جوامعی که از شر دیکتاتوری سرکوب‌گر خلاص شده‌اند، وضعیتی از پیش تعیین‌شده می‌داند؛ حال آن که به سلسله نهادهای پیچیده و درهم‌تنیده‌ای نیاز هست که در فرایندی پرتکاپو و در طول زمانی طولانی ساخته خواهند شد.
مدت‌ها پیش از آن که شما دموکراسی لیبرالی داشته باشید باید دارای دولتی کارآمد باشید. (چیزی که در آلمان و ژاپن پس از شکست در جنگ جهانی دوم هرگز از میان نرفت.) این ویژگی را در مورد کشورهایی مثل عراق نمی‌توانیم بدیهی در نظر بگیریم.
«پایان تاریخ» هرگز ارتباطی با الگوی ویژه امریکا برای سازمان‌دهی اجتماعی و سیاسی نداشت. به تبع الکساندر کوژو، فیلسوف روسی-فرانسوی که الهام‌بخش من در بحث‌های اولیه‌ام بود، بر این گمانم که اتحادیه‌ی اروپا نسبت به ایالات متحدِ کنونی با دقت بسیار بیشتری به پایان تاریخ شباهت دارد. تلاش‌های اتحادیه اروپا در فراتر رفتن از حاکمیت‌های ملی و سیاست‌های زورآزمایی سنتی که با بنیاد نهادن حاکمیت قانونی چندملیتی صورت گرفت، در مقایسه با تداوم ایمان به خدا، حکومت ملی و نظامی‌گری در امریکا، هم‌سویی بیشتری با جهانِ «پس از تاریخ» دارد.
و سرانجام این که من هرگز ظهور دموکراسی‌ها در جهان را به نمایندگی انحصاری امریکا خصوصاً به اعمال قدرت نظامی امریکا مرتبط نکرده‌ام. گذارهای دموکراتیک نیاز به جوامعی دارند که خواهان دموکراسی باشند و از آنجایی که این جوامع نیازمند نهادهایی ویژه هستند، این فرایند معمولاً تا حد زیادی طولانی و طاقت‌فرساست.
کشورهای قدرتمند خارجی مثل ایالات متحد می‌توانند با ارائه‌ی الگویی موفق از خودشان -در زمینه‌ی اقتصادی و سیاسی- به این فرایند کمک کنند. هم‌چنین این دولت‌ها می‌توانند با سرمایه‌گذاری، رهنمود، کمک‌های فنی و البته گاهی از طریق نیروی نظامی به پیش‌برد این فرایند کمک کنند. اما تغییرِ قهرآمیزِ حکومت هرگز راه گذار دمکراتیک نبوده است.

نوشته‌های مربوط:


روز جهانی علی قاضی زاده<<|| صفحه اصلی ||>>هزینه و فایده‌ی یک حق مسلم


توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.


پیام‌ها (3)

kamran:

it was a very good tranzlation; although i could not read that because of the short of time
good luck

kamran | پنجشنبه 30 فروردین 86 ساعت 13:16 | IP: 213.207.219.127



Hi

Looks good! Very useful, good stuff. Good resources here. Thanks much!

Bye





govokinolij | جمعه 22 تیر 86 ساعت 10:31 | IP: 203.162.27.93