گفتگوی اختصای پنجره با دکتر مصطفی تاجزاده
در روزهای 25 تا 27 مهرماه اردوی جوانان جبهه مشارکت در زاهدان برگزار شد و باز سروکله ی دو تن از سران این حزب، مصطفیتاجزاده و محمدرضا خاتمی در این استان پیدا شد. انتخاب این استان احتمالاً به واسطهی این بوده است که آرای انتخاباتیِ مردم گرایش زیادی به اصطلاحطلبان دارد و حزب پیش از تبلیغ برای جذبِ آرای دیگران، میخواهد پایگاه قبلی خودش را حفظ کند.
تاجزاده برای ایراد سخنرانی در مراسم افتتاحیه این حزب به زاهدان آمد، اما این سخنرانی بر خلاف رسم معمول با اعتراض غیرمنتظرهی یک دانشجو به جلسهی پرسش و پاسخ بدل شد.
او یکی از جنجالیترین شخصیتهای سیاسی است، هم عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است و هم عضو جبهه مشارکت. در دوران اصلاحات معاونت وزارت کشور را بر عهده داشت. وزارتخانهی کشور یکی از حساسترین وزارتخانههای دولت اصلاحات بود و همواره در زیر تیغ انتقادات محفظهکاران قرار داشت. نخستین وزیر کشور استیضاح شد تا شاید خیال محافظهکاران کمی آسوده شود، اما دیری نپایید که آنان دریافتند که مشکل وزارت کشور در جای دیگری است و این بار فشار خود را بر معاونت متمرکز کردند و تا استعفای او از این وزارتخانه کنار ننشتند.
او در وزارت کشور نبض سیاست کشور، مسؤولیت برگزاری انتخابات را بر عهده داشت و یکتنه در مقابل شورای نگهبان ایستاد. به ویژه پس از انتخابات پرمسألهی مجلس ششم، مجادلهی او با شورای نگهبان به شدت بالا گرفت او دادخواستی نیز از طرف وزارت کشور علیه شورای نگهبان به قوه قضاییه ارائه کرده است که هنوز پیگیری نشده است و البته کسی هم انتظار ندارد رسیدگی شود.
تاجزاده در دومین دور شورای شهر تهران که به شهرداری محمود احمدینژاد منتهی شد به عنوان عضو علیالبدل برگزیده شد، اما اعضای اصلی شورا هیچ کدام پستهای دولتی را نپذیرفتند تا همچنان وی پشت در شورای شهر تهران بماند و باز جنجال به شورای شهر کشیده نشود.
تاجزاده در سالهای نخستین دوران اصلاحات دوست خوبی برای انجمنهای اسلامی بود و از سوی دیگر با نیروهای ملی-مذهبی نیز رفاقتی داشت. او سیاستمداری همواره آمادهی مناظره و گفتگوست. ما هم فرصت را غنیمت شمردیم و قرار یک مصاحبهی کوتاه با او را در لابی هتل استقلال گذاشتیم.
بنا بود با او دربارهی مشکلات دانشگاهیان و دانشجویان دربند سخن بگوییم، اما سخنرانی وی باعث شد که گفتگو را با بحث قومیتها آغاز کنیم.
***
● آقای تاجزاده شما در سخنرانیتان از اقوام مختلف نام بردید و در کنار آن اصطلاح جدید «قوم فارس» را هم به کار بردید. این اصطلاح یعنی چی؟ سهواً بود یا منظور خاصی داشتید؟
- من سهواً این کلمه را به کار بردم اما منظورم کسانی بود که مثلاً در اصفهان، شیراز و مشهد زندگی میکنند. خب، این افراد هم ایرانی هستند و هم فارس هستند. وقتی مردم ایران را به لحاظ زبانی تقسیم میکنیم، میبینیم که تنها 50 درصد فارسی زبانند و 40 درصد زبان فارسی را در کنار زبان مادری خود (مانند کردی، آذری و بلوچی و غیره) بلد هستند و 10 درصد باقی مانده حتا زبان فارسی را نمیدانند. آنچه به عنوان قومیت در جامعهی ما مطرح است مربوط به آن 50 درصد دوم است، یعنی کردها، ترکها، بلوچها و... . آن 50 درصدی که فارسیزبان هستند مشکل قومیتی ندارند. حالا شما اسم آنها را هرچی میخواهید بگذارید.
● حمایت اصلاحطلبان (مانند دکتر معین) از قومیتها همواره به معنای هماهنگی با نخبگان قومی و مذهبی منطقه بوده است. آیا همین رویه را باز هم ادامه خواهید داد یا این که به دنبال رفع مشکلات واقعی مردم میروید؟ چون فراتر از خواست این نخبگان، مشکلات دیگری هم هست.
- اقوام ما الآن دو سه تا مطالبه دارند. اول این که نباید وضعیت اقتصادی و اجتماعی آنها به دلیل این که در پیرامون ایران قرار گرفتهاند با مرکزنشینان متفاوت باشد. یعنی رشد و توسعه باید شامل این مناطق هم بشود و فقط منحصر به تهران، اصفهان، شیراز و... نباشد. خب این یک حق طبیعی است که باید جواب داده شود و ربطی هم به نخبگان و تودهی مردم ندارد. اما مطالبهی دیگر، مطالبهی فرهنگی است. طبق اصل 15 و 19 قانون اساسی ما میتوانیم در مدارس برخی مناطق به زبان مادری همان ناحیهی خاص تدریس کنیم. این مسأله البته هیچ منافاتی با زبان و خط رسمی فارسی ندارد. متاسفانه قانون اساسی مصوب کشور به نحو صحیح اجرا نمیگردد.
در جامعهی ما قومیتها خیلی درهمتنیدهاند و در سراسر کشور پراکندهاند و اگر زبان فارسی ندانند خیلی زود 50 درصد جامعهی ما دیگر نمیتوانند با هم حرف بزنند. آن چه من از آن دفاع میکنم این است که هر قومی حق تحصیل زبان مادریاش را داشته باشد و قطعاً زبان ملی را هم در کنارش یاد بگیرند. چون در این صورت یک تفاهم حداقلی به وجود میآيد.
● آقای تاجزاده اجازه بدهید به مسائل دانشگاهها بپردازیم. در مورد احکام دادگاه دانشجویان امیرکبیر، مشارکت چه کاری انجام داده یا میخواهد انجام دهد؟
- ما همواره این مسائل را محکوم کرده و میکنیم. اگر هم لازم باشد با مسؤولان دیدار خواهیم کرد یا مراسمی خاص برگزار میکنیم. به هر حال احکام اخیر، احکام ناعادلانهای هستند. متأسفانه این موارد هم مثل بازداشت آقای هادی قابل یا برخورد صورت گرفته با آقای باقی بسیار نگرانکننده است. وقتی اصلاحطلبان در مجلس و دولت باشند دستشان خیلی بازتر است و میتوانند پیگیر بسیاری از این مسائل باشند. اما در شرایط کنونی به جز محکومکردن و ابراز همدردی با خانوادههای زندانیان سیاسی و اعلام آمادگی برای کار جمعی مشترک، کار دیگری از دستمان برنمیآید.
● در دو مورد میخواهم نظر صریح جبهه مشارکت را بدانم تا ببینیم واقعاً اختلافی با احمدینژاد دارید یا خیر. یکی در مورد برخوردهایی که به خاطر نوع پوشش برخی از زنان با آنان صورت گرفت و دیگر در مورد مسألهی اسرائیل است. آیا کشور اسرائیل را به رسمیت میشناسید یا میخواهید نابود شود؟
- ببینید مورد اول با مورد دوم قابل قیاس نیست. مسألهی فلسطین مسألهی ما نیست که نابود بشود یا نشود. بدین معنا که جمهوری اسلامی نباید سرمایهگذاری بکند که اسرائیل نابود بشود یا نشود. انتقاد از آقای احمدینژاد مربوط به حرفهایی است که ایشان مثلاً دربارهی هولوکاست میزنند و هزینههایی زیادی را بر کشور تحمیل میکند. مگر در دوران آقایان خاتمی، رفسنجانی و حتا آقای خامنهای اسمی از هولوکاست برده شد؟ ما میتوانیم تا آخر عمرمان هم با اسرائیل رابطه نداشته باشیم و تمام مشکلاتمان را هم با دنیا حل بکنیم. کما این که آقای خاتمی داشت همین مسیر را میرفت. مثلاً با اروپا رابطهی خوبی برقرار شده بود و کلینتون حاضر شده بود با آقای خاتمی دست بدهد و آلبرایت هم به خاطر کودتای 28 مرداد عذرخواهی کرده بود.
ما اصلاحطلبان از حقوق مردم فلسطین حمایت معنوی، سیاسی، اخلاقی و البته تبلیغاتی میکنیم، اما در امور داخلی فلسطینیها دخالت نمیکنیم و از خود فلسطینیها هم فلسطینیتر نیستیم! بنابراین اگر آنها بگویند در انتخابات شرکت میکنیم، ما هم میگوییم اقدام درستی است و نتیجهاش هم هرچه باشد احترام میگذاریم. بنابراین با این موضع که اسرائیل باید نابود بشود و هولوکاست نباید باشد و تهدیداتی از این قبیل کاری از پیش نمیبریم.
● خب مگر امثال آقای محتشمیپور (رییس فراکسیون اصلاحات در مجلس ششم) در کنفرانس هولوکاست شرکت نکردند؟
- در این کشور اصلاحات را با آقای محتشمیپور نمیشناسند بلکه اصلاحات را با آقای خاتمی میشناسند.
من قصد جسارت به آقای محتشمیپور ندارم، اما ایشان ربطی به مشارکت ندارند. دیدگاه اصلاحطلبان با آقای خاتمی شناخته میشود. موضع خاتمی و جبههی مشارکت در 8 سال اصلاحات در مورد اسرائیل هم مشخص بوده است.
اما در مورد حجاب، ما پس از 30 سال با پدیدهی تلخی مواجه شدیم. با وجود این که هیچ جای دنیا به اندازهی ایران روی حجاب و هنجارهای اسلامی کار نشده است اما این هنجارها متأسفانه روند رو به رشد نداشتهاند. من معتقدم در این زمینه همهی ما با شکست مواجه شدیم، چه آنهایی که معتقد بودند باید کارهای فرهنگی کرد، مانند اصلاحطلبان و چه آنهایی که معتقد به کارهای انتظامی و فیزیکی بودند. در شرایط کنونی باید ببینیم که واقعیات و شرایط جامعه چه هست و یک وقت کار تندی نکنیم که نقض غرض بشود و جواب معکوس بدهد. مسلماً در زمینههای فرهنگی اجبار و زور جواب نمیدهد.
به طور کلی این مسأله دو بعد دارد یکی بعد حقوقی و شهروندی است. بُعد دیگرش این است که در یک جامعهی آزاد هنجارهای اسلامی رشد بیشتری میکند. اما در محیطهای استبدادی اسلام رشد نمیکند. بنابراین من با همهی کسانی که به این مسأله از دیدگاه حقوق بشری نگاه میکنند موافقم، ولی از بعد دینی ممکن است خیلیها بخصوص سکولارها با موضع من مخالف باشند. اما من معتقدم اگر آزادی شهروندی بیشتر باشد حجاب هم بیشتر میشود. کما این که در ترکیه هم آزادی هست و حجاب هم روز به روز بیشتر میشود.
● با توجه به این که اصلاحطلبان در مجلس ششم کاری از پیش نبردند، در مجلس هشتم چه کار قرار است بکنید؟
- ما در مجلس ششم خیلی کارها کردیم و خیلی کارها را هم نتوانستیم بکنیم. اما یک شعار اصلی داشتهایم و هنوز هم بر آن اصرار داریم که عبارت است از امنیت و بقای ایران و حفظ تمامیت ارضی ایران. ما نمیخواهیم که خدای نکرده با جنگ مواجه شویم یا تحریمهای اقتصادی ما را تحت فشار قرار دهد. ما معتقدیم که در شرایط کنونی کشور باید به سمت تثبیت وضعیت مملکت و تحقق مطالبات مردمی حرکت کنیم.
● فکر میکنید در این زمینهها، مجلس تصمیمگیرنده است؟
- اگر مجلس اصلاحطلب باشد حتماً نقش خود را ایفا خواهد کرد. دیدید که اصولگرایان گفتند در دوران آقای خاتمی دلمان در مورد مسائل هستهای خون شد. چون اگر مجلس و دولت یکصدا باشند و بتواند مسائل را رصد بکنند و اجازه ندهند که هر مسؤولی هر حرفی را بزند، مسلماً کشور را از این وضعیت بحرانی نجات میدهد و حتماً تأثیرگذار خواهد بود. مجلس آینده شاید نتواند قانون مطبوعات را تصویب بکند، اما لااقل میتواند یک کاری بکند که کشور دچار جنگ و تحریم نشود.
● پس شعار شما فقط دفاع از تمامیت ارضی است؟
نه. چون شرایط ویژه است، این شعار برجستهتر است. در انتخابات فرانسه وقتی که یک خطر ملی به وجود میآید و قرار است فاشیستها سر کار بیایند، سایر گروهها همهی اختلافات را کنار میگذارند و همان خطر محور ائتلاف ملی میشود. ما واقعاً برای نجات ایران میآییم و البته اگر بتوانیم خیلی از مصوباتی را که مردم انتظار دارند تصویب کنیم، خیلی خوب است. به هر حال اگر بتوانیم تا دو سال دیگر کشور را نجات بدهیم کمکم اوضاع خوب میشود.
● با تشکر از این که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.
(این مصاحبه برای پنجره شماره 18 انجام شد)

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آنجا که پیامهای این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج میشود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زنندهای روبرو شوید یا تبلیغات سایتهای غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیامها بر عهدهی فرستندگان آنهاست.