« ساده‌لوح | صفحه‌ی اصلی | راه حل پیتر سینگر برای فقر جهانی »

تعطیلی عقلانیت

(این یادداشت در پاسخ به مطلبی در روزنامه شرق نوشته شده است و در روزنامه شرق امروز منتشر شده است.)

چهارشنبه بیستم تیرماه مقاله‌ای از آقای محمد نجفی با عنوان «تعطیلی آشکار و تعطیلی پنهان» در پاسخ به مقاله‌ای دیگر در روزنامه‌ی شرق منتشر شد. آقای بیگدلی از این که در تابستان دانشگاه‌ها تعطیل می‌شوند، انتقاد کرده بود و آقای نجفی در پاسخش گفته است: «مي‌توان ادعا کرد که دانشگاه‌ها نه تنها در تابستان بلکه در تمامي طول سال تحصيلي در تعطيلات‌اند» ادعای واقعاً بزرگی است و اگر صحت داشته باشد مایه‌ی بسی تأسف است و باید هر چه سریع‌تر جلوی اتلاف این همه هزینه را گرفت. اما قبل از پرداختن به این ادعا، به بحث ایشان در مورد «نقد کردن» و «غر زدن» بپردازیم.
مقاومت در برابر نقد تقریباً عادتی همه‌گیر است، گرچه همه مدعی‌اند که انتقاد‌پذیرند، اما با کمی اما و اگر معمولاً هیچ نقدی جدی گرفته نمی‌شود. آقای نجفی برای پیش‌گیری از چنین واکنشی، لایحه‌ی دفاعیه را پیشاپیش فرستاده است تا کسی او را در زمره‌ی «کساني که مدام وضعيت موجود و آنچه هست را «نقد» مي‌کنند. اين «نقد» اما بيشتر از هر چيز به غرزدني بي‌پايان مي‌ماند.» قرار ندهد. اما تفاوت «نقد» و «غر زدن» چیست؟ او می‌گوید: «پذيرش مسؤوليت نخستين گام است.» اما از آن‌جا که روشن نمی‌شود که خود آقای نجفی چه مسؤولیتی در این نابسامانی فاجعه‌بار دارد، و بعید است که خودشان هم «غر» بزنند، گویا باید بپذیریم که بیان همان جمله خود صیغه‌ی مبا‌رکی است که «غرغر» بودگی را از بین می‌برد.
اما حقیقتاً چرا افراد باید مسؤولیتی داشته باشند تا جدی گرفته شوند؟ فرض کنید یک متخصص شیمی خارجی چند روز را در یکی از دانشکده‌های شیمی کشورمان بگذراند و دست آخر به مسؤولان گروه شیمی بگوید که مثلاً سیلابس درسی ضعف‌هایی دارد و باید فلان درس و بهمان آزمایشگاه اضافه شود. با معیار آقای نجفی در پاسخ به او باید بگوییم تو اول بپذیر که در ضعف این گروه شیمی مسؤولیت داری تا ما بفهمیم غرغر نمی‌زنی و نقد می‌کنی، تا بعد به حرفت گوش بدهیم!
ملاک ارزیابی نقد محتوای آن است. اگر در آن حرفی جدی به روشنی زده شده باشد و کاستی و ضعف چیزی نشان داده شده باشد، از طرف هر کسی که بوده باشد، شایسته است مورد توجه باشد. با چنین ملاکی اتفاقاً نوشته‌ی خود آقای نجفی فاقد ارزش می‌شود. چون روشن نیست دقیقاً به چه ضعفی می‌خواهد اشاره کند. اگر واقعاً دانشگاه‌ها همواره تعطیلند، پس جامعه نیاز کارشناسی خودش را از کجا تأمین می‌کند؟ آیا همه‌ی بیمارستان‌ها، کارخانجات، شرکت‌های دولتی و خصوصی و مؤسسات نیازهای روزافزون‌شان را از کشورهای خارجی تأمین می‌کنند؟
در این که دانشگاه دارای مشکلات عدیده‌ای است شکی نیست. اما این مشکلات از دانشگاهی به دانشگاه دیگر تفاوت دارند و حوزه‌های مختلف هم باز مشکلات خاص خودشان را دارند. مثلاً رشته‌های علوم انسانی برای دسترسی به برخی منابع محدودیت‌هایی دارند که رشته‌های فنی و مهندسی کم‌تر با آن مواجهند. قوانین و محدودیت‌هایی هم در بعضی دانشگاه‌ها وجود دارد که مانع از بحث آزاد می‌شود. دانشگاه را از جنبه‌های گوناگونی می‌توان نقد کرد. اما کلی حرف زدن نه ضعفی را آشکار می‌کند و نه مشکلی را از پیش رو برمی‌دارد. گفتن این که دانشگاه همواره تعطیل است یعنی بودن و نبودن دانشگاه تفاوتی ندارد و این حرف را نه می‌توان در چارچوب «نقد» جای داد و نه «غر زدن». این ادعا در واقع شعاری است که اگر عقلانیت و چشم و گوش‌مان را تعطیل کنیم، جذاب و پرهیجان به نظر می‌رسد.

بازتاب

برای گذاشتن لینک مرتبط به این مطلب در این صفحه از آدرس زیر استفاده کنید:
http://eskafi.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/39

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.

نظر بدهید:

توضیح

این صفحه در تاریخ زیر ثبت شده است: July 21, 2007 4:24 PM.

مطلب قبلی این وبلاگ: ساده‌لوح.

مطلب بعدی این وبلاگ:راه حل پیتر سینگر برای فقر جهانی.

:مطالب اخیر را در اینجا ببینید صفحه اصلی وبلاگ و کلیه مطالب را در اینجا ببینید : بایگانی.

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است: Creative Commons License.
با پشتیبانی
Movable Type 3.34