« بی‌شک استعفا می‌دادم | صفحه‌ی اصلی | لبخند بی‌انتها »

جنگِ حجاب

Ruti%20Teitel

روتی تیتل

استقبال از حجاب در سراسر جهان رو به افزایش است. چه به صورت روسری‌‌هایی که تنها سر را می‌پوشاند (به اصطلاح «حجاب»)، چه برای پوشاندن سر و صورت («چادر» و «برقع») و چه برای تمام بدن؛ اکنون زنان باحجاب همه‌جا در اماکن عمومی دیده می‌شوند از مدارس دولتی و دانشگاه‌ها گرفته تا پارلمان‌های قانون‌گذاری. اما چرا حجاب دوباره دارد احیا می‌شود؟
گرچه عموماً تصور می‌کنند حجاب ریشه در سنت دارد، اما ظهور دوباره‌ی آن واکنشی است در مقابل بی‌ثباتی اجتماعی و سیاسی دوران معاصر. در افغانستان و بخش‌های دیگر آسیا فروپاشی رژیم‌های کمونیستی به برانگیخته شدن احساسات مذهبی انجامید؛ همان طور که احساسات مذهبی باعث سرنگونی شاه ایران شد. در مصر و عربستان سعودی و در حقیقت در تمام خاورمیانه احیای دوباره حجاب چندین عامل دارد: برخی ادعا می‌کنند که شکست اعراب از اسرائیل در جنگ سال 1967 باعث ظهور دوباره‌ی حجاب شده است؛ عده‌ای دیگر معتقدند ناکامی در تحقق رؤیای امت واحده عرب دلیل آن بوده است. ارتباط این موضوع با سیاست حتا قوی‌تر هم می‌شود (در قرآن از حجاب به ندرت نام برده شده است) بدین خاطر که آداب حجاب مفهومی اجتماعی و مذهبی است: حجاب امکان تشکیل یک هویت آنی جدید را فراهم می‌کند (نوعی «سنت موقتی») که به ویژه زمانی بسیار قوی می‌شود که حجاب تحت فشار محدودیت اجتماعی باشد. این محدودیت اجتماعی می‌تواند از بالا به پایین باشد (یعنی از طریق دولت یا بازتفسیر اصول اسلامی) یا برعکس از پایین به بالا از طریق عرف‌های همگانی و فشارهای اجتماعی باشد. زمانی که فشار برای «حجاب» از پایین به بالا از خانواده یا جامعه اعمال می‌شود چنین آدابی اقدامات واکنشی دولت را برمی‌انگیزد.
در ترکیه دولت پوشیدن روسری را در مدارس دولتی و دانشگاه‌ها ممنوع کرده است. در آن کشور سخت‌گیری‌ها تا حدی است که هزاران دختر جوان به خاطر پوشیدن روسری از کلاس‌ها اخراج یا حتا از گرفتن مدارک‌ تحصیلی محروم شده‌اند. پوشیدن روسری در پارلمان ترکیه نیز ممنوع است. دادگاه عالی ترکیه این اقدامات سخت‌گیرانه علیه حجاب را بر مبنای سکولاریسمی که در قانون اساسی کشور آمده است توجیه می‌کند. کمال آتاتورک زمانی که ویرانه‌ی حکومت عثمانی را به ترکیه‌ی مدرن تبدیل می‌کرد این قوانین را نیز بر آن تحمیل کرد. اما تا حدی این اقدام تخطی از حقوق بشر در زمینه‌های حق تشکیل اجتماع و آزادی بیان محسوب می‌شود و محدودیت‌های حجاب در ترکیه اکنون به طرز تناقض‌آمیزی یکی از بزرگترین آرزوهای ترکیه‌ی سکولار را به مخاطره انداخته است: پیوستن به اتحادیه اروپا.
ممنوعیت‌های مشابهی در مورد حجاب در تمام منطقه اعمال می‌شود و دلایلِ سیاسیِ کاملاً مشابهی نیز دارند، یعنی جلوگیری از حاکمیت سیاسی مسلمانان. برای مثال در مصر مانند تونس و ازبکستان قوانینی اجرا می‌شود که به موجب آن حجابِ کامل ممنوع است. ممنوعیت و محدودیت حجاب منحصر به کشورهای مسلمانی که به دنبال سکولاریسم سیاسی هستند، نیست. در فرانسه پوشیدن روسری در مدارس دولتی از اواخر دهه 80 ممنوع شده است، گرچه اتحادیه اروپا خود نگران نقض حقوق بشر در ترکیه به خاطر محدودیت در مورد حجاب است. اولین بار در فرانسه پوشش روسری به دستور دولت ممنوع شد. این ممنوعیت را بعداً دادگاه قانون اساسی تأیید کرد و مدعی شد اجازه دادن برای ابراز نمادهای مذهبی، «بی‌طرفی» فضای عمومی را نقض کرده و به «تجزیه‌طلبی» منجر می‌شود.
متأسفانه این تجزیه‌طلبی‌ها پیش از این نیز وجود داشته است: صدای مخالفانِِ حجاب در میان افکار عمومی بسیار بلند است، اما به نظر می‌رسد که این مخالفت‌ها کم‌تر مذهبی است و بیشتر به احساسات ضدبیگانه و ضدمهاجرتی و مقاومت در برابر چندفرهنگی مربوط می‌شود. به نظر می‌رسد که در این مخالفت‌ها ترس از نابودی هویت ملی فرانسه نیز نقش دارد. در حالی که این نوع حکومت‌ها (هم حکومت‌های مخالف و هم حکومت‌های موافق حجاب) هدف یکپارچه کردن هویت‌های سیاسی را در دوره‌های پرآشوب به پیش می‌برند؛ بار سنگینِ بی‌تناسبی را بر دوش زنان تحمیل می‌کنند و حق آزادی بیان و فعالیت‌های اجتماعی‌شان را پایمال می‌کنند. اما در این باره چه می‌توان کرد؟ اگر ممنوعیت‌های پوششی که زنان را وادار می‌کند تا حجاب داشته باشند، سخت‌گیرانه به نظر می‌رسد؛ به‌هیچ وجه این قوانین آزادی بیشتری به زنان اعطا نمی‌کند. در حقیقت، زمانی که دولت‌ها حجاب را منع می‌کنند، اقتدار علیه زنان را به خانواده‌ها یا جوامع بزرگتر بازمی‌گردانند. برای مثال زمانی که در مصر سال 1994 وزیر آموزش و پرورش پوشیدن روسری دختران مدارس ابتدایی را ممنوع کرد واکنش شدیدی را برانگیخت، و به طور کلی در آن‌جا سیر قهقرایی قابل توجهی را در زمینه‌ی حقوق زنان به دنبال داشت. برعکس در فرانسه بسیاری از زنان مسلمان می‌گویند وقتی که دولت حجاب را ممنوع کرد آنان آزادی بیشتری به دست آوردند، زیرا چنین قوانینی به آنان اجازه می‌داد که قوانین مذهبی محیط‌شان را نادیده بگیرند.
اما ديگران ادعا می‌کنند زمانی كه دولت حجاب را ممنوع می‌کند بخشی از آزادی زنان را از بین می‌برد، زیرا پوشیدن حجاب (چه در گذشته و چه در زمان حال) حائلی را ایجاد می کند که به زنان این امکان را می‌دهد که آزادانه در جامعه رفت و آمد کنند. علاوه بر این، حجاب امکان دست‌یابی بیشتری را به نهادهای سکولار فراهم می‌کند، نهادهایی که بدون حجاب موانعی برای دست‌یابی به آن‌ها وجود دارد. به طور کلی در جوامع مردسالار پوشیدن حجاب آزادی بیشتری را برای زنان فراهم می‌کند.
چه از حجاب استقبال شود و چه مورد نفرت باشد، نشان‌دهنده‌ی نزاع بزرگ و نسبتاً جهانی بر سر هویت فرهنگی و سیاسی است. علاوه بر این، حجاب و نزاع‌های پیرامون آن نشان‌دهنده‌ی جنگی فرهنگی است که بی‌اندازه قامت زنان را فرسوده کرده است. در شرایطی که سنتی کهن، زنان را به عنوان نماینده‌ی عفت عمومی معرفی می‌کند، جای شگفتی نیست که این نزاع‌ها در جاهایی که قدرت سیاسی و مشروعیت ضعیف شده‌اند، شدت پیدا می‌کند. سرانجام این که قدرت عریان معمولاً تلاش می‌کند خودش را پشت حجاب مخفی کند.

* - روتی تیتل اصالتاً آرژانتینی و استاد قوانین تطبیقی دانشکده حقوق نیویورک است و کتاب «عدالت انتقالی» چاپ آکسفورد ( سال2000) نوشته‌ی اوست.

بازتاب

برای گذاشتن لینک مرتبط به این مطلب در این صفحه از آدرس زیر استفاده کنید:
http://eskafi.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/33

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.

نظر بدهید:

توضیح

این صفحه در تاریخ زیر ثبت شده است: July 8, 2007 9:47 PM.

مطلب قبلی این وبلاگ: بی‌شک استعفا می‌دادم.

مطلب بعدی این وبلاگ:لبخند بی‌انتها.

:مطالب اخیر را در اینجا ببینید صفحه اصلی وبلاگ و کلیه مطالب را در اینجا ببینید : بایگانی.

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است: Creative Commons License.
با پشتیبانی
Movable Type 3.34