***
از فرهنگ و سنت بسیار صحبت به میان میآید، گاهی هراس از مدرن شدن را با ترس از دست دادن ارزشهای سنتی و فرهنگی توجیه میکنند. گویی سنت یا فرهنگ چیزی است که ما وظیفهی ازلی و ابدی داریم که از آن حفاظت کنیم. حال آن که بخشهایی از فرهنگ و سنت هر جامعهای به ناچار باید اصلاح شود. شاید تعصب ما باعث میشود که بخشهای عقبماندهی فرهنگ خودمان را به روشنی نبینیم، یا نادیده بگیریم و این درحالی است که بیشک با نگریستن به فرهنگهای دیگر جوامع راحتتر میتوانیم در مورد سنتهای غلطشان قضاوت کنیم. موضوع رفتارهای جنسی عجیب اسکیموها جسته و گریخته در جراید مطرح شده است، یکی از موانعی که احتمالاً باعث میشود اسکیموها این سنتشان را تغییر ندهند این است که حفظ سنتهایشان را یک وظیفهی تاریخی میدانند. اگر ما در چنین جامعهای به دنیا آمده بودیم با این سنتهای ناپسند چگونه برخورد میکردیم؟
پرسش و پاسخ خلاصهشده زیر در مورد رفتار جنسی اسکیموها از سایت The Straight Dope گرفته شده است.
***
ترجمه: حسام الدین رضایی
میخواهم جواب این سوآل را بگیرم که آیا اسکیموها این رسم خاص را دارند که همسرانشان را در اختیار غریبهها بگذارند؟
از وقتی که مُبلغهای مذهبی آمدهاند این چیزها کمتر اتفاق میافتد. علاوه براین، این قضیه با آن چیزی که 16 سالهها تصور میکنند کاملاً متفاوت است. این درست است که بعضی وقتها مردان اسکیمو اجازه میدهند غریبهها با همسرانشان بخوابند، اما آیا این قضیه برای هر احمق شهوترانی که جلوی خانهشان سبز شود، اتفاق میافتد؟ مسلماً نه. در اختیار گذاشتن همسر گاهی در بعضی موارد خاص اتفاق میافتد. این موضوع هرگز سنت رایجی نبوده است، بلکه گاهی پیش آمده است.
چندین زمینه باید فراهم باشد تا شوهری اجازه بدهد مرد دیگری با همسرش بخوابد. رایجترین مورد رسم تعویض همسر است که در همهی مناطقی که اسکیموها زندگی میکنند، اتفاق میافتد، از شرق گرینلند تا دریای برینگ. اینگونه تعویض همسر معمولاً با باورهای مذهبیشان ارتباط دارد و معمولاً هم تحت تأثیر تحریکات کاهن قبیله برای بهبود آب و هوا در فصل شکار انجام میشود.
نوع دیگر به اشتراک گذاشتن همسر، هیچگونه ارتباطی با مذهب ندارد و تنها بعد آن هم زمینهی جنسی نیست. نوعی تبادل همسر دوطرفه است. بعضی وقتها از آن به عنوان ازدواجهای مشترک تعبیر میشود. این رسم در تمام مناطقی که اسکیموها ساکن هستند وجود دارد، البته در بعضی مناطق به ندرت اتفاق میافتد و حتا در آن مناطقی که رایج است برخی از زوجها از شرکت در آن خودداری میکنند. ازدواجهای مشترک موضوع سادهای نیستند. علاوه بر انگیزههای جنسی، به منظور تقویت روابط اقتصادی و دوستی میان افراد دو خانواده نیز صورت میگیرد و در مواقع ضروری به یکدیگر وابستگی پیدا میکنند. معمولاً این قضیه بین دو زوج از دو دهکدهی متفاوت اتفاق میافتد. مرد در خانهی جدید از تمامی مسؤولیتها، حقوق و امتیازات برخوردار میشود. این قضیه معمولاً تعویض همسر نامیده میشود، اما منطقیتر این است که تعویض شوهر نامیده شود. دورهی تعویض ممکن است به هر اندازهای باشد، یک هفته متداولتر است. بعد از آن شوهرها به خانهی خودشان برمیگردند تا تعویض بعدی که ممکن است چند ماه بعد اتفاق بیفتد یا هرگز اتفاق نیفتد. روابط بین دو خانواده به قوت خود باقی میماند حتا اگر این تعویض فقط یک بار اتفاق بیفتد. همینطور این قضیه ممکن است با یک زوج دیگر یا با چندین زوج تکرار شود.
حال برمیگردم به اصل سوآل شما که آیا در اختیار گذاشتن همسر بدون این که در عوضِ آن همسر شخص مقابل را در اختیار بگیرند، اتفاق میافتد؟ باور رایج این است که این کار نوعی میهماننوازی و خدمت به مردی است که بدون همسر خودش مسافرت میکند. این تصور لزوماً برداشت درستی نیست. تا جایی که من میدانم، از هیچ مرد اسکیمویی اصلاً انتظار نمیرود که همسرش را در اختیار هر رهگذری بگذارد و در هیچ جا صدق نمیکند. اغلب اسکیموها با همسرانشان مسافرت میکنند و بنابراین چنین اتفاقی کمتر روی میدهد. مردها گاهی ابراز تمایل میکنند که همسرشان را در اختیار رهگذران قرار دهند، اما به نظر میرسد که نوعی نفرت همگانی در این مورد وجود دارد. از طرف دیگر اگر یک میهمان با گستاخی همسر میزبان را درخواست کند، ممکن است رسم میهماننوازی مانع از آن شود که این خواسته را رد کنند. اگر میزبان بیش از یک همسر داشته باشد که معمولاً از هر ده مورد یک مورد این گونه است، ممکن است تمایل بیشتری داشته باشد که یکی از آنها را در اختیار میهمان بگذارد، البته این هم یک رسم فراگیر نیست. اگر میزبان به مسافری همسرش را تعارف کند، تلویحاً این انتظار وجود دارد که او هم زمانی در آینده به همسر آن مسافر امکان دسترسی داشته باشد.
تصور غلط غربیها در مورد در اختیار گذاشتن همسران به مسافران ناشناس به عنوان یک رسم معمول چندین علت دارد. اول این که این کار در میان الوتسها رایجتر است و نه در میان اسکیموها و آنها این دو گروه را با هم اشتباه گرفتهاند.
عامل دیگر این است که مبلغان مذهبی (که نخستین کسانی بودند که به مناطق اسکیموها مسافرت کردند) زمانی که دیدهاند یک مرد اسکیمو همسرش را به میهمانش تعارف میکند، فکر کردهاند که میهمان کاملاً غریبه است در حالی که ممکن است این یک نوع ازوداج مشترک بوده باشد. در آخر این که شاید مردان اسکیمو تمایل بیشتری داشتهاند که همسرانشان با غریبههای سفید پوست بخوابند تا اسکیموهای غریبه. گزارشهای زیادی (از سوی سفیدپوستان) وجود دارد که مردان اسکیمو مایل بودند همسرانشان را در اختیار سفیدها بگذارند تا پسران زیباتری داشته باشند. نمیتوانم مانع این تردید بشوم که خودبزرگبینی و خودفریبی سفیدپوستها باعث این حرفها شده است، اما این گزارشها آن قدر زیاد شدهاند که به راحتی نمیتوان همهی آنها را کاملاً رد کرد.

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آنجا که پیامهای این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج میشود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زنندهای روبرو شوید یا تبلیغات سایتهای غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیامها بر عهدهی فرستندگان آنهاست.