« پدر همه چیز را می‌داند | صفحه‌ی اصلی | اخلاق بی‌خدا »

خلاصه‌ی مقاله‌ی فوکویاما در مورد زنان و نقدهای وارد شده

فوکویاما در مقاله‌ی «زنان و تکامل دنیای سیاست» ادعاهای بحث‌برانگیزی در مورد زنان و فمینیسم مطرح کرده است. این دیدگاه‌های او با انتقادات شدیدی هم از سوی انسان‌شناسان و هم از سوی فمنیست‌ها روبرو شده است.
فوکویاما مدعی است تمایل مردان به خشونت امری ژنتیک است و مختص به انسان‌ها هم نیست، در این مورد رفتار شامپانزه‌های گامپ را مثال می‌آورد. وجود ارتباطات مردانه را نیز امری ژنتیک توصیف می‌کند و با این دو ادعا نتیجه می‌گیرد که سیاست و جنگ هر دو کار مردان است. برخلاف انتظار نتیجه‌گیری او این نیست که باید این امور را بنا بر استعداد ذاتی‌شان به مردان سپرد، بلکه برعکس، استدلالش این است که هر چه این امور بیشتر به دست زنان سپرده شود، جهان صلح‌آمیزتری خواهیم داشت. بنابراین از حضور زنان در مناصب نظامی نیز دفاع می‌کند. استدلال او این است که نخست، این ویژگی مشترک میان مردان و دیگر حیوانات است و ما نباید هم‌چون حیوانات زندگی کنیم و دوم این که مردان به دلیل ذات تهاجمی‌شان اگر در مصدر قدرت نباشند برای صلح جهانی بهتر است. در نهایت با نگاهی بر تغییرات کیفی در آمار جمعیتی در سال‌های آتی، پیش‌بینی می‌کند که به تدریج کشورهای پیشرفته به همین سمت حرکت خواهند کرد، یعنی رهبران زن بیشتری خواهند داشت و مارگارت‌ تاچرهای پیشتری پیدا خواهند شد. او با این استدلال که جمعیت این کشورها پیرتر خواهد شد و زنان سال‌خورده نیز اکثریت نسبی پیدا می‌کنند و یکی از خواست‌‌های سیاسی‌شان احتمالاً رهبری بیشتر زنان است، به چنین نتیجه‌ای می‌رسد.
تقریباً در مورد همه‌ی ادعاهای او انتقاداتی مطرح شده است. حتا در مورد مثالی که در مورد شامپانزه‌های گامپ زده است. فرگوسن معتقد است واقعه‌ی رخ داده در پارگ گامپ کاملاً در وضعیت طبیعی نبوده و تحریک انسان‌ها در آن مؤثر بوده است. تقریباً اکثر منتقدان به این موضوع اشاره کرده‌اند که جنگ موضوع پیچیده‌ای است و غرایز انسانی نمی‌تواند در آن چندان مؤثر باشد. ادعای ژنتیکی بودن میل مردان به خشونت نیز مورد تردید قرار گرفته است. فرگوسن حضور مردان در جنگ را به خاطر تقسیم کار سنتی می‌داند و نه غریزه‌ی ذاتی. از طرف دیگر اینریک معتقد است اساساً حضور مداوم تاریخی مردان در جنگ‌ها نیز بر اساس داده‌های باستان‌شناسی صحیح نیست و مدارکی یافت شده است که حضور زنان را نیز در جنگ‌ها اثبات می‌کند. در این مورد که افزایش بیشتر زنان باعث افزایش حضور رهبران زن می‌شود نیز استدلال‌های مخالفی مطرح شده است. اصولاً جنگ و صلح از مواردی نیست که در انتخابات درباره‌ی آن تصمیم‌گیری شود، اگر چنین بود بی شک بسیاری از جنگ‌های اخیر رخ نمی‌داد. در این موارد دولتمردان معمولاً شخصاً تصمیم می‌گیرند.
***
مطالب مربوط:
زنان و تکامل سیاست جهانی- فرانسیس فوکویاما
نقدهای مقاله‌ی فوکویاما:
دولت‌ها جنگ‌ها را به وجود می‌آورند- جین اس جیکات
پدر همه چیز را می‌داند- کاتا پولیت
مواضع خطرناک - برایان فرگوسن
مردان هم از جنگ متنفرند - باربارا ایرنریک

بازتاب

برای گذاشتن لینک مرتبط به این مطلب در این صفحه از آدرس زیر استفاده کنید:
http://eskafi.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/71

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.

نظر بدهید:

توضیح

این صفحه در تاریخ زیر ثبت شده است: August 25, 2007 2:48 AM.

مطلب قبلی این وبلاگ: پدر همه چیز را می‌داند.

مطلب بعدی این وبلاگ:اخلاق بی‌خدا.

:مطالب اخیر را در اینجا ببینید صفحه اصلی وبلاگ و کلیه مطالب را در اینجا ببینید : بایگانی.

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است: Creative Commons License.
با پشتیبانی
Movable Type 3.34