« استراتژی دوسربرد احمدی‌نژاد | صفحه‌ی اصلی | دولت‌ها جنگ را به وجود می‌آورند »

تصمیم ایالات متحد و ایران به مذاکره (آزمایشی)

پاتریک سیل

ایالات متحد امریکا و ایران تصمیم گرفته‌اند که یخ روابط میان دو کشور را پس از بیش از ربع قرن بشکنند. برای اولین بار پس از انقلاب ایران در سال 1979 – و به دنبال آن 444 روز گروگان‌گیری دیپلمات‌های امریکایی – ایالات متحد امریکا و ایران وانمود می‌کنند که برای برقراری گفتگوهای «مستقیم» توافق کرده‌اند. از آنجایی که مذاکره میان نمایندگان دو طرف به مفهوم شناسایی متقابل است، این حرکت باید یک پیشرفت اساسی تلقی شود.
دو کشور تماس‌های «غیرمستقیمی» در گذشته داشته‌اند که عمدتاً از طریق میانجی‌ها هدایت می‌شده است. نکته قابل توجه این که زمانی که امریکا آماده می‌شد تا کینه‌توزترین دشمنان ایران – طالبان در افغانستان و صدام حسین در عراق – را از بین ببرد، برخی ناظران بر این باور بودند که ایالات متحد با ارائه‌ی چنین خدمت عظیمی به ایران، آماده‌ی مصالحه با ایران می‌شود، اما چنین نبود. هنوز وقتش نرسیده بود.
دو پیشرفت اخیر واشنگتن و ایران را به نقطه‌ای رسانده است که اکنون آماده‌اند، اگر چه توجهی به نگرانی‌های یکدیگر ندارند، اما دست کم در پشت یک میز رودرروی یکدیگر می‌نشینند. ایالات متحد به شدت نگران جنگ در عراق است، در حالی که ایران با انزوای بین‌المللی و فشار بر برنامه‌ی ‌اتمی‌اش روبروست. هر دو می‌خواهند راحت شوند.
وخامت اوضاع در عراق به نقطه‌ای رسیده است که ریاست جمهوریِ جورج دبلیو بوش و امید انتخاباتی حزب جمهوری‌خواه را به خطر انداخته است. میزان محبوبیت شخصی بوش به پایین‌ترین حد خود یعنی 33 درصد سقوط کرده است که عمده‌ترین دلیل آن جنگ در عراق است. تثبیت وضعیت عراق و جلوگیری از جنگ همه‌جانبه داخلی در آن کشور مهم‌ترین اولویت امریکاییان شده است.
ایالات متحد دیرهنگام و از روی اکراه این واقعیت را دریافته است که همسایگان عراق را نمی‌توان از آن‌چه در عراق می‌گذارد کنار گذاشت و باید با آنان مشورت کرد. زلمای خلیل‌زاد، سفیر افغانی‌تبار امریکا در عراق، در اظهاراتی که همگان را شگفت‌زده کرد در مصاحبه‌ای با لوموند اعلام کرد: «ما آماده‌ایم با تمام همسایگان عراق از جمله ایران مذاکره کنیم.» (اگر او جدی گفته باشد بدین معنی است که ایالات متحد آماده است با سوریه، دیگر همسایه‌ی عراق هم درباره‌ی وضعیت عراق مذاکره کند که این خود پیشرفت دیگری است.)
ایران به نوبه خود با افزایش فشار بین‌المللی علیه برنامه‌ی هسته‌ای‌اش روبروست که در زمان خودش می‌تواند به تحریم یا حتا حملات نظامی– در صورتی که بازهای واشنگتن (جمهوری‌خواهان) و تلاویو کار خودشان را بکنند- منجر شود.
با یک دولت به شدت ناپایدار، آشکار است که این وضعیت برای ایران و امریکا و در حقیقت برای تمام منطقه یک مصیبت خواهد بود. بنابراین از نظر تئوری به نظر می‌رسد نوع معامله روشن است: ایران از نفوذش برای خاموش کردن آتش جنگ در عراق استفاده می‌کند و احزاب شیعه عراق را تشویق می‌کند تا جایی هم در دولت به سنی‌ها اختصاص بدهند؛ در عوض ایالات متحد به ایران اجازه می‌دهد که تحقیقات سطح پایین برای غنی‌سازی اورانیوم را دنبال کند، به این شرط که تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باشد تا مطمئن شود که به سمت تولید بمب هسته‌ای نخواهد رفت.
چنین فرمولی به ایالات متحد و ایران این امکان را می‌دهد که هم وجهه‌ی خویش را حفظ کنند و هم از یک رویارویی مرگ‌بار بپرهیزند. اما این قدر هم اوضاع ساده نیست. انبوهی از بدبینی‌ها و دشمنی‌ها آن دو را از یکدیگر جدا نگه می‌دارد. آنها به مزاحمت و شرور خواندن یکدیگر عادت کرده‌اند.درحالی که برای بسیاری از ایرانیان ایالات متحد هنوز شیطان بزرگ است، واشنگتن ایران را «بانک جهانی تروریسم» می‌خواند و علناً اعلام می‌کند که ایران بزرگ‌ترین چالش را با منافع امریکا و سیاست‌های امریکا در خاورمیانه دارد.
دست‌یابی به تکنولوژی هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز به خواست ملی ایرانیان تبدیل شده است و نشانه‌ای است برای استقلال سیاسی این کشور. اما ایالات متحد متعهد شده است به: – در آخرین سخنان جورج بوش که در 16 مارس توسط استراتژی امنیت ملی منتشر شده است - «دور نگه‌داشتن خطرناک‌ترین سلاح‌ها از دستان خطرناک‌ترین مردم جهان.» ایالات متحد ادعا می‌کند که حق دارد علیه هر دولت یا گروهی که امکان دارد وی را تهدید کند، حملات پیش‌گیرانه انجام دهد. ان.اس.اس (استراتژی امنیت ملی) اعلام کرده است: «ما نباید استفاده از زور را پیش از آن که حمله‌ای رخ بدهد نادیده بگیریم.» علاوه بر این، تندورهای دو طرف – محافظه‌کاران ایرانی و نئومحافظه‌کاران امریکایی- نه مذاکره را می‌خواهند و نه مصالحه را. اسرائیل و دوستان امریکایی‌اش که نفوذ زیادی در شکل‌گیری سیاست امریکا دارند تمایل دارند امریکا با ایران بجنگد، نه این که گفتگو کند.
این تگناها تناقض‌های جدی‌ای را در موضع امریکا به وجود می‌آورد. ایالات متحد تصریح کرده است که هر گونه ارتباطی میان وضعیت عراق و برنامه‌ی هسته‌ای ایران را نمی‌پذیرد. ایالات متحد می‌خواهد مذاکره در عراق را محدود کند، در حالی که در همان حال به بسیج جهان علیه ایران ادامه می‌دهد تا ایران را وادار کند جاه‌طلبی‌‌اش را برای دست‌بابی به چرخه‌ی سوخت اورانیوم کنار بگذارد. این نشانه‌ی شکست است.
تنها یک گفتگوی جهانی که نگرانی‌های هر دوطرف را شامل شود شانس موفیقت دارد. به عبارت ساده‌تر، ایالات متحد، با یک فاجعه‌ی بالقوه و درازمدت در عراق روبروست؛ راهی برای خروج از مرداب می‌طلبد و در عین حال می‌خواهد چیرگی‌اش در منطقه را نیز حفظ کند. ایران در مقابل می‌خواهد که امریکا اهمیت این کشور را در منطقه به رسمیت بشناسد و امنیت ملی‌اش را تضمین کند. این اهداف درازمدت مختلف ممکن است برای توافق دشوار باشد. اما موافقت با مذاکره نقطه‌ی شروع خوشایندی است. گفتگو همیشه از جنگ بهتر است.

بازتاب

برای گذاشتن لینک مرتبط به این مطلب در این صفحه از آدرس زیر استفاده کنید:
http://eskafi.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/62

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.

نظر بدهید:

توضیح

این صفحه در تاریخ زیر ثبت شده است: August 23, 2007 10:35 PM.

مطلب قبلی این وبلاگ: استراتژی دوسربرد احمدی‌نژاد.

مطلب بعدی این وبلاگ:دولت‌ها جنگ را به وجود می‌آورند.

:مطالب اخیر را در اینجا ببینید صفحه اصلی وبلاگ و کلیه مطالب را در اینجا ببینید : بایگانی.

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است: Creative Commons License.
با پشتیبانی
Movable Type 3.34