برایان فرگوسن
مترجم: کامران ثابتی
فوکویاما برای این که ثابت کند نزاعهای جهان ریشه در زیستشناسی دارند، مرتکب اشتباهات فاحش متعددی شده است.
نخست، شامپانزهها همنوعانشان را «هدفمند» نمیکشند. واقعهی مشهور گامب که مورد اشارهی فوکویاماست، درست پس از تغییرات عظیمی که با تحریکهای انسانی همراه بود، رخ داد، مهمترینِ این تغییرات، فراهم کردنِ مصنوعیِ موز توسط محققان بود. موارد گزارش شده در «جنگهای شامپانزهها» در موقعیتهای پرتنشی به وقوع پیوسته است. نخستیشناس، مارگارت پاور با نظر فوکویاما مخالف است: «شامپانزههای وحشی که مزاحمتی برایشان نباشد، با آرامش در گروههای غیرتهاجمی و بدون سلسلهمراتب زندگی میکنند.» فوکویاما به این نکته توجه نکرده است که بونوبوهای کمترشناخته شده (شامپانزههای قدکوتاه)، نسبتشان با انسان درست مثل شامپانزههاست و تمایلی به خشونتهای گروهی ندارند.
بحث در انسانشناسی جنگ دربارهی رابطهی میان میزان بالای خشونت در جوامع قبیلهای و رفتار اجداد بسیار دور ما شدت میگیرد. فوکویا یکجانبه نگاه میکند. از سوی دیگر، مدارک بسیاری وجود دارد که پس از تماس با غرب به شدت بر میزان خشونتها افزوده شده است. عوامل ویرانگر- سلاحهای جدید، رقابتهای تجاری، بردهداری و مهاجرتهای اجباری- جنگهای بومی را دگرگون کرده و شدت بخشیده است. این سطحِ بالای کشتار، نظریهها و دیدگاههای ما را در مورد «جنگهای اولیه» شکل داده است. جنگ نشانههای باستانشناسی قابل تشخیصی برجای میگذارد و تحقیقات جهانی با صراحت و صلابت میگوید: «مستندات وجود جنگ تا مدتها پس از انتقال به دوران کشاورزی و توسعهی سیستمهای اجتماعیِ سلسلهمراتبی به ندرت یافت میشود.» جنگ در اواخر تاریخ بشر پدید آمده است، زیرا بدون وجود اقتدار، سامان دادن جنگ دشوار است. فوکویوما با این نتیجهگیری که «خط خشونتِ گروهی از شامپانزهها تا مرد مدرن پیوسته است» به سادگی انبوهی از استدلالات مخالف را کنار میگذارد.
در مورد ارتباط دادن خشونت، جنسیت و سن نیز موضع فوکویاما خطرناک است. یک مطالعه در مورد تهاجم در سال 1993 به این نتیجه میرسد: «مطالعات آزمایشگاهی در مورد تهاجم انسان، در شرایطی که بروز حملهی فیزیکی تحت کنترل است و امکان تشدید خشونت وجود ندارد، فراوانی میزان تهاجم مردان و زنان تفاوت ناچیزی با هم دارد.» فوکویاما با استفاده از روانشناسی تکاملی ادعا میکند که بیشترین خشونت را مردانِ جوان مرتکب میشوند. تحقیقی که این ادعا را بیان میکند، عمدتاً بر مبنای آمار آدمکشیهای معاصر در دترویت است. الگوی جنایات در شهرهای صنعتی مدرن به ما نشان میدهدکه آمار مربوط به دوران بسیار قدیم بیشتر از آمار تلفات رانندگی ما نبوده است. دادههای قومنگاری در مورد جنگ در جوامع قبیلهای تصویری کاملاً متفاوت به ما ارائه میکند. مسؤولیت هدایت و کشتار در جنگها بر عهدهی میانسالها بوده است (طبق استانداردهای محلی) و جوانها در کنار آنان فقط کارآموز بودهاند.
مردان جنگ را به وجود میآورند. استثنائات مهمی هم وجود دارد، اما خیلی نادر است. چرا زنان جنگجوتر نیستند؟ زیرا جنگ کار است و در تمام جوامع قبیلهای به طور مشخص تقسیم کار جنسیتی وجود داشته است. زنان وظایفی سازگار با بارداری و پرورش کودکان را بر عهده داشتهاند و مردان وظایفی را بر عهده میگرفتهاند که نیاز به قدرت و تحمل بیشتری داشته است. مردان قبیله وظیفهی تبادل کالا در فواصل دوردست را نیز بر عهده داشتهاند، اما کسی ادعا نمیکند که مردان ژنی مخصوص خرید دارند.
فوکویاما ادعا میکند که با نظر کردن «به روابط بینالمللی از دید جنسیت و زیستشناسی ... بسیار بعید است که به مسلمانان و صربها در بوسنی، هیوتوها و تاتسیها در رواندا، یا نظامیان از لیبریا و سیرالئون تا گرجستان و افغانسان توجه کنید... و یاد شامپانزههای گامب نیفتید.» مضحک و گمراهکننده است. جنگهای اخیر جهان در فضای بغرنج سیاسی که با تلاقیِ ساختارهای محلی و نیروهای بینالمللی، بسیار پیچیده هم شده است، رخ داده است. فوکویاما به جای درک این شرایط به بحث خامی در مورد رفتار شامپانزهها، مردانِ جوانِ پرخاشجو و گرایشهای زیستشناختی میپردازد.
* آر. برایان فرگوسن دانشیار انسانشناسی در دانشگاه روتگرز است.
مطالب مربوط:
زنان و تکامل سیاست جهانی- فرانسیس فوکویاما
نقدهای مقالهی فوکویاما:
دولتها جنگها را به وجود میآورند- جین اس جیکات
پدر همه چیز را میداند- کاتا پولیت
مواضع خطرناک - برایان فرگوسن
مردان هم از جنگ متنفرند - باربارا ایرنریک

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آنجا که پیامهای این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج میشود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زنندهای روبرو شوید یا تبلیغات سایتهای غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیامها بر عهدهی فرستندگان آنهاست.