آنتونیو کاسیس
تصمیم چین به اعدام رییس ادارهی بازرسی مواد دارویی، بحثهای جدیدی را دوباره در جهان بر سر مجازات اعدام به راه انداخته است. این پرسش، پرسشی قدیمی است و قدمتش به دوران افلاطون بازمیگردد، فیلسوفی که در کتاب «قوانین» اعدام را برای کسانی که جنایات فاحشی را مرتکب میشوند، ضروری میدانست.
حامیان مجازات اعدام معمولاً سه گونه استدلال را برای توجیه مبادرت کردن دولت به اعدام کسانی که مرتکب قتل دیگران میشوند، مطرح میکنند. نخست، قانون قدیمی سر به سر شدن، «چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان.» این سخنان از کانت است، نه فرمانداران تگزاس، که «هیچگونه مجازات دیگری عدالت را تأمین نمیکند.»
دوم، در اینجا استدلالی فایدهگرایانه وجود دارد: مجازات اعدام اغلب جایتکاران را از مبادرت به جنایت بازمیدارد. علاوه بر این، اعدام جنایتکاران از تکرار جنایات جلوگیری میکند: اگر از زندان آزاد شوند، ممکن است دوباره دست به کشتار بزنند.
سومین استدلال نیز فایدهگرایانه است، گرچه با غلظت کمتری: دولت با اعدام جنایتکاران به جای حبس مادامالعمر آنان با بودجه کشور، در هزینههای کلی صرفهجویی میکند.
مدافعان لغو اعدام با دو استدلال اخلاقی پاسخ میدهند. نخست، در دموکراسی مدرن، مجازات نه تنها باید کیفری باشد، بلکه باید در پی تربیت مجرم باشد تا او را برای زندگی در جامعه در کنار دیگران آماده کند. اما، در عین حال، این استدلال کوبنده نیز وجود دارد که کسانی که با زندانهای مدرن آشنایی دارند، قبول دارند که بسیاری از زندانیان مستعد رشد نیستند، واقعیتی که جز بر پایه شرایط زندانها اعتباری ندارد.
دومین استدلال اخلاقی بر پایهی این فرمان است «تو را کشتار سزاوار نیست» که دولت را از کشتار نهی میکند. اما این استدلال با این واقعیت که دولت میتواند با توسل به نیروی مرگبار از جنایات بزرگ جلوگیری کند یا در جنگ مقابله کند یا با شورشیان بجنگد، از میان میرود.
مخالفان مجازات اعدام استدلالهای فایدهگرایانهای هم دارند. مجازات اعدام برگشتناپذیر است. اگر مشخص شود که محکوم بیگناه بوده است، اعدام او قابل برگشت نیست.
علاه بر این مخالفانِ این قانون، اثر بازدارنگی آن را نیز به شدت زیر سوال میبرند. توسیدید در بحث با آتنیها بر سر این که چه مجازاتهای برای میتیلینیها سودمند است، توجه میدهد که «مجازات اعدام برای بسیاری از جرایم وضع شده است، البته مردم هنوز هم زمانی که به اندازهی کافی مصمم باشند، خطرش را به جان میپذیرند؛ زمانی که انسان برای انجام کاری عزم جدی داشته باشد، جلوگیری از آن غیرممکن است، چه با زور قانون و چه با هر نوع ابزار ارعاب دیگری.»
جرمشناسان با آمار نشان دادهاند که در امریکا در ایالتهایی که محکومان اعدام میشوند، جنایات بزرگ از میان نرفته است. دیگر جرمشناسان استدلال میکنند که اگر این یافتهها مستدل باشد، در مورد دیگر قوانین جزایی نیز صدق میکند: هر روز ممنوعیتهای قضایی نقض میشوند؛ البته اگر ما چنین ممنوعیتهایی نداشته باشیم، این جرایم شیوع بیشتری پیدا میکنند. از نظر آنان، مجازات اعدام دست کم این کارایی را دارد که خوی آدمکشی انسانها را مهار میکند.
بنابراین بحث مجازات اعدام به تبادل دیدگاههای متضاد اخلاقی و فایدهگرایانه خلاصه میشود. اما ما نباید دست روی دست بگذاریم و از پشتیبانی خودداری کنیم. من خودم معتقدم که مجازات اعدام عمیقاً نظریه حقوق بشر را که بر مبنای احترام به زندگی و کرامت انسانها بنا شده است، نفی میکند.
در هرحال، چه شما با مجازات اعدام موافق باشید، چه مخالف، از این بحث دو درس میتوان گرفت. نخست، مبارزه برای کرامت انسانی و احترام به زندگی، مانند دیگر مبارزات برای حقوق بشر فعال شده است و مصرّانه توسط اعضای جامعه مدنی، (اشخاص بیش از دولتها) دنبال میشود. سزار بکاریا نمایندهی عصر خِرد در سال 1764 برای نخستین بار در چند صفحه از کتابچهای سرنوشتساز از لغو مجازات اعدام دفاع کرده است.
در حقیقت، باید سپاسگزار معدودی از اندیشمندان و مبارزان باشیم که دولتها به تدریج از باورهای قدیمی فاصله گرفتهاند. از جمله توماس کامپانلا، فیلسوف بزرگی که بخش عمدهای از عمرش را در زندان گذراند و به خاطر عقایدش شکنجه شد. او چندین قرن پیش نوشت: «تاریخ عوض میشود، نخست با زبان و سپس با شمشیر.» امروزه سازمانهایی مثل «عفو بینالملل» و «قابیل را عفو کنید» وجود دارند که به دولتها برای لغو مجازات اعدام فشار میآورند.
دومین درس این است که بحث مجازات اعدام نباید تمام توجه ما را به خودش جلب کند. اگر قصدمان این است که چوبههای دار برچیده شود، باید برای جلوگیری از وقوع جنایت و نیز علیه شرایط غیرانسانی بسیاری از زندانها نیز مبارزه کنیم. از همه مهمتر این که پیشنهاد جایگزینی مجازات حبس به جای اعدام با شوک الکتریکی، اگر زندانیان مستعد رفتارهای ویرانگر و وحشیانه باشند، چه فایدهای دارد؟
چطور میتوانیم شمار بالای خودکشی زندانیان (مجازات اعدام خودکرده) برای رهایی از شرایط غیرانسانی زندان را نادیده بگیریم؟ چطور میتوانیم چشم بپوشیم از این که بسیاری از کشورها نه تنها با مجازاتهای قانونی، بلکه از طریق کشتار و قتل عام در جنگهای بینالمللی یا داخلی، یا با بیاعتنایی به گرسنگان قحطیزده دست به کشتار میزنند؟ به طور خلاصه، مخالفت با مجازات اعدام نمیتواند یک هدف غایی باشد، زیرا تنها یک جزء از مبارزهای فراگیرتر برای کرامت انسانی است.
* - آنتونیو کاسیس نخستین رییس دادگاه بینالمللی جزایی یوگسلاوی سابق و رییس گروه تحقیق بینالمللی سازمان ملل در دارفور بوده است و در دانشگاه فلورانس حقوق تدریس میکند.

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آنجا که پیامهای این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج میشود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زنندهای روبرو شوید یا تبلیغات سایتهای غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیامها بر عهدهی فرستندگان آنهاست.