یادداشت فرید کرمی را در مورد السا نوشته بود به دلیل طولانی بودن نتوانستیم در پنجره شماره 16 به طور کامل منتشر کنیم، مجبور شدیم بخشهایی از آن را حذف کنیم. قول داده بودیم که متن کامل را در سایت بگذاریم. با پوزش از این که این کار دیر شد.
یادداشت دیگری نیز که انتقاد از انجمن علمی روانشناسی بود به دست ما رسید، اما متأسفانه کمی دیر و نتوانستیم آن را منتشر کنیم، شاید در شمارههای بعد. یادداشت زیر متن کامل انتقاد آقای کرمی نسبت به الساست.
***
هفته پیش، در شمارهی پیشین همین نشریه، در خلال خواندن ستون «پیامهای 20 کلمه ای شما» پیامی از طرف یک دوست عزیز با نام مستعار «بندهی خدا» نظرم را به خود جلب کرد. «برای شادی روح السا جمیعاً صلوات». آری، این بود آن پیام . این جمله ابتدا مرا به خنده و پس از چند لحظه به تأمل بسیار واداشت تا این که پس از ساعتها اندیشه و بررسی حکایت دیروز و امروز انجمن علمی گروه زبان انگلیسی، متقاعد شدم که این دوستمان چندان هم بیربط نگفته است.
دقیقاً به خاطر دارم که تقریباً اواسط اردیبهشت سال 85 بود که یکی از اعضای ائتلافی با نام «تکامل» که برای انتخابات انجمن علمی گروه زبان انگلیسی کاندیدا شده بودند، هنگام تبلیغات انتخاباتی خود و در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان محترم مبنی بر توضیح خواستن در مورد عدم فعالیت علمی درخور شأن گروه زبان در انجمن علمی این گروه اظهار داشتند که شورای مدیریت پیشین مشکلات زیادی در اجرای برنامههای مورد نظر خود داشتند و از مهمترین این مشکلات عدم همکاری و هماهنگی و گاهاً سنگاندازی چند نفر از اعضای السا و شاید برخی از دانشجویانی بوده که با دیگر اعضای انجمن دارای نقطهنظری واحد نبودهاند. (لازم به ذکر است که کاندیدای مورد نظر خود نیز یکی از اعضای وقت انجمن علمی بود). این جناب کاندیدا که اتفاقاً به ایشان، به عنوان یک شخصی حقیقی، ارادت خاصی دارم قول مساعد دادند که با پیروزی ائتلاف آنها در انتخابات و به دست گرفتن زمام امور السا وضعیت را به مراتب بهبود خواهند بخشید، خلاقیت و نوآوری در فعالیتها و روند کاری انجمن ایجاد خواهد کرد، انگیزه را در دانشجویان برای همکاری با السا بالا خواهد برد و خلاصه وعده و وعیدهای بسیار دادند که چنین خواهند کرد و چنان. دیگر همکاران ایشان در ائتلاف فوقالذکر نیز متفقالقول صحبتهای دوست خود را تمام و کمال تأیید نمودند.
باری؛ چهار نفر از اعضای این ائتلاف از جریان انتخابات سربلند بیرون آمدند و منتخب پنجم نیز، که یکی از اعضای ائتلافی دیگر بود، استعفای خود را، بدون هیچ سروصدایی، در همان ابتدای کار اعلام نمود تا سکان هدایت انجمن را کاملاً در اختیار آنها بگذارد. به احتمال بسیار زیاد یکی از اهداف این عضو مستعفی نیز این بود تا با تنها گذاشتن این چهار همتیمی آنها را در به تحقق رساندن وعدههایشان یاری نماید. به هر حال دورهی زمانی فعالیت شورای مدیریت جدید نیز فرارسید و آنان نیز کار خود را آغاز نمودند. اما هر چه بیشتر پیش رفتیم و هر چه بیشتر منتظر ماندیم، کمتر شاهد تحقق شعارهای تبلیغاتی ایشان بودیم. نه خبری از نوآوری و خلاقیت در روند کاری انجمن شد؛ البته به جز یکی دو مورد بسیار نادر مانند جلسهی نقد ترجمهای که در سال 85 برگزار شد و دیگر تا پایان سال ادامه نیافت، و نه خبری از افزایش انگیزه و روح همکاری در میان دانشجویان زبان شد و سر آخر نیز با به راه انداختن درگیری و جاروجنجال بر سر اردوی علمی گروه زبان و جبههگیری خصمانه دبیر انجمن علیه دیگر اعضا، که دلیل این موضعگیری شدید آنها نسبت به یکدیگر هنوز هم بر همگان پوشیده است، ثابت کردند که آنها بر خلاف ادعای خود، فرق چندانی با شوراهای مدیریتی قبل از آن ندارند و شاید شوراهای مدیریتی قبل این برتری را نسبت به آنان داشته باشند که آنها حداقل جاروجنجال و درگیری به راه نینداختند. به هر حال بحث و جدل و کشمکش این دوستان به اصطلاح همفکر و همتیمی و همچنین برخی دیگر از دانشجویان آن چنان بالا گرفت که هیچ اردویی با عنوان «علمی» نصیب دانشجویان گروه زبان، که مدتهای مدیدی بود انتظار چنین رویدادی را میکشیدند، نشد و در نهایت تنها تعدادی از دانشجویان پسر گروه زبان به عنوان «اردوی فرهنگی» به تهران و نمایشگاه بینالمللی کتاب اعزام شدند. آن هم چه اردویی!
اما ناکارآمدی اعضای وقت انجمن علمی گروه زبان به این جا ختم نمیشود و حتی شورای مدیریت جدید السا (سال 86) نیز از گزند آنها در امان نماند. شورایی که همین چندی پیش طی انتخاباتی نه چند پراصطکاک پا به انجمن علمی نهاد. آری، شورای مدیریت اسبق در اواخر دورهی زمانی فعالیت خود طی یک عملیات سوقالجیشی و بدون این که هیچ کسی خبردار شود اساسنامهی انجمن علمی را به دلایلی کاملاً نامعلوم و مبهم تغییر میدهد و به گفتهی خود آن را به وزارت علوم نیز میفرستد تا مورد بررسی بزرگان وزارتخانهای قرار گیرد. عجب؟! البته به وجود آوردن این تغییر یا تغییرات در اساسنامه خود جای بحث فراوان دارد که در این مبحث نمیگنجد، و باید گفت که مهمترین و شاید به و قولی تنها تغییر بوجود آمده در اساسنامه، تغییر در نحوهی انتخاب دبیر انجمن از شیوهی انتخاب از طریق انتخابات میان اعضا منتخب به شیوهی انتصاب بر پایهی آراء بدست آمدهی هر نفر بود. به هر ترتیب آنها با این عمل خود باعث بروز درگیری و اختلاف میان چند تن از اعضای جدید السا بر سر پست دبیری انجمن شدند. برخی از اعضای جدید به تغییر بوجود آمده در اساسنامه اعتراض کردند، ولی اعتراض خود را بینتیجه دیدند و کار تا بدانجا پیش رفت که دوستان در همین اولین روزهای فعالیتشان به فکر استیضاح یکدیگر، البته طبق قوانین اساسنامه، افتادند و در نهایت یک تن از اعضای شورای مدیریت در بدو ورودش به انجمن علمی استعفا داده، و به قول یکی از اعضا، در متن استعفانامهی خود اظهار میدارد که: «باعث و بانیان استعفای خود (دبیر فعلی و شورای مدیریت سابق) را نخواهد بخشید و آنها را در روز قیامت و در صحرای محشر ملاقات خواهد نمود». نکتهی جالب و البته تعجبآور این است که دبیر اسبق انجمن، در جلسهی معارفهی شورای مدیریت جدید السا، آنها را شدیداً به همکاری صمیمانه و سازش دعوت میکند تا ما را وادار سازد این قضیه را مصداق واقعی مثل «کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا بکردی» بدانیم و بر سخن حافظ که میفرماید: «توبهفرمایان چرا خود توبه کمتر ميکنند» بیش از پیش صحه بگذاریم.
شاید بهتر میبود در مورد اهداف و انگیزههای اعضای جدید شواری مدیریت سخنی به میان نیاورم؛ زیرا خود نیز از گفتن آن خجالتزدهام، اما چه کنم که پنهان کردن حقایق برایم سخت دشوار است. آری، باید گفت که بر خلاف شاید تمامی دورههای قبل برخی از اعضای کنونی، به طرزی که شنیدههای زیادی حاکی از این امر است، اهداف و انگیزههای خود را برای کاندیداتوری صرفاً در دریافت پول کاردانشجویی عضویت در السا و استفاده از اینترنت نامحدود انجمن علمی خلاصه نمودند. اما باز هم خداوند بیامرزد پدر اینها را که صداقت به خرج دادند و به قول معروف وعدههای سرخرمن به دانشجویان ندادند که چنین میکنیم و چنان. در مورد اهداف و انگیزههای یکی دوتن دیگر نیز که تکلیف مشخص است؛ هدف این بود: یا دبیری انجمن یا هیچ! این هم حکایت انگیزههای اعضای جدید. حال تو خود بهتر بخوان حدیث این مجمل...
سخن را بیش از این به درازا نمیکشانم. نتیجه این که آنانی که به قول خود با فکر و برنامهریزی پا به میدان گذاشته و قبل از تصمیمگیری در هر موردی جوانب کار را سنجیده بودند و مهمتر از همهی اینها، اشتراکات ارزشمندی میان خود کشف کرده بودند. سرانجام شاهد و ناظر بودید که کار خود را اینگونه به پایان رساندند. آنها حداقل چند صباحی را بدون هیچگونه اختلاف و درگیری در کنار یکدیگر به اصطلاح فعالیت کردند. اما آنان که آنهمه خود را در شرایط ایدهآل یافته بودند نتوانستند هیچ گلی به سر دانشجویان زبان بزنند؛ حال در نظر بگیرید که اعضای جدیدی که در بدو ورود، خود را اینگونه در شرایط بحرانی یافتهاند، چگونه خواهند توانست در ادامه کار خود را با موفقیت پیگرفته و به پایان برسانند. اهداف و انگیزههای مادی و مضحک برخی از آنان برای راهیابی به انجمن، کشمکش و بحث و جدل بسیار بر سر پست دبیری انجمن، استعفای همراه با جنجال یکی از اعضا و بالاخره اندیشیدن آنان به استیضاح یکدیگر، آن هم در همین ابتدای کار، هیچکدام نمیتواند نشانههایی برای موفقیت یک تیم باشد: «سالی که نکوست از بهارش پیداست».
البته امیدوارم که دوستان از این وضعیت ناخوشایند رهایی یابند، اما اگر این درگیریها، حاشیهها و حرف و حدیثهای نه چندان جالب در میان اعضای انجمن ادامه یابد، ما نیز چارهای نداریم جز اینکه بر سخن دوست عزیز خود جناب «بنده خدا» صحه بگذاریم، و با او همنوا شده و برای شادی روح السا صلوات بفرستیم.

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آنجا که پیامهای این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج میشود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زنندهای روبرو شوید یا تبلیغات سایتهای غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیامها بر عهدهی فرستندگان آنهاست.