روزانه

یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۸۹

یکی از دوستانی که قصد داشته است کتاب منطق را بخرد به جای آن که به غرفه پردیس دانش (راهرو 11 غرفه 23) برود به اشتباه به غرفه‌ی دیگری رفته است که با «شرکت نشر و پژوهش شیرازه کتاب» شباهت اسمی دارد. از آن‌ها سراغ کتاب را گرفته است و آن‌ها توضیحات عجیبی به او داده‌اند این که آن کتاب تمام شده و دیگر منتشر نخواهد شد. خوشبختانه بعداً او را دیدم و متوجه شدم که اشتباهی سراع غرفه‌ی دیگری است. استقبال از کتاب اتفاقا بد نبوده است اما این که به این زودی تمام شود انتظار زیادی است.
درست است که صنف ناشران و کسانی که در حوزه کتاب کار می‌کنند خوش‌نام هستند و توقعات زیادی از آنان می‌رود اما برخی از افراد فعال در این حوزه هیچ تفاوتی با اصناف کاملاً بازاری ندارند. جالب است که همین ناشر برای مطلبی که در معرفی کتاب در خبرگزاری آفتاب منتشر شده بود تکذیبیه فرستاده است! از نظر مدیر این نشر که به تازگی به انتشار کتاب‌های پان‌ترک‌ها روی آورده است گویا تکذیب کردن صرفاً‌ مجالی است برای ابراز وجود، چه خبر مورد نظر درست باشد چه غلط و چه آن خبر به آن‌ها ارتباط داشته باشد و چه نداشته باشد. واقعیت آن بود که آن خبر کاملاً درست بود و هیچ نکته کذبی در آن نبود، ضمن این که ربطی هم به آن ناشر نداشت.


نظرها (0) پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۸۹

کتاب منطق از مجموعه قدم اول ب ه ترجمه من در نمایشگاه کتاب غرفه پردیس دانش عرضه شده است.
کتابهای شرکت نشر و پژوهش شیرازه کتاب کلا در غرفه پردیس دانش ارائه شده اشت. از میان این کتاب‌ها «جمهوری‌خواهی» و «درباره دموکراسی» را توصیه می‌کنم اگر قبلاً نخوانده‌اید و به مسائل سیاسی و دموکراسی علاقه‌مندید حتماً بگیرید.


نظرها (0)

معرفی

گفتگو 53

جمهوری مهاباد
192 صفحه/ 1500 تومان

حدود 150 صفحه از 190 صفحه‌ی آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع ویژه‌ی این شماره «جمهوری مهاباد» اختصاص یافته است. کاوه بیات علاوه بر «باب گفتگو» مقاله‌ی تاریخی و خواندنی «ارومیه و تحرکات کمیته نجات» را نوشته است. احسان هوشمند «سال‌های آشوب» را بررسی کرده است و مجتبی برزویی مقاله‌ی «مکریان و اندیشه‌ی ایران» و محمد حسین خسروپناه مقاله‌ی «حزب توده‌ی ایران و تحولات کردستان» را نوشته است. «جمهوری مهاباد» و «کردها و فرقه‌ی دموکرات آذبایجان» عنوان دو یادداشت ترجمه‌ی شده‌ی این شماره است که هر کدام بخشی از یک کتاب جداگانه است. در بخش روزنامه این شماره این یادداشت‌ها آمده است: «لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها، قطع عضو بدون بیهوشی» - «نود؛ نمایش تضاد شیشه و سنگ» - «ترک‌ها و دولت سایه‌ی آن‌ها». در بخش کتاب‌خانه نیز چندین کتاب معرفی شده است.
در انتهای باب گفتگوی این شماره آمده است «مدارا و اعتدال را از ویژگی‌های اصلی فرهنگ ایران برشمرده‌اند و حد واسطی که در بسیاری از اوقات مانع از پیشامد گسست‌هایی جدی در فاصله‌ی فرازها و نشیب‌های معمول این سرزمین بوده است. این شماره نیز به رغم تمامی دل‌تنگی‌ها صرفاً با این امید منتشر می‌شود که شاید اعاده‌ی میزانی از اعتدال و مدارا، بار دیگر کارساز شده، تفاوت دیدگاه‌ها - حال در هر زمینه‌ای که باشند - از تنها مجرای معقول و میسر، یعنی از طریق طرح و بیان آزادانه، امکان حل و فصل یابند.»


نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»


گفتگو 51

پروژه‌ی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان

آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو می‌گوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که هم‌سنگ نهضت مشروطیت اسیر کج‌فهمی‌ها و خطااندیشی‌های تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کج‌فهمی و خطااندیشی نقش چشم‌گیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخ‌نگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانه‌ای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینه‌ی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطه‌خواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشته‌اند. در بخش‌ کتابخانه این شماره نیز کتاب‌های مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بی‌نظیر بوتو»، «خصوصی‌سازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو


با بهره‌گیری از
Movable Type Pro 4.31-en
جمعه ۳۱ فروردین ۸۶

آغاز برگردان

شاید این نوشته را باید پیش‌تر می‌نوشتم، یعنی قبل از این که مطلب دیگری اینجا بنویسم. اما ناچار بودم که برخی مطالب را بگذارم، اول به این خاطر که می‌خواستم با سعی و خطا وبلاگ را طراحی کنم و ببینم که ظاهرش به چه شکلی درمی‌آید و دوم این که برای سایت نوپای سناباد امروز قرار بود مطلبی بفرستم که آن را هم در اینجا گذاشتم و نوشتن در این وبلاگ را شروع کردم.
قصدم در این وبلاگ بایگانی مطالبی است که ترجمه کرده‌ام یا خواهم کرد و اگر مجالی بود پرداختن به بحث‌های مربوط به ترجمه و زبان. شاید هم در این میانه بحث‌های دیگری هم پیش بیاید. خوش‌بختانه وبلاگ این امکان را می‌دهد که هر کسی هر حرفی که در دل دارد بزند تا چیزی در دل کسی نماند، گیرم که این حرف‌ها را آدم سال‌ها فروخورده باشد. اتفاقاً‌ راه‌اندازی این وبلاگ هم‌زمان شد با دیدن نوشته‌ای از یک دوست قدیمی (البته مطلبش هم مربوط به یکی دو ماه پیش از آن بود که من دیدم) که ظاهراً به صورت اتفاقی جایی منتشر شده بود. جای مناسبی برای پرداختن به آن موضوع نبود، شاید اینجا فرصتی پیش آمد تا به آن هم اشاره بکنم. به هر حال، وبلاگ نعمتی است که با آن بهتر می‌توان با احساسات و اندیشه‌های افراد آشنا شد، حتا در مورد دوستانی که فکر می‌کنید کاملاً می‌شناسید.
یکی از دلایل راه‌اندازی این وبلاگ این بود که قصد داشتم کار ترجمه را به صورت جدی‌تری دنبال کنم. درباره‌ی کارهایی که در دست دارم در اینجا خواهم نوشت تا از نظرهای خوانندگان هم بهره‌مند شوم. مطالب نشریه دانشجویی پنجره را که مسؤولیتش با من است، به تدریج به اینجا منتقل خواهم کرد.البته سایت وزین نیلگون تا کنون چند شماره از آن را در سایت قرار داده اند.
استفاده از مطالب این وبلاگ در رسانه‌های مکتوب (کتاب‌ و مجله و روزنامه) بدون کسب اجازه،‌ روا نیست. گرچه اگر هم کسی این کار را بکند شاید من کاری نتوانم انجام بدهم، جز خواهش فعلاً کاری از دستم برنمی‌آید. در ضمن به جز برخی مطالب که اصلاً مایل نیستم در جایی منتشر شود، کسب اجازه برای انتشار بقیه‌ی مطالب چندان دشوار نیست. استفاده از این مطالب در اینترنت با نام مترجم و نشانی سایت هیچ‌گونه ایرادی ندارد.

پ.ن: مطلب نخست این وبلاگ که ترجمه‌ای از فرانسیس فوکویاما بود در سایت وزین ایران امروز منتشر شده است، از ایشان تشکر می‌کنم.

نوشته‌های مربوط:


کتاب مقدس<<|| صفحه اصلی ||>>پنجره شماره نخست


توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.


پیام‌ها (4)

LeachErnestine21 | شنبه 6 شهریور 89 ساعت 10:03 | IP: 91.201.66.6

Don't have enough money to buy some real estate? You not have to worry, because that is achievable to take the mortgage loans to solve such kind of problems. Therefore get a collateral loan to buy all you need.



امین ثابتی | جمعه 31 فروردین 86 ساعت 21:23 | IP: 80.191.174.20

با سلام:
امیدوارم که ادامه و ÷ر انرپی همواره بنویسی. در ضمن اگر نسخه ای از مطالب تزجمه ای ات را به صورت PDF بگذاری بسیار عالی است.



ebi | جمعه 31 فروردین 86 ساعت 20:07 | IP: 80.191.172.9

dorood ebraahim jaan.
baa harfhaat dar moreded in ke weblog jaaye khoobiye vaase in ke rok baashim movaafegham.
pishnahaadi ham daaram:darmorede matnhaayi ke bargardoondi age neshaani az matne asli bedi yaa oono ham ezaafe koni komake bishtari be barresiye baazgardaani haa mikone...
forsat shod be weblogam sari bezan,
door ammaa doostdaare to ebi



پویا | جمعه 31 فروردین 86 ساعت 19:54 | IP: 124.190.128.92

تبریکات پتاسیم قربان!




نظر بدهید:

سخن

شرم‌تان باد ای خداوندان قدرت، بس کنید!
بس کنید از این همه ظلم و قساوت بس کنید!
ای نگهبانان آزادی!
نگهداران صلح!
ای جهان را لطف‌تان تا قعر دوزخ رهنمون،.
سرب داغ است این که می‌بارید بر دل‌های مردم،
سرب داغ!
موج خون است این، که می‌رانید بر آن کشتی خودکامگی را موج خون!
گرنه کورید و نه کر،
گر مسلسل‌های‌تان یک لحظه ساکت می‌شوند،
بشنوید و بنگرید:
بشنوید این وای مادرهای جان آزرده است،
کاندرین شب‌های وحشت، سوگواری می‌کنند!
بشنوید این بانگ فرزندان مادرمرده است؛
کز ستم‌های شما هر گوشه زاری می‌کنند.
بنگرید این کشتزاران را که مزدوران‌تان
روز و شب با خون مردم ،آبیاری می‌کنند.
بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر،
بیدادتان را، بردباری می‌کنند!
دست‌ها از دست‌تان ای سنگ چشمان! بر خداست!
گرچه می‌دانم
آنچه بیداری ندارد،
خواب مرگ بی‌گناهان است و وجدان شماست!
با تمام اشکهایم ،باز،- نومیدانه- خواهش می‌کنم:
بس کنید!
بس کنید!
فکر مادرهای دلواپس کنید
رحم بر این غنچه‌های نازک نورس کنید!
بس کنید.


فریدون مشیری

پیوندها

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است:
Creative Commons License