سیدجواد علوی مقدم متولد سال 66 است. در سن 6 سالگی بازی شطرنج را شروع کرد و از 7 سالگی شطرنج را به صورت حرفهای آغاز کرد. مشوق اصلی وی مادرش بود که مسؤول شطرنج بانوان کشور بود. در سال 74 قهرمان کشور در ردهی نوجوانان شد و این مقام را در سالهای سال 75 و 76 و 80 نیز حفظ کرد. سال 76 در فرانسه قهرمان نوجوانان جهان شد. سه مدال نقرهی آسیایی و 2 مدال برنز در ردهی دانشآموزان جهان کسب کرده است. یک مدال از مسابقات المپیاد جهانی شطرنج که در سال 82 در ترکیه برگزار شد دریافت کرد و دو بار مقام اول مسابقات ابوظبی شد. یک سال در مسابقات گرجستان اول شد. و سرانجام مقام دوم دانشجویان جهان را که امسال در نیجریه برگزار شد، کسب کرد. وی به همراه تیم دانشگاه علم و صنعت ایران برای شرکت در پانزدهمین دور مسابقات شطرنج دانشجویان به زاهدان آمد. در این مسابقات اگرچه نتیجهی تیمی نگرفتند اما وی مدال قهرمانِ قهرمانان این دور از مسابقات را از آن خود کرد. یک روز پس از پایان مسابقات در هتل محل اقامتش گفتگوی کوتاهی دربارهی وضعیت شطرنج کشور و کیفیت این دور از مسابقات انجام دادیم.
***
وضعیت شطرنج کشور را در مقایسه با گذشته چطور ارزیابی میکنید؟
- شطرنج ایران نسبت به گذشته پیشرفت کرده است. نسبت به سالهای گذشته سطح عمومی شطرنج بالا رفته است. ولی ما استعدادهای نخبه در کشور خیلی کم داریم. نمیبینیم که دیگر بازیکن خیلی نخبهای وارد شطرنج بشود. بخصوص در ردههای سنی پایینتر ما این موضوع را نمیبینیم. در سال 77 در مسابقات رشت مقام اول را به دست آوردیم اما در مسابقاتی که اخیراْ برگزار شد تیم ایران هیچ مقامی نتوانست بیاورد و تیم هند آمد مدالها را واقعاً درو کرد. ما واقعاً پسرفت کردیم و هندیها گوی سبقت را از ما در سطح آسیا ربودند. ولی سطح عمومی شطرنج به خاطر وجود کامپیوتر و تکنولوژی بالاتر رفته است.
موانع رشد شطرنج کشور را در چه مسائلی میبینید؟
- یکی از دلایلش ضعف مربیان است، مربیان ما آن جور که باید و شاید بهروز نیستند. آنها باید این حس را در خودشان به وجود بیاورند که به روز شدن یک افتخار است، عار نیست. بد نیست مطالب را از اینترنت بگیرند. کاری که اکثر مربیان خارجی میکنند.
مسؤولان هم باید به شطرنج توجه بیشتری بکنند. سرمایهگذاری بیشتری روی نخبهها بکنند. شاید یکی از دلایلی که شطرنج ما با روسیه تفاوت دارد این است که آنها از پایه بیشتر سرمایهگذاری میکنند. در روسیه شطرنج یکی از واحدهای درسیشان در دبیرستان هست و آنها در مدرسه کمکم علاقهمند میشوند. به همین خاطر شاید ما نباید خودمان را با آنها مقایسه بکنیم، چون آنها اصلاً پایهای کار میکنند و یک سرو گردن از ما بالاتر هستند. یکی از دلایل عدم رشد شطرنج در ایران همین است.
علت پیشرفت شطرنج در یک کشور چه چیزهایی است، ظهور نخبههاست یا این که عملکرد فدراسیونها و حمایت آنها باعث پیشرفت میشود؟
هردوی اینها هست. اگر بخواهیم به سطح اول برسیم باید استعدادها را داشته باشیم و بعد این استعدادها را پرورش بدهیم. البته میشود بدون استعداد خیلی خارقالعاده هم به سطح قابل قبولی در جهان برسیم، البته به سطح بالا نمیشود رسید. برای رسیدن به 20 یا 30 تای اول باید یک سری نوابغ باشند که استعداد خیلی بالایی داشته باشند و حمایت هم بشوند. ولی اگر استعداد خیلی بالا هم نباشد با پشتکار میتوانند به سطح 100 تیم برسند.
مثلاً ما استعدادهایی داشتیم مثل محمد حداد که در همین سیستان و بلوچستان هست که واقعاً یکی از اعجوبههای شطرنج بود و اگر اشتباه نکنم در سال 77 در رشت در مسابقات آسیایی اول شد. به هر حال ایشان هم مثل من یک مدتی دلسرد شد و شطرنج را کاملاً کنار گذاشت. آقای حداد با محمدیف مساوی کرد که الآن ایشان نفر پنجم یا ششم دنیاست و محمد حداد هم میتوانست در آن حد باشد. دوبار با او مساوی کرد، نشان میدهد که حداد چیزی از او کم نداشت.
بنابراین کشف و تربیت استعدادها عامل حیاتی در پیشرفت شطرنج کشور است.
- بله، صد در صد. متأسفانه مسؤولان فدراسیون قبلی به این موضوع اصلاً توجهی نمیکردند و با عَلَم کردن یکی دو تا بازیکن بقیه را کنار میزدند و سعی داشتند اشتباهات خودشان را پشت سر آن بازیکنها مخفی کنند. اگر یک موفقیت نسبی آن بازیکن یا بازیکنان به دست میآوردند سعی میکردند پشت آن قایم بشوند و بگویند که ما آن موفقیت را به دست آوردیم. ولی به چه قیمتی؟ به قیمت این که مثلاً حداد و امثال آن کنار بروند. این روش غلط است. اگر ما همان بازیکنان قدیمی را حفظ میکردیم الآن یک تیم قدرتمند داشتیم که شاید میتوانستیم جزو ده تا تیم برتر دنیا باشیم. ولی الآن در المپیادها چهلم و پنجاهم میشویم.
رسانهها تا چه اندازه در پیشرفت شطرنج میتوانند مؤثر باشند؟
قطعاً رسانهها مؤثرند. در هر زمینهای تبلیغات خیلی مؤثر است. خصوصاً در این رشتهی ورزشی که هنوز آن طور که باید و شاید در ایران جا نیفتاده است. مشکلات دیگری هم است در ایران خیلی سال نیست که شطرنج آزاد شده است و ما نسبت به خیلی کشورها عقبیم و در واقع بازیکنان شطرنج بعد از انقلاب زیر 20 سال هستند.
رسانهها باید شطرنج را در بین عموم مردم جا بیندازند اگر جا بیفتد کمکم خانوادهها علاقهمند میشوند و خود به خود استعدادها شکوفا میشود. وقتی خانوادهها به شطرنج اهمیت بدهند و پیگیر بشوند از صد خانواده بالاخره یک استعداد بیرون میآید که بشود روی آن کار و سرمایهگذاری کرد تا به مدارج بالا برسد.
این که تلویزیون به اخبار شطرنج نمیپردازد مشکلی را برای شطرنج به وجود نمیآورد؟
تلویزیون متأسفانه اخبار شطرنج را چندان منعکس نمیکند. حالا یا ایراد از روابط عمومی است یا فدارسیون یا جای دیگر، بالاخره یک نفر این وسط مقصر است که این خبرها به مردم نمیرسد و این لطمهی بزرگی به شطرنج است. اسپانسرهایی که میتوانند از تیمها حمایت بکنند، به دلیل این که اسمشان را در تلویزیون نمیگویند، نمیآیند. اسپانسر هدفش از سرمایهگذاری این است که اسمش گفته بشود و برد تبلیغاتی داشته باشد. خیلی از این اسپانسرها در ورزشهای دیگر در برنامههای مختلف صدا وسیما شرکت دارند مثلاً در برنامه توپ و تور. اگر در شطرنج هم یک برنامهای بیاید البته لازم نیست به وسعت ورزشهای دیگر، ولی دربارهی تیمها بحث بکند و اسم تیمها را بگوید، خود به خود تیمها علاقهمند میشوند و سران باشگاهها میآیند و سرمایهگذاری میکنند و تیم باشگاهی میرود بالا. این یکی از راههای پیشرفت شطرنج است.
شطرنج دانشجویی چه جایگاهی در میان شطرنج قهرمانی کشور دارد؟
شطرنج دانشجویی به نظر من یکی از بخشهای مورد احترام شطرنج است. زیرا شطرنج رشتهای است که اکثر افراد در آن تحصیلکردهاند و نسبت به رشتههای دیگر از نظر فرهنگی و سطح سواد یک سر و گردن بالاتر هستند و این بالاخره یک افتخار است و این که در شطرنج دانشجویان کشور این همه شطرنجباز خوب است خیلی خوب است، در خیلی از کشورها و در خیلی رشتهها این طور نیست. به این موضوع باید توجه کنند و سعی بکنند یک هماهنگی بین شطرنج دانشگاهی و شطرنج کشور به وجود بیاورند. شطرنج دانشجویی خودش میتواند بازیکن به تیم ملی بفرستند. اما شاید هنوز آن قدر جا نیفتاده است که به شطرنج دانشجویی اهمیت بدهند.
سطح ایندوره از مسابقات چطور بود؟
سطح این مسابقات به نظر من خیلی بالا بود و این البته فقط نظر من نیست، نظر همه است. شما میتوانید از نظر ریتینگ بازیکنان را با دورههای قبل مقایسه کنید یا بالاترین ریتینگ جدول را با دورههای قبلی مقایسه بکنید میبینید که بالاتر است. اما از نظر کمی هم به دلیل این که مسابقات در زاهدان بود و به اکثر شهرها خیلی دور است، شاید باعث شد بعضی تیمها نیایند. مثلاً تبریز، گیلان و مازندران هم که هر سال عضو ثابت بودند احتمالاً به دلیل دوری راه نیامدند. اما نمیشود گفت که به نظر کمّی مشکل داشتیم، به هر حال همهی تیمهای مدعی آمده بودند و تیم دیگری نیست که مدعی شود که اگر میآمد اول تا سوم میشد. اکثر تیمهای مهم آمدند و همهی بازیکنان مدعی هم آمدند.
سطح میزبانی هم به نظر من عالی بود من خودم مسابقات کشوری زیاد شرکت کردم. هیچ جا این طور نبوده است. کیفیت غذا و هتل و ایاب و ذهاب خیلی عالی بود و واقعاً هیچ گونه مشکلی در مسابقات من ندیدم. از مسؤولان تشکر میکنم و امیدواریم باز هم مسابقات در اینجا برگزار شود.
شما بالاخره تصمیم دارید رشتهی تحصیلیتان را ادامه بدهید یا به شطرنج قهرمانی بپردازید؟
والله این سوالی است که از وقتی که دانشجو شدم ذهنم را مشغول کرده است، الآن هم که با شما صحبت میکنم هنوز نمیدانم کدام بهتر است. فعلا در نظر دارم هر دو را ادامه بدهم، البته مشکل است. اما کاری است که بسیاری از استادان بزرگ شطرنج انجام دادهاند مثل دکتر باتینیک، دکتر آلخین، دکتر لاسکر و از این دکترها ما در شطرنج کم نداریم که هم دکتر بودند و هم استادبزرگ شطرنج و به سطح قرمانی جهان رسیدند. سعی میکنم در شطرنج ودرس آنها را الگو قرار بدهم.
شما مدتی شطرنج را کنار گذاشته بودید و دوباره ادامه دادید. علتش چی بود؟
من شطرنج را 6 سال کنار گذاشته بودم و بعد اولین مسابقهام قهرمانی استان تهران در اوایل مردادماه بود. یکی از دلایلش هم درس خواندن و کنکور بود. دلیل عمدهی دیگرش این بود که با فدراسیون مشکل داشتم. فدارسیون اشکالاتی داشت، آقای کامبوزیا رییسش بودند و خیلی ضعیف کار کردند. عملکردشان واقعاً افتضاح بود. استعداهای زیادی را ایشان از بین بردند. با این که قدرتمند بودند و پول زیادی به فدراسیون میآوردند. نفوذ زیادی داشتند و معاون بودند و امور ساختمانساری فدراسیون بر عهدهی ایشان بود. اما آن طور که باید و شاید هزینهها را درست مصرف نمیکردند. میتوانم بگویم که اطرافیانشان ایشان را از بین بردند. به طوری که ایشان نتوانستند 4 سال را دوام بیاورند و اواخر دوره استعفا کردند و اطرافیان دورش را خالی کردند و همانها سریع به رییس فدارسیون بعدی چسبیدند. این دغل دوستان که میبینی مگسانند بر گرد شیرینی.
شطرنج چه تأثیری در زندگی افراد میتواند بگذارد؟
اگر بخواهم از دید یک شطرنجباز حرفهای جواب بدهم باید بگویم مثل هر چیز دیگر آثار مثبت و منفی دارد. آثار مثبتش این است که اولاً یک ورزش است، ورزش فکری، ذهن را درگیر میکند و بخصوص برای ما که رشتهی فنی هستیم خیلی مفید است. خصوصیت دیگرش این است که جایی به هر حال هست که وقت را میشود به طرز مفیدی صرف کرد و ضررش هم این است که خیلی وقتگیر است و اگر برنامهریزی غلط باشد، صد درصد لطمه میزند. ما کسی را داشتیم که دانشجوی سال پنجم پزشکی بود و به خاطر شطرنج درسش را ول کرد و از دانشگاه اخراج شد و در شطرنج هم به جایی نرسید. این روش اشتباه است و ما از این نمونهها زیاد داشتیم.
چه توصیهای برای علاقمندان به ورزش شطرنج دارید؟
اول از همه باید سعی کنند یک مربی خوب پیدا بکنند. مربی خیلی مهم هست حتا اگر خیلی هم قوی نباشد. به هر حال هر مربیای حرفهایی دارد که میتواند آموزش بدهد. اگر مربی نتوانستند پیدا بکنند این خلأ را باید با پشتکار خودشان پر بکنند. مسابقات زیاد شرکت کنند بازیهای تمرینی زیاد انجام بدهند. سعی بکنند از برنامههای کامپیوتری استفاده بکنند. کامپیوتر در شطرنج مدرن امروز خیلی تأثیرگذار است. کسی که با کامپیوتر خوب کار کرده باشد و واریانتها را دیده باشد، خیلی میتواند پیشرفت کند. کتابها را هم باید بخوانند. کتابهای اصولی که قهرمانهای جهان مثل کارپف و گاسپارف نوشتهاند خیلی مهم است. شطرنج رشتهای است که هر چقدر تلاشی بکنی، کم کردی و جا برای تمرین زیاد دارد. هر کاری هم بکنی هدر نمیرود بالاخره آن چیزی که قبلاً جایی دیدی ممکن است یک جایی به درد بخورد.
از این که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید، سپاسگزارم.
من هم تشکر میکنم و برای همهی دستاندرکاران نشریه پنجره آرزوی سلامتی میکنم.
