روزانه

شنبه ۱۷ بهمن ۸۸

متأسفانه مرتضی سیمیاری چند وقتی است که در بازداشت به سر می‌برد و در تلویزیون نیز گویا صحبت‌هایی کرده است. به نسبت کسانی دیگری که در تلویزیون حاضر به صحبت شدند، او حرف‌های نسبتاً سنجیده‌ای زده است. مرتضی از اعضای فعال انجمن اسلامی اقتصاد دانشگاه سیستان و بلوچستان بود که دو سال پیش به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت درآمد. امیدوارم هرچه زودتر او دیگر آزاداندیشان دربند آزاد شوند و مشکلی برایشان پیش نیاید. گمان می‌کنم که فعلاً کاری از دست من برنمی‌آید، البته اگر دوستان ایشان دست به کار اقدامی برای حمایت از ایشان باشند، من قطعاً از آن حمایت خواهم کرد.
خبر خوبی که امروز شنیدم این بود که مطابق مصوبه وزارت علوم، رشته «زبان‌شناسی عمومی» باید در خدمت زبان فارسی باشد و در نتیجه زبان آموزش این رشته زبان فارسی است. بنابراین لازم نیست سر کلاس دانشجویان محترم روی خودشان فشار بیاورند و انگلیسی بلغور کنند.


نظرها (0) پنجشنبه ۲۴ دی ۸۸

وبلاگ حسام رضایی هم تمام شد. در واقع به خاطر عدم تمدید دامنه حذف شد.
در وبلاگ روزی، روزگاری ، دانشگاه سیستان و بلوچستان چند تا یادداشت در مورد دانشگاه س و ب نوشتم. بقیه هم نوشته‌اند چیزهایی. اگر اتفاق خاصی نیفتد سعی می‌کنم هر دو سه زروز یک یادداشت آن‌جا بگذارم.
گوگل کروم مرورگراینترنتی خیلی خوبی است. من مدتی است که باهاش کار می‌کنم. با برخی برنامه‌های سفارشی ایرانی سازگار نیست اما در بقیه موارد خیلی بهتر و سریع‌تر از بقیه مرورگرهاست. دانلود این برنامه شامل ایران نمی‌شود اما با پراکسی می‌توان برنامه را از گوگل دانلود کرد و نصب کرد. استفاده از آن محدودیت منطقه‌ای ندارد.


نظرها (2)

معرفی

گفتگو 53

جمهوری مهاباد
192 صفحه/ 1500 تومان

حدود 150 صفحه از 190 صفحه‌ی آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع ویژه‌ی این شماره «جمهوری مهاباد» اختصاص یافته است. کاوه بیات علاوه بر «باب گفتگو» مقاله‌ی تاریخی و خواندنی «ارومیه و تحرکات کمیته نجات» را نوشته است. احسان هوشمند «سال‌های آشوب» را بررسی کرده است و مجتبی برزویی مقاله‌ی «مکریان و اندیشه‌ی ایران» و محمد حسین خسروپناه مقاله‌ی «حزب توده‌ی ایران و تحولات کردستان» را نوشته است. «جمهوری مهاباد» و «کردها و فرقه‌ی دموکرات آذبایجان» عنوان دو یادداشت ترجمه‌ی شده‌ی این شماره است که هر کدام بخشی از یک کتاب جداگانه است. در بخش روزنامه این شماره این یادداشت‌ها آمده است: «لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها، قطع عضو بدون بیهوشی» - «نود؛ نمایش تضاد شیشه و سنگ» - «ترک‌ها و دولت سایه‌ی آن‌ها». در بخش کتاب‌خانه نیز چندین کتاب معرفی شده است.
در انتهای باب گفتگوی این شماره آمده است «مدارا و اعتدال را از ویژگی‌های اصلی فرهنگ ایران برشمرده‌اند و حد واسطی که در بسیاری از اوقات مانع از پیشامد گسست‌هایی جدی در فاصله‌ی فرازها و نشیب‌های معمول این سرزمین بوده است. این شماره نیز به رغم تمامی دل‌تنگی‌ها صرفاً با این امید منتشر می‌شود که شاید اعاده‌ی میزانی از اعتدال و مدارا، بار دیگر کارساز شده، تفاوت دیدگاه‌ها - حال در هر زمینه‌ای که باشند - از تنها مجرای معقول و میسر، یعنی از طریق طرح و بیان آزادانه، امکان حل و فصل یابند.»


نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»


گفتگو 51

پروژه‌ی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان

آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو می‌گوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که هم‌سنگ نهضت مشروطیت اسیر کج‌فهمی‌ها و خطااندیشی‌های تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کج‌فهمی و خطااندیشی نقش چشم‌گیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخ‌نگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانه‌ای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینه‌ی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطه‌خواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشته‌اند. در بخش‌ کتابخانه این شماره نیز کتاب‌های مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بی‌نظیر بوتو»، «خصوصی‌سازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو


با بهره‌گیری از
Movable Type Pro 4.31-en
دوشنبه ۲ مهر ۸۶

حمله به ایران در دستور کار است؟

ایمانوئل والرشتاین

ایمانوئل والرشتاین

ایران باز به صدر اخبار راه یافته است. تقریباً هر روز شاهد محکومیت رفتارهای نادرست ایران از طرف مقامات آمریکایی هستیم؛ با این پیام تلویحی که گزینه‌ی نظامی نزدیک است. شاهد خبرهایی از افزایش آمادگی نیروهای هوایی و دریایی آمریکا برای حمله هستیم. فضای وبلاگ‌ها پر از پیام‌های اعتراض به چنین حمله‌ای است. آیا جنگ در حال وقوع است؟ آیا این کار «عقلانی» است؟

«عقلانیت» بستگی به اهداف شخص دارد. بگذارید اهدافی که هواداران چنین حمله‌ای ممکن است داشته‌ باشند و نیز اهداف مقاماتی را که مخالف این حمله هستند، بررسی کنیم و سپس به پیامدهای احتمالی این حمله نگاهی بیندازیم.

به نظر می‌رسد که دو گروه عمده هوادار جنگ هستند: معاون رییس‌جمهور، دیک چنی و دوستانش؛ دولت کنونی اسراییل و دوستان اسراییل.

بر کسی پوشیده نیست که دولت اسراییل، مدت‌ زیادی است بر این عقیده پافشاری می‌کند که ایران در پی دست‌یابی به تسهیلات هسته‌ای است و این کار را خطر بسیار بزرگی برای دولت اسراییل به حساب می‌آورد. آن‌ها آرزویشان این است که کسی تسهیلات اتمی ایران را بمباران کند.

آن‌ها ترجیح می‌دهند که به جای خودشان، آمریکا این کار را بکند. هم به این دلیل که آمریکا نیروی هوایی قوی‌تری در اختیار دارد و هم به این دلیل که اگر آمریکا این کار را بکند، زیان‌های سیاسی کم‌تری متوجه اسراییل می‌شود. البته اسراییلی‌ها تهدید کرده‌اند که اگر به زودی آمریکا این کار را نکند، خودشان دست به کار خواهند شد. از دیدگاه اسراییل این کار، تکرار همان بمباران موفقیت‌آمیزی است که در سال 1981 در اسیراک عراق برای از بین بردن تسهیلات عراق انجام شد. این هدف برای اسراییل بسیار مهم است.

اخیراً این خبر مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است که اسراییل در سال‌های 2002 و 2003 به آمریکا اصرار می‌کرده است که قبل از عراق، به ایران حمله کند.

دیک چنی گویا هدف دیگری دارد. احتمالاً او و دوستانش به اندازه‌ی اسراییلی‌ها مطمئن نیستند که حمله به ایران به اندازه‌ی حمله‌ی اسراییل به عراق در سال 1981 موفقیت‌آمیز خواهد بود. چنی بیش از آن که به نتایج این حمله در ایران کاری داشته باشد، هدفش وضعیت درون آمریکا است. چنی گویا به این امید است که حمله به ایران، وضعیت جمهوری‌خواهان را در انتخابات سال 2009 تقویت کند؛ به نظامی‌تر کردن ایالات متحد کمک نماید؛ ریاست‌جمهوری را قوی‌تر کند و آزادی‌های مدنی را کاهش دهد. اگر هدف، این باشد، منافع محدود در خود ایران ربطی به آن ندارد.

بدیهی است که نیروهای مخالف قدرتمندی علیه چنین حمله‌ای وجود دارند. درون دولت آمریکا، حضور نئومحافظه‌کاران تا حد زیادی کم‌رنگ شده است. به نظر می‌رسد که وزیر خارجه، رایس، وزیر دفاع، رابرت گیتس و فرماندهی ستاد مشترک حمله را گزینه‌ی درستی نمی‌دانند. احتمالاً رهبران شرکت‌های بزرگ نیز همین عقیده را دارند و قاعدتاً وزیر خزانه‌داری نیز با این طرح مخالف است. متحدان آمریکا از جمله انگلستان نیز به نظر می‌رسد با اقدام نظامی مخالفند. بدیهی است که دولت عراق نیز با جنگ مخالف است. بنابراین چنی و دولت اسراییل در برابر تمام مخالفان قرار دارند.

استدلال مخالفان عمدتاً بر پایه‌ی تحلیل پیامدهای حمله‌ی هوایی است. نخستین پرسش این است که این اقدام تا چه اندازه مؤثر واقع خواهد شد. بدیهی است که ایرانی‌ها از حمله‌ی اسراییل به عراق، درس‌های لازم را آموخته‌اند. تأسیسات هسته‌ای را در مکان‌های مختلفی پراکنده‌ کرده‌اند و به نظر می‌رسد که این تأسیسات چندین برابر شده است و آن‌ها را به خوبی در اعماق زمین مخفی کرده‌اند.

اطلاعات آمریکا در مورد تأسیسات ایران بسیار اندک است و قطعاً هواپیماهای آمریکا محل تمام تأسیسات ایران را پیدا نخواهند کرد و تمام تأسیساتی را هم که پیدا بکنند، نخواهند توانست نابود کنند. اگر آمریکا نتواند نیروهای پیاده‌ی خود را بفرستد، این حمله به شکست منجر خواهد شد. آمریکا نمی‌تواند نیروهای پیاده را اعزام کند، چون چنین نیرویی در اختیار ندارد.

دوم، احتمال دارد که دولت ایران با اقدام نظامی یا سیاسی (بسته به نوع اقدام آمریکا) در عراق یا افغانستان یا هر دو واکنش نشان بدهد که این کار کاملاً به ضرر آمریکا خواهد بود. در افغانستان، ایران و آمریکا دوشادوش هم همکاری می‌کنند و آمریکا در موقعیتی نیست که بتواند از خیر این همکاری بگذرد.

سوم، جزئیات تأثیر این اقدام در عراق قابل پیش‌بینی نیست. اما بی‌شک به موقعیت سیاسی ضعیف آمریکا در عراق برای وادار کردن دولت المالکی به موضع‌گیری کمکی نخواهد کرد. اگر فشار وارد شود، بسیار بعید است که احزاب شیعه به جز پشتیبانی از ایران (دست کم به صورت غیرمستقیم) کار دیگری بکنند.

چهارم، واکنش دیگر قدرت‌های عمده‌ی جهان در بهترین حالت توأم با احتیاط خواهد بود. شاید اروپای غربی آشکارا کم‌تر سخنی به زبان بیاورد، اما مطمئناً بمباران را تحسین نخواهد کرد. روسیه و چین احتمالاً آن را محکوم خواهند کرد. در هر حال، کشورهای به اصطلاح میانه‌روی عرب احتمالاً‌ از قدرت ایران خواهند ترسید و بعید به نظر می‌رسد که آن‌ها بتوانند حمله‌ی نظامی به کشوری اسلامی را ستایش کنند. در کشورهایی که اقلیت‌ شیعه‌ی قابل توجهی دارند، خطر تظاهرات عمومی وجود دارد؛ تظاهراتی که سرکوب آن کار راحتی نیست.

سرانجام این که احتمالاً‌ فوری‌ترین پیامد بمباران ایران توسط آمریکا، قطع مذاکرات جاری دیپلماتیک میان کره شمالی و آمریکا خواهد بود؛ زیرا این اقدام تأییدی بر نگرانی‌های کره‌ی شمالی خواهد بود.

به طور خلاصه، حاصلِ این اقدام، افتضاحی دیپلماتیک به همراه خطر افزایش فزاینده‌ی خشنوت در خاورمیانه است. و اگر منافع نظامی روشنی وجود نداشته باشد، برای اسراییل هم منافعش ممکن است حقیقتاً بسیار محدود باشد. بی‌شک درون دولت آمریکا نیز در حال حاضر درباره‌ی تمام این استدلال‌ها بحث می‌شود. تنها ضعفِ مخالفانِ اقدامِ نظامی این است که تنها جایگزینی که می‌توانند ارائه دهند، تلاش‌های دیپلماتیک و احتمالاً فشارهای اقتصادی بیشتر است. چنی با اطمینان استدلال خواهد کرد که این اقدامات تأثیری نخواهد داشت و احتمالاً حق با اوست.

با این وصف، آیا بمباران ایران از طرف آمریکا «عقلانی» است؟ تقریباً با ‌اطمینان می‌توان گفت که نه؛ نه فقط از دیدگاه دولت کنونی آمریکا، بلکه از دیدگاه اسراییل هم عقلانی نیست. ممکن است «عقلانی» باشد، به شرط این که هدفِ اصلی تغییرِ فضای سیاسیِ کنونی در آمریکا باشد، البته در آن حالت هم هزینه‌های آن بسیار بالاست.

مفسران زیادی در جهان چپ حضور دارند که می‌گویند آمریکا سرانجام بدون نگرانی دست به بمباران خواهد زد. زیرا واکنش‌هایی که من از آن‌ها صحبت کردم، نهایتاً ضعیف‌تر از آن خواهد بود که من گمان می‌کردم. و برخی می‌گویند برای اقدامات آدم‌های خطرناک (که منظورشان هم چنی است و هم دولت اسراییل) چیزهایی از نوع تحلیل پیامدهای آن که من در اینجا مطرح کردم، مانعی ایجاد نمی‌کند. شاید این طور باشد! اما به نظر من احتمال چیرگی چنین اقدام «بیهوده‌ای‌» اگر کاملاً غیرممکن نباشد، خیلی پایین است.
***
(این ترجمه در سایت رادیو زمانه هم منتشر شده است)
ترجمه‌های دیگری از مقالات ایمانوئل والرشتاین

نوشته‌های مربوط:


چرا پذیرش خطا سخت است؟<<|| صفحه اصلی ||>>پنجره شماره هفدهم


توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.



نظر بدهید:

سخن

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی
اگر چیزی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر قدر خودت را ندانی.
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده عادات خود شوی
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی...
اگر روزمره‌گی را تغییر ندهی
اگر رنگ‌های متفاوت به تن نکنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سرکش
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند
دوری کنی...
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رؤیاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی....
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری بکن!
نگذار که به آرامی بمیری...
شادی را فراموش نکن!


پابلو نرودا

پیوندها

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است:
Creative Commons License