« برای شادی روح السا جمیعاً صلوات | صفحه‌ی اصلی | جنگِ حجاب »

بی‌شک استعفا می‌دادم

متن زیر توضیحات آقای محمد احسانی است در پاسخ به مطلبی در مورد تعطیلی سربداران که در این وبلاگ نوشته شد. راستش من هنوز کامل این مطلب را نخواندم یک مقدار طولانی است، شاید بعداً‌ اگر لازم بود توضیحاتی بدهم. این پاسخ در سایت قلم انجمن هم منتشر شده است.
***
محمد احسانی: دوست، یار و یاور دانشگاهی ام ابراهیم اسکافی مدیر مسوول نشریه ی مستقل دانشجویی پنجره مقاله ای درباره ی لغو امتیاز نشریه سربداران و در انتقاد از مصاحبه ی مطبوعاتی اینجانب با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در همین باره به رشته ی تحریر درآورده اند. ... لیکن پاره ای از انتقاداتی که ایشان وارد می دانستند را نا صحیح می دانم و به شرح و تفصیل وقایع و تصمیماتی که منجر به لغو امتیاز سربداران گشت را بیان می نمایم. امید به آنکه ایشان و سایر مدیران مسئول نشریات دانشگاه سیستان و بلوچستان مرا از راهنمایی های خویش محروم نگردانند.

29 فروردین ماه سال جاری اولین جلسه ی کمیته ی ناظر بر نشریات دانشگاهی در سال 86 برگزار گردید. بنده به عنوان نماینده ی مدیران مسوول نشریات در آن جلسه حضور داشتم. در طی این جلسه لیستی از نشریاتی که مدت یکسال از چاپ آخرین شماره ی آنها گذشته بود و عملاً طبق قانون باید یک ماه به آنان فرصت داده می شد تا به چاپ برسند آورده شد. در آن میان نام نشریه ی سربداران به چشم می خورد. این در حالی بود که بنده از چاپ سربداران در زمستان سال 85 اطلاع کامل داشتم اما دریغ که در اثر غفلت دستداندکاران این نشریه هیچ نسخه ای از آن به اداره ی نشریات امور فرهنگی ارجاع نگردیده بود. در همان جلسه، مجتبی نقابی صاحب امتیاز سربداران درخواستی را مبنی بر تغییر مدیرمسوول پیشین و فارغ التحصیل شده ی سربداران به فردی جدید به نام مجتبی حسینی را ارائه نمودند. این درخواست با موافقت کمیته مواجه نگردید زیرای آقای حسینی در آن واحد مدیر مسوول نشریه ی دیگری هم بودند. لذا در پایان جلسه مقرر گردید بر اساس دستورالعمل اجرایی نشریات دانشگاهی یک ماه به این نشریه فرصت داده شود تا هم مدیرمسوول جدید را معرفی نماید و هم یک شماره از نشریه را به چاپ برساند. این ابلاغیه می بایست ظرف چند روز از طریق عوامل و مسوولین اداره ی کل امور فرهنگی به صاحب امتیاز ابلاغ می شد اما افسوس که با غفلت و کم ارادگی اینان هیچ نامه ای به سربداران که حق طبیعی و جایزشان بود نرسید و دریغ که هیچ کس به این کم کاری ناشیانه و مفتضحانه توجهی ننموده و همه آنرا از یاد بردند. چه اینکه بعدها به نظرم آمد اراده ای در پشت این غفلت وجود داشت که نمی خواست اصولاً هیچ نامه ای به دست سربداران برسد.
یک ماه بعد یعنی در اوایل خرداد 86 دومین جلسه کمیته ی ناظر برگزار گردید. این جلسه البته بدون دعوت از نمایندگان مدیران مسوول برگزار گردید و البته به علت گذشت یک ماه از فرصت مقرر به سربداران امتیاز این نشریه لغو گردید و سپس طی نامه ای به صورت مکتوب درآمد که بازهم به علت کم کاری مسئولان محرتم اداره ی نشریات امور فرهنگی به دست آقای نقابی نرسید.
چندی بعد تحریریه ی سربداران بی خبر از همه جا اقدام به چاپ ویژه نامه ی دکتر علی شریعتی نمودند که کاری زیبنده و استوار بود و پس از آن از آنجایی که از دیدگاه کمیته ی ناظر این نشریه اصولاً لغو امتیاز شده بود در جلسه ی 23 خرداد 86 که باز هم بدون دعوت از اینجانب به عنوان نماینده ی مدیران مسوول برگزار گردید، آقای نقابی طی حکمی تا پایان دوران تحصیل از حق داشتن امتیاز هرگونه نشریه محروم ماندند و سربداران برای همیشه لغو امتیاز گردید.
واما بعد…
پس از آنکه از ماجرای این جلسات مطلع گشتم به سرعت به خدمت آقای دکتر محمودی رئیس کمیته ی ناظر بر نشریات رسیدم . مراتب ناراحتی و تاسف خود را از روند مذکور به خدمت ایشان ابلاغ نمودم و نیز گفتم در صورتی که روند جاری کمیته برقرار و بر دوام باشد از مقام خویش به نشانه ی اعتراض استعفا می دهم. بعدازظهر همان روز طی نامه ای موارد و مستندات خویش را درباره ی نشریه ی سربداران و به علاوه روند نا مطلوب چاپ و توزیع و کمبود امکانات نشریات دانشگاهی به صورت مکتوب به خدمت دکتر محمودی رساندم. همچنین رونوشت این نامه را به اعضای شورای فرهنگی و کمیته ی ناظر بر نشریات و برخی نهادهای دانشگاه ارائه کردم.
مقصودم از نگارش آن نامه این بود که شاید روزنه ای را برای چاپ مجدد این نشریه بیایم و یا در مقطعی بتوانم مسوولان را به خطای صورت گرفته مجاب نمایم. به علاوه آن نامه حاوی مطالبی از قبیل وضعیت نا مطلوب نشریات مستقل و امور مربوط به چاپ ایشان و امکانان کم نیز بود که البته نباید از یاد برد که پیروی آن پیگیریهای مجدانه موارد درخواستنی نشریات دانشجویی که با همت مدیران مسوول نشریات دانشگاهی طی نامه ای دیگر به صورت مکتوب درآمده بود و خود شما هم از امضا کنندگان آن نامه بودید و در شورای فرهنگی دانشگاه مطرح گردید و در آغاز سال تحصیلی بی شک ثمرات موفقیت آمیز آنرا تمامی نشریات به چشم خود خواهند دید و امیدواری آن وجود دارد که فتح بابی در این زمینه صورت گیرد.
پس از آنکه تلاش های بنده و آقای نقابی نا کام ماند و یقین حاصل شد که لغو امتیاز این نشریه حتمی و قطعی است تصمیم گرفتیم تا خبر لغو امتیاز این نشریه را از طریق رسانه ها انعکاس دهیم. بنابراین بنده اقدام به مصاحبه با ایسنا نمودم و در همان جا ذکر کردم که سناریوی برخورد با نشریات دانشگاهی در کشور برپا گردیده است.
به گمانم عمده ی انتقادات دوست عزیزمان ابراهیم اسکافی مربوط به این مطلب باشد. زیرا جناب اسکافی علت اصلی لغو امتیاز سربداران را کم کاری خودشان می دانند و فضای دانشگاهی ما را هم برای نقد و انتقاد امن و مطلوی ارزیابی می نمایند. پس لازم است با ذکر پاره ای از مسائل ایشان را به اندکی اندیشیدن در این باب دعوت نمایم.
1) اصولاً کم کاری اداری و عدم توجه به مقررات در جریان لغو امتیاز سربداران از سوی هر دو طرف ماجرا, اداره ی فرهنگی واحد نشریات و مسئولان سربداران رخ داده و به نظر اینجانب هر دو طرف فروگذار بوده اند چه اداره ی فرهنگی با عدم ارائه به موقع نامه های ایشان و چه آقای نقابی با عدم ارائه چند نسخه از نشریه ی چاپ شده به اداره ی نشریات. شما یقین بدانید اگر جز این موارد قانونی و بورکراسی بود و به سبب حدودیت های فکری و معنوی این نشریه لغو می گردید قطعاً به وعده ی خویش عمل می نمودم و از آن کمیته استعفا می دادم. هم اکنون نیز اعمال هرگونه محدودیت که منجر به تعلیق و یا لغو امتیاز نشریه ای گردد را با استعفای خویش هم ارز می دانم ولو نشریاتی چون اندیشه ی آزاد که با تفکرات بنده کاملاً متفاوت است. زیرا حق آزادی بیان در عرصه ی دانشگاهی در تمام ابعاد را پذیرفته ام.
2) اعطای حق چاپ دولتی و برخی امکانات به نشریات مستقل اگرچه در مقطع کنونی با پیگیری های فراوان و دائم بنده و سایر مدیران مسوول در آستانه ی تحقق می باشد اما به یاد داشته باشیم که نشریه ای چون پرژیا با مراجعات مکرر بارها و بارها در شورای فرهنگی، کمیته ی ناظر بر نشریات و دفتر معاونت دانشجویی را کوبید تا شاید حداقل چند برگ کاغذ از نشریه اش را با امکانات دولتی تکثیر نماید. یا نشریه ی آبگینه که پس از مرارت های فراوان در پایان ترم آماده به چاپ شد اما چاپخانه ی دانشگاه هیچ تمکین نسبت به چاپ این نشریه ننمود و یا خود نشریه ی پنجره به صاحب امتیازی شما، چه مرارت ها یی را در راه چاپ داشته اید؟
فراموش نکنیم که در آستانه ی همین تحول بزرگ و اعطای تسهیلات در امور چاپ قرار داریم. حداقل کار ما ادامه ی راه گذشته تا تحقق این حقوق قانونی می باشد. حال باید توجه شما را به برخی اظهار نظرات در جلسه ی اخیر کمیته ی ناظر جلب کنم. «چاپ را محدود کنیم»، «هزینه های چاپ بالا رفته است»، «شمار نشریات زیاد است» و قس علی هذا. دربرابر این روند منفی چگونه می توان ایستاد؟
3) تجربه به ما نشان داده است که برای مبارزه و یا مقابله با یک جریان خاص توسط حکومت در یک دوره ی تاریخی ابتدا مقدمات لازم فراهم می گردد و سپس از مجاری گوناگون زمینه سازی می شود تا همچون سدی در برابر اقدامات مخالف و منتقد بایستد. نمونه ی بارز آن در جلسه ی اخیر کمیته ی ناظر در 23 خرداد مطرح گردید. آنجا که ظاهراً از عملکرد نشریاتی چون قلم انجمن، کاغذ اخبار و حتی اندیشه ی آزاد انتقاداتی به عمل آمد.
4) بنده به شخصه در بازی سیاسی عدات ندارم که بنشینم و نظاره گر بازی دیگران باشم و سپس واکنش نشان دهم بلکه اعتقاد دارم باید کنشگر مسائل سیاسی بود تا واکنشگر. حال اشاره می نمایم به طرح شکایت مکتوب حراست دانشگاه از کاغذ اخبار در جلسات اسبق و یا اعتراض لفظی نماینده ی نهاد رهبری در کمیته ی ناظر به «ویژه نامه انقلاب فرهنگی قلم انجمن» در جلسه سابق. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. به گمانم سناریوی برخورد با نشریات دانشجویی آغاز شده است. حال می توانیم بنشینیم و ببنیم تا چه خوابی برای ما دیده اند و عروسک های بازی باشیم و یا نه برخیزیم و عروسک گردان صحنه باشیم.
چه اینکه اگر می نشستیم و می ماندیم هیچ گاه وضعیت چاپ نشریات تغییر نمی نمود و اکنون هم اگر بنشینیم وضعیت نشریات و فضای فکری آن به خطوط قرمز محدود می گردد.

بازتاب

برای گذاشتن لینک مرتبط به این مطلب در این صفحه از آدرس زیر استفاده کنید:
http://eskafi.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/32

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.

نظر بدهید:

توضیح

این صفحه در تاریخ زیر ثبت شده است: July 8, 2007 6:42 PM.

مطلب قبلی این وبلاگ: برای شادی روح السا جمیعاً صلوات .

مطلب بعدی این وبلاگ:جنگِ حجاب.

:مطالب اخیر را در اینجا ببینید صفحه اصلی وبلاگ و کلیه مطالب را در اینجا ببینید : بایگانی.

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است: Creative Commons License.
با پشتیبانی
Movable Type 3.34