« ما برای نجات ایران می‌آییم | صفحه‌ی اصلی | بیانیه نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان در محکومیت توقیف نشریه «قلم انجمن» »

حقوق زن ایرانی

محمد احسانی
ghalamusb@yahoo.com

برخی از اتفاقات روزمره‌ی زندگی برای ما آن‌چنان عادی است که فکر می‌کنیم اتفاق انجام شده طبیعی و عادلانه است. به عنوان نمونه وقتی می‌شنویم مردی همسر خود را طلاق داده است یا دختری به علت مخالفت پدر خود نتوانسته با پسر مورد علاقه‌‌اش ازدواج نماید یا مردی همسر دوم، سوم یا حتا چهارم خود را انتخاب کرده و هم‌زمان با تمامی آن‌ها نیز زندگی می‌کند یا حتا زمانی که می‌شنویم نیروی انتظامی با زنانی که پوشش مناسبی ندارند ]از منظر نیروی انتظامی[ برخورد می‌کند و... فکر می‌کنیم که تمام این حوادثی که عموماً در چارچوب قوانین کشور ما رخ می‌دهد، عادلانه است.
اما اگر برای یک روز جای مردان و زنان عوض شود، آن‌گاه فکر می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ یعنی برای یک روز هم که شده قانونی در کشور باشد که حکم طلاق را از مرد بگیرد و به زن بدهد یا حق ازدواج کردن را از مرد سلب نماید یا مواردی دیگر از این دست، آن‌گاه فکر می‌کنید این قوانین چه تأثیری در زندگی ما مردان خواهد داشت؟
ما مردان تقریباً‌ تمامی وظایف مربوط به قانون از قبیل قانون‌گذاری، اجرا و قضاوت دربارة قانون را بر عهده داریم و به همین علت هم دقت کافی بر روی قوانین عمومی و ساده‌ای از این قبیل نداریم. اما اگر یک زن در جایگاه حقوقی ما بود آیا واقعاً‌ حقوقی چون شهادت، سرپرستی فرزند، طلاق و... را برای خود قائل نمی‌شد؟
متأسفانه قوانین در کشور ما دچار گذر زمان شده‌اند و عموماً همان‌طور که در ابتدا آمد به شکل روزمره و یکنواختی باقی مانده‌اند. با اندکی تأمل درباره‌ی روح قانون مي‌بینیم که قانون در هر جامعه‌ای چیزی نیست جز برایند خواست و اراده‌ی مردم. زیرا در جوامعی هم‌چون جامعه‌ی ما که مردم قانون‌گذاران را برمی‌گزینند در حقیقت باید آن‌چه مورد نظر و پذیرش مردم است به شکل قانونی درآید و نه آن‌چه مطابق سلیقه‌ی حاکمان است.
در این‌جا قصد داریم به شرح برخی از قوانین ناعادلانه درباره‌ی زنان بپردازیم و قضاوت درباره‌ی این موارد را بر عهده‌ی خوانند‌گان نشریه بگذاریم:
1- ازدواج: اولین شرط برای ازدواج یک دختر، طبق قانون موجود اجازه‌ی پدر است. یعنی اگر پدری نخواهد که دخترش ازدواج کند، آن دختر حتا اگر استاد دانشگاه و 40 ساله هم باشد، جز از طریق دادگاه نمی‌تواند ازدواج نماید که آن هم بستگی به نظر قاضی دارد.
اگر پدر دلش بخواهد، می‌تواند با اجازه‌ی دادگاه، دختر خود را حتا قبل از 13 سالگی به عقد مردی 70 ساله درآورد. سن ازدواج که در قانون ما 13 سال برای دختران در نظر گرفته شده باعث بروز مشکلات فراوانی شده است. برای نمونه تحقیقی در بوشهر نشان می‌دهد که زوج‌هایی که در سنین پایین ازدواج کرده‌اند در 78 درصد موارد به طلاق منجر شده است.
طبق قانون، محل زندگی زن باید تابع شوهرش باشد. زن هم‌چنین با ازدواج مجبور به تمکین از مرد می‌شود به گونه‌ای که بر اساس قانون هرگاه مرد اراده کند زن باید آماده‌ی آمیزش جنسی باشد، حتی اگر میل نداشته باشد.
2-طلاق: طبق قانون، طلاق حق انحصاری مرد است و مرد می‌تواند هر وقت که بخواهد زنش را طلاق بدهد. در طلاق‌هایی هم که با توافق زن و شوهر انجام می‌شود، موارد بسیاری را می‌بینیم که این زن است که تمام حقوق مالی خود را بخشیده تا توانسته به اصطلاح توافق شوهرش را بگیرد. تحقیقی که در شهر قم انجام شده نشان می‌دهد که 91 درصد از زنان مطلقه در قم مهریه خود را به صورت کامل دریافت نکرده‌اند.
3- حق ولایت بر فرزندان: حضانت به معنای نگهداری فرزند است و ولایت به معنای سرپرستی و اداره‌ی امور فرزند می‌باشد. بر اساس قانون مدنی ایران مادر هیچ وقت نمی‌تواند سرپرست فرزندش باشد.
مادری که فرزندش به دلیل بیماری در بیمارستان است و نیاز به عمل جراحی داشته باشد، این پدر است که باید اجازه‌ی عمل را بدهد و مادر نمی‌تواند بدون امضای پدر، از پزشکان بخواهد که فرزندش را عمل جراحی کنند.
4- چندهمسری: مرد می‌تواند 4 زن عقدی و بی‌نهایت زن صیغه‌ای داشته باشد که این امر مشکلات بسیاری را در روابط خانوادگی ایجاد کرده است. تحقیقی که در 15 استان کشور در مورد همسرکشی شده است، نشان می‌دهد که 67 درصد زنانی که شوهرشان را به قتل رسانده‌اند به خاطر خیانت شوهرشان و 33 درصد نیز در برابر خشونت‌هایی که شوهران‌شان اعمال می‌کردند مرتکب جنایت شده‌اند.
5- سن مسؤولیت کیفری: سن مسئولیت کیفری برای دختران 9 سال قمری است. باید از قانون‌گذاران پرسید که آیا کودک 9 ساله‌ی ایرانی آن‌قدر عاقل و بالغ است که در مورد اعمالی که انجام می‌دهد جان و زندگی‌اش را از دست بدهد؟
6- تابعیت: اگر پدر شما ایرانی باشد، شما هم ایرانی محسوب می‌شوید، اما با داشتن مادر ایرانی، نه. حدود 20 هزار کودک با مادر ایرانی وجود دارند که فاقد شناسنامه هستند. یعنی این کودکان حق زندگی و رفتن به مدسه را در ایران ندارند.
7- دیه: اگر خواهر و برادری در یک خیابان با ماشینی تصادف کنند و هر دو پایشان بشکند یا حتا فوت کنند خسارتی که به برادر می‌دهند دو برابر خسارتی است که به خواهرش می‌دهند.
8- ارث: بر اساس قانون مدنی بعد از مرگ پدر و مادر پسران دو برابر دختران ارث می‌برند.
9- قوانینی که از قتل‌های ناموسی حمایت می‌کنند: قوانین موجود به مرد اجازه می‌دهد هرگاه زنش را در هم‌بستری با مرد دیگری ببیند زن را بکشد و قانون آن مرد را مجازات نمی‌کند. تحقیقی در این مورد نشان می‌دهد که 90 درصد از مردانی که همسران خود را کشته‌اند به دلیل بدگمانی و توهم نسبت به همسران‌شان، آن‌ها را به قتل رسانده‌اند. اگر پدری دخترش را به دلیل شک به او، یا به هر دلیل دیگری به قتل برساند طبق قانون از مجازات (قصاص) معاف می‌شود.
10- شهادت: شهادت دو زن در دادگاه برابر با شهادت یک مرد است! حتا در مواردی که نیاز به نظر کارشناسی (مثلاً پزشک یا روان‌پزشک) هم باشد این تبعیض وجود دارد.

(این یادداشت در پنجره شماره 18 منتشر شده است)

بازتاب

برای گذاشتن لینک مرتبط به این مطلب در این صفحه از آدرس زیر استفاده کنید:
http://eskafi.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/98

توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.

نظر بدهید:

توضیح

این صفحه در تاریخ زیر ثبت شده است: November 3, 2007 7:43 PM.

مطلب قبلی این وبلاگ: ما برای نجات ایران می‌آییم.

مطلب بعدی این وبلاگ:بیانیه نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان در محکومیت توقیف نشریه «قلم انجمن».

:مطالب اخیر را در اینجا ببینید صفحه اصلی وبلاگ و کلیه مطالب را در اینجا ببینید : بایگانی.

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است: Creative Commons License.
با پشتیبانی
Movable Type 3.34