سید قطب (9 اکتبر 1906- 29 اوت 1966) نویسندهی نظریهپرداز مصری و عضو اخوان المسلمین مصر بود. شهرت او بیشتر به سبب بازنگری وی در تأثیر اصولگرایی اسلامی بر تحولات اجتماعی و سیاسی، به ویژه کتاب «معالم فی الطریق» است. در کتاب تفسیر جامع قرآن، «فی ظلال القرآن الکریم» برداشتهای مدرنی از مفاهیمی اسلامی نظیر «جهاد»، «جاهلیت» و «امت» مطرح شده است. این کتاب جایگاه مهمی در اندیشههای وی دارد.
زندگی و فعالیتهای اجتماعی
قطب در روستای موشا در مصر به دنیا آمد و در سنین جوانی در آنجا به آموختن قرآن پرداخت. او به قاهره رفت و پیش از آن که کارش را به عنوان معلم در وزارت معارف (آموزش و پرورش) آغاز کند، بین سالهای 1929 تا 1933 در نظام آموزش و پروش غربی مصر تحصیل کرد. او به عنوان نویسنده و منتقد اغلب اوقاتش را صرف ادبیات میکرد. رمانی به نام اشواک (خارها) نوشت و حتا با نقدهایش نجیب محفوظ، رماننویس مصری را از گمنامی درآورد. در سال 1939 کارمند وزارت معارف مصر شد. برای تحصیل دربارهی سیستمهای آموزشی بین سالهای 1948 تا 1950 با بورسیه تحصیلی به ایالات متحد رفت و مدرک کارشناسی ارشد خود را از کالج آموزشی ایالت کلورادو (نام فعلیاش دانشگاه شمال کلورادو است) دریافت کرد. «العدالت الاجتماعی فی الاسلام» را که اولین اثر نظری مهمش در حوزهی نقد اجتماعی مذهبی است، در خارج از کشور در سال ل 1949 منتشر کرد.
گذشته از پایان نابهنگام زندگیاش، زندگی شخصیاش هیچگاه شادمان نبود. گرچه اسلام به او آرامش و رضایت خاصی میبخشید، اما وی مبتلا به بیماری تنفسی بود و از چند بیماری دیگر نیز در سراسر عمر رنج میکشید. ویژگی بارز او «درونگرایی، انزواطلبی، افسردگی و نگرانی» بود. ظاهرش «رنگ پریده و چشمانش خوابآلود» بود. قطب هرگز ازدواج نکرد، شاید به خاطر عقاید تند مذهبیاش. جامعهی مصر در زمانی که او زندکی میکرد به شدت در حال غربی شدن بود، قطب معتقد بود قرآن (در سورهی نساء) میگوید که «مردان باید بر امور زنان مدیریت کنند...» قطب با خوانندگان آثارش گله میکرد که نتوانسته است زن مناسبی را که «خلوص و بصیرت اخلاقی» داشته باشد، پیدا کند و مجبور است با زندگی مجردی بسازد.
مسائل زیادی در امریکا بود که انتقاد شدید قطب را برمیانگیخت: نژادپرستی، مادیگرایی، آزادی فردی، سیستم اقتصادی، آرایشگران ناشی، ابتذال، ممنوعیت طلاق، هیجانات ورزشی و اختلاط «حیوانی» جنسیتها (حتا در موقع رفتن به کلیسا). و از حمایت نکردن امریکا از مبارزات مردم فلسطین نیز به شدت انتقاد میکرد. در مقالهای که پس از بازگشت از امریکا در مصر منتشر کرد، با رفتارهای جنسی در امریکا به شدت انتقاد کرد:
«دختر امریکایی کاملاً به افسونگریهای بدنش آگاه است. او میداند که افسونگری در چهرهاش، چشمان نافذ و لبهای تشنهاش نهفته است. او میداند که پستانهای گِردش، باسن بزرگش، رانهای خوشترکیبش و ساقهای صافش افسونگرند. او همهی اینها را میداند باز هم آنها را نمیپوشاند.»
و در مورد سلیقهی موسیقی ]دختر امریکایی[ نوشت:
«موسیقی جازی را که سیاهپوستان بنوازند، ترجیح میدهد تا هم عشقش به هرج و مرج را ارضا کند و هم سلیقهی جنسیاش را...»
قطب نتیجه میگیرد که جلوههای اصلی زندگی امریکایی «بَدْوی» و منزجرکننده است. تجربیاتش در ایالات متحد باعث شد تا در بازگشت به مصر، عزمش برای مخالفت با ارزشهای غربی و حرکت به سوی افراطگرایی جزم شود. در سال 1953 از خدمات دولتی استعفا داد تا به اخوانالمسلمین بپیوندد و بعدها تأثیرگذارترین مبلغ این گروه شد. مکتب فکری او اکنون به عنوان قطبیسم شناخته میشود.
هم اخوانالمسلمین و هم قطب از ارتباط نزدیکشان با جنبش افسران آزاد در زمان کودتای 1952 و پس از آن راضی بودند. بسیاری از اعضای اخوانالمسلمین انتظار داشتند که ناصر دولتی اسلامی تشکیل دهد، دست کم یک دموکراسی اسلامی. اما خیلی زود رابطهی میان اخوانالمسلمین و افسران آزاد که موفقیتهایی در انقلاب کسب کرده بودند، تیره شد. افسران آزاد نه انتخابات برگزار میکردند و نه حاضر بودند مصرف الکل را ممنوع کنند. خیلی زود معلوم شد که اصول اسلامی اخوانالمسلمین و ایدئولوژی سکولار ناصریسم با هم سازگار نیستند.
پس از تلاش برای ترور جمال عبدالناصر در سال 1954، دولت مصر به تأدیب اخوانالمسلمین پرداخت. قطب و بسیاری دیگر از اعضای اخوانالمسلمین را به خاطر مخالفتهای شفاهی با سیاستهای دولت حبس کرد. قطب در زندان دو اثر بسیار مهمش را نوشت: تفسیری بر قرآن «فی ظلال القران الکریم» و مانیفست اسلام سیاسیاش با عنوان «المعالم فی الطریق». این آثار اندیشههای نهایی قطب را تشکیل میدهند، او در این کتابها بر مبنای تفسیرهایی از قرآن، تاریخ اسلام و مسائل اجتماعی و سیاسی مصر ادعاهایی افراطی و ساختارشکنانه مطرح کرده است.
قطب با وساطت نخستوزیر وقت عراق، عبدالسلام عارف، از زندان آزاد شد، اما 8 ماه بعد در اوت 1965 دوباره بازداشت شد. او متهم به طراحی برای سرنگونی دولت بود و به دادگاهی فرستاده شد که عدهای آن را دادگاهی نمایشی مینامند. اغلب اتهامات او مستقیما برگرفته از کتاب «معالم فی الطریق» بود. او در دادگاه سرسختانه از عقایدش دفاع کرد. دادگاه قطب و 6 عضو دیگر اخوانالمسلمین را به اشد مجازات یعنی اعدام محکوم کرد. در 29 اوت 1966 سید قطب به دار آویخته شد.
تکامل فکری
در اینباره که چرا قطب از یک اصلاحطلب سکولار در دههی 1930 به یک اسلامگرای تندرو (که در معالم فی الطریق مشهود است) در دههی 1950 تبدیل شد، نظریات گوناگونی وجود دارد. یکی از نظریههای عمده در این مورد این است که زمانی که وی در سالهای 1954 تا 1964 در زندان به سر میبرد، از آن جا که شاهد شکنجه و جنایات زیادی علیه اخوان المسلمین بود، نتیجه گرفت که جز در یک حکومت پایبند به قوانين شرع نمیتوان جلو چنین مظالمی را گرفت. نظریه دیگر این است که تجربیات وی در امریکا از یکسو و این که سیاستهای ناصر به اندازهی کافی ضدغربی نبودند از سوی دیگر باعث شد تا افسون قدرتمند و خطرناک جاهلیت (که در نظر او خطر جدی یک ذهنیت سکولار بود) را احساس کند. سرانجام، قطب نظریه خودش را در «معالم فی الطریق» مطرح کرد، او ادعا میکند تا زمانی که از قوانین شریعت به عنوان یک سیستم جامع برای تمام جنبههای زندگی پیروی کنیم، هیچ چیز غیراسلامی ناجور و فاسدی وجود نخواهد داشت و انسانیت از تمام مواهب برخوردار خواهد شد، از آرامش شخصی و اجتماعی گرفته تا «گنجینههای» نهفته در جهان.
به طور طبیعی، تجربیات قطب به عنوان یک مصری – دوران کودکی، کارهای حرفهای و مبارزاتش در اخوانالمسلمین- اثر آشکاری بر دیدگاههای نظری و مذهبیاش باقی گذاشته است. حتا در نوشتههای سکولار اولیهاش، نشانههایی برای زمینههای بعدی افکارش وجود دارد. برای مثال، در خودزندگینامهی دوران کودکی قطب «طفل من القریه» کمتر اشارهای به اسلام یا نظریههای سیاسی شده است و معمولاً در زمرهی یک اثر ادبی سکولار طبقهبندی میشود. با جود این، پر از اشارههایی به عرفان روستایی، خرافات و قرآن و وجود بیعدالتی است. آثار بعدی قطب در چنین زمینههایی با استفاده از تفسیرهای قرآنی، عدالت اجتماعی و اسلام سیاسی بسط پیدا میکند.
حرفهی نویسندگی قطب تأثیر عمیقی بر فلسفهاش گذاشته است. در «التصویرالفنی فی القرآن» درکی ادبی از قرآن و روششناسی تکمیلی در تفسیر متن را به کار برد. هرمنوتیک وی که در تفسیر جامع قرآن «فی ظلال القرآن» به کار رفته است زیربنای تبیین رادیکال در «معالم فیالطریق» است.
دراواخر عمر، قطب تجربیات شخصی و پیشرفتهای نظریاش را در بدنهی باورهای مذهبی و سیاسیاش ترکیب کرد و در «معالم فیالطریق» منتشر کرد. این کتاب خلاصهای از دیدگاههای کلی قطب دربارهی سیستم اسلامی است. در ضمن در این کتاب؛ قطب آشکارا حکومت سکولاری مثل رژیم عبدالناصر که مشروعیتش را بر مبنای خواست و رضایت انسانها قرار داده بود، محکوم کرده است. این اثر بیش از دیگر آثارش، شخصیت قطب را به عنوان رهبر اسلامگرایان افراطی در قرن بیستم شکل داد.
دیدگاههای سیاسی
قطب چه در زمانی که از حکومت دیدکتاتوری حمایت میکند و چه بعدها که حکومت قوانین شریعت و ذاتاً بدون دولت را ترویج میکند، دیدگاههای سیاسیاش همواره متمرکز بر اسلام است، اسلامی که سیستم جامع اخلاقی، قضایی، و حکمرانی دارد و قوانین شریعتش باید تنها مبنای حکومت باشد. دیدگاه قطب دربارهی حکومت اسلامی با بسیاری از مسلمانان نوگرا و اصلاحطلب که معتقدند چون نهاد قرآنی شورا از انتخابات و دموکراسی حمایت میکند، در نتیجه دموکراسی پدیدهای اسلامی است، متفاوت است. قطب در عوض از حکومت «مطلقهی محض» دفاع میکند، او ادعا میکند که خطاب قرآن در موضوع شورا تنها به حاکم است تا با برخی از حکومتشوندگان مشورت کند و ربطی به انتخابات دارد.
قطب انقلاب 1952 را در ابتدا فرصتی برای عملی کردن دیدگاههایش میدید، اما به محض این که معلوم شد این رژیم اجرای کامل قوانین شریعت را نمی پذیرد، از سیاستهای دولت جدید افسران آزاد به رهبری جمال عبدالناصر فاصله گرفت. قطب همچنین شاهد عینی وحشیگریهای حکومت ناصر در بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و خشونتهای مرگبار در زندان بود. شاید در واکنش به همین مظالم قدرت بود که دیدگاه قطب شکل گرفت: حکومت اسلامی به جای آن که توسط چند شخص دیندار اداره شود، باید «فارغ از انسانهای روی زمین و هر ارادهای جز ارادهی خداوند باشد» و هیچ حکمرانی نداشته باشد.
گفتار اصلی: معالم فیالطریق
ایدهی فراغت کامل ]حکومت[ از انسان و راههای رسیدن به آن در آخرین کتاب وی «معالم فیالطریق» تبیین شده است. قطب خودش را یک مسلمان پیشتاز میدید که باید با دو روش با جاهلیت مبارزه کند: تبلیغ کردن و براندازی سازمانها و قدرتهای سیستمهای جاهلی از طریق «قدرت فیزیکی و جهاد». جنبش پیشرو باید رشد کند تا یک جامعهی حقیقتاً اسلامی را تشکیل بدهد و سپس آن را به سراسر سرزمینهای اسلامی گسترش دهد و در نهایت تمام جهان را دربربگیرد.
قطب تأکید میکند که این مبارزه آسان نیست. اسلام حقیقی تمام جنبههای زندگی را دگرگون خواهد کرد و هر چیز غیر اسلامی را از میان خواهد برد. مسلمانان غیرواقعی، یهودیان و غربیهایی که جاهلی هستند همه مبارزه خواهند کرد و همپیمان می شوند تا نگذارند جاهلیت از بین برود. مسلمانان واقعی میتوانند مشتاقانه به استقبال «فقر، مشقت، ناامیدی، عذاب و فداکاری» بروند.
فلسفه
قطب اغلب به عنوان مهمترین حامی نظری اسلامگرایی افراطی در قرن بیستم شناخته میشود. این موضوع تا حد زیادی به خاطر کتابهایی است که در این باره نوشته است و نیز به خاطر آن است که در آخرین کتابش ارتباطی قوی میان سیاست و مذهب برقرار کرده است. قطب به ویژه، دیدگاههای پیچیده و جنجالبرانگیزی را در مورد چند مقولهی اسلام سنتی طرحریزی کرد:
جاهلیت
یکی از بدعتهای قطب استفاده از واژهی «جاهلیت» در مورد جوامع مسلمان دوران مدرن بود، این اصطلاح به طور سنتی به گمراهی بشریت پیش از ظهور اسلام اطلاق میشد. از نظر قطب کنار گذاشتن قوانین اسلامی و ارزشهای مذهبی (به ویژه پس از استعمار اروپا) جهان اسلام را همچون دوران پیش از اسلام (یعنی جاهلیت) در گمراهی فروبرده است. قطب با اطلاق جاهلیت به دنیای اسلام، نتیجه میگیرد که تمام حکومتهای غیراسلامی از جمله مصر نامشروعند.
جنجالیترین ویژگی نظریهی قطب دربارهی جاهلیت، کاربرد وسیع آن بود. قطب معتقد بود که تمام جوامعی که با حکومتهای غیراسلامی اداره میشوند، غیراسلامی هستند. علاوه بر آن، قطب بر مبنای تفسیرهای قرآنی از جاهلیت، نتیجه میگرفت که مسلمانانی که در اینگونه جوامع زندگی میکنند شرعاً موظفند با دولت حاکم مبارزه کنند و با حکومت درگیر شوند. با این نظریهی مشروعیت و تحریک به انقلاب، قطب در مقابل اغلب جوامع سیاسی و از جمله موطنش، مصر قرار گرفت. تئوریهای قطب عملاً آمیزهای از تفسیر بنیادگرایانه از قرآن و ایدئولوژی اجتماعی-سیاسی رادیکال است.
نقدها
قطب را، به ویژه در بخشی از رسانههای غربی، به عنوان حامی نظری جنبشهای گوناگون افراطگرایی اسلامی در دههی 1980، از جمله سازمان بینالمللی و بدنام القاعده میشناسند. آنها ادعا میکنند که قطب زیربنای فکری افراطگرایی اسلامی است. هرکسی میتواند پیوستگیهایی میان اندیشهی قطب و گروههای بنیادگرای افراطی بیابد، از جمله دیدگاههای او شامل دفاع از حکومت اسلامی به عنوان تنها دولت مشروع، توجیه کردن مبارزه با دولتهای غیراسلامی به عنوان جهاد و مخالفت سرسختانهی با فرهنگ و ارزشهای غربی.
محمد قطب، برادر قطب، پس از رهایی از زندان در مصر به عربستان سعودی مهاجرت کرد و در آنجا به مقام استادی مطالعات اسلامی رسید. در آنجا آثار برادرش را ویرایش، منتشر و تبلیغ میکرد. یکی از شاگردان و پیروان پرشورش ایمن الظواهری بود که بعدها مشاور اسامه بن لادن شد و در کتابش «دلاوران زیر بیرق پیامبر» به تمجید از آرای قطب پرداخت.
بسیاری از مسلمانان بویژه در جوامع سنتی و جریان غالب مسلمانان از قطب انتقاد میکنند. آنان یادآور می شوند که قطب بدعتهای زیادی وارد دین کرده است و او محققی غیر حرفهای بوده است که به سنتهای اسلامی احترام نگذاشته و از اجتهاد سوءاستفاده کرده است. آنها همچنین از او انتقاد میکنند که به طرزی مخفیانه نظریاتش را بر دیدگاههای غربی منطبق کرده است. قطب معتقد بود که عدالت اجتماعی و اقتصاد توزیعی با اسلام سازگار است، مسلمانان سنتی با این دیدگاه مخالفند. برخی از مسلمانان به رهبر شناخته شدهی مذهبی به عنوان «خلیفه» اعتقاد دارند، قطب برعکس، دیدگاههای انقلابی را تأیید میکند. علاوه بر این، آنها قطب و دیگر اسلامگراها را به کفر متهم میکنند.
میراث قطب
نفوذ قطب و آثارش طیف کامل اسلامگرایان را دربرگرفته است. او اغلب در کنار اسلامگرایان برجستهای چون مولانا مودودی و حسنالبنا، یکی از پرنفوذترین مبارزان دوران مدرن به حساب میآید. وی بدین خاطر شهرت یافت که ایدئولوژی اسلامی را در حل مسائل اجتماعی و سیاسی جاری نظیر غربی شدن، مدرنیزاسیون و اصلاحات سیاسی به کار برد. قطب موضوعات بسیاری را در کتابش بسط داد که اکنون در گقتمانهای غربی دربارهی اسلامگرایی بسیار متدوال است، از جمله نظریه برخورد ناگزیر ایدئولوژیکی میان «اسلام و غرب»، نظریهی امت چندملیتی و کاربرد وسیع جهاد در پیشزمینههای گوناگون معنوی، سیاسی و اجتماعی.
قطب در زمینهی سیاست نشانهی بارزی در اخوانالمسلمین برجای گذاشته است که هنوز هم وجود دارد و با سیاست در مصر آمیخته است. اثر نظری او در مورد دفاع غیرخشونتآمیز از اسلام شامل تأکید بر عدالت اجتماعی و آموزش و پرورش سنگ بنای اخوانالمسلمین فعلی است. تفسیر او ازجهاد به صورت خشونتآمیز و غیرخشونت آمیز و کاربردش در دگرگونی اجتماعی بر بسیاری از مبارزان اسلامگرایی که بعد از وی آمدند تأثیر گذاشت. سرانجام، زندانی شدن و اعدام او باعث شد که برخی از مسلمانان وی را شهید به حساب بیاورند. بسیاری او را به عنوان مهمترین مفسر جدید قرآن در قرن بیستم میشناسند. امروز برخی او را در حد پیشکسوت افراطیترین جنبههای مبارزهی خشونتآمیز اسلامگرایی ارتقا میدهند.
آثار نوشتاری قطب از جمله جنجالیترینشان، امروزه در دسترس همگان هست و به اغلب زبانهای غربی ترجمه شده است. مشهورترین کتاب قطب، «معالم فیالطریق» را برخی آغاز اسلام سیاسی مدرن به حساب میآورند. در هر حال، اغلب نظریات قطب در تفسیر قرآنی «فی ظلال القرآن» دیده میشود. این کتاب سیجلدی به خاطر روش ابتکاری وی در تفسیر قابل توجه است. این روش وامگرفته از تحلیل ادبی امین الخولی است، هر چند برخی ویژگیهای ساختاری تفسیر سنتی را نیز حفظ کرده است (مثلاً پیش رفتن به ترتیب از اولین سوره تا آخرین سوره).
* منبع: ویکیپدیای انگلیسی
استفاده از این ترجمه در ویکیپدیا مجاز است.
