روزانه

دوشنبه ۱۸ خرداد ۸۸

کم کم می شود با خبال راحت شب ها بخوابیم. با صحبت هایی که در مناظره دیشب شد نتیجه انتخابات مهم نیست. انتظارات من زیاد نیست همین حرف ها کافی بود.


نظرها (0) دوشنبه ۱۱ خرداد ۸۸

بعضی آهنگ‌هایی که اخیرا ملت گوش می‌دهند خیلی عجیب غریب است. وقتی بعضی‌های‌شان را گوش می‌کنم احساس می‌کنم خانه‌ی همسابه بغلی دعوا شده است و دارند تند تند به هم فحش می‌دهند هر چقدر هم سعی می‌کنم گوش بدهم ببینم چی به هم می‌گویند متوجه نمی‌شوم. سلیقه‌ها خیلی عوض شده است.


نظرها (0)

معرفی

نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»


گفتگو 51

پروژه‌ی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان

آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو می‌گوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که هم‌سنگ نهضت مشروطیت اسیر کج‌فهمی‌ها و خطااندیشی‌های تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کج‌فهمی و خطااندیشی نقش چشم‌گیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخ‌نگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانه‌ای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینه‌ی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطه‌خواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشته‌اند. در بخش‌ کتابخانه این شماره نیز کتاب‌های مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بی‌نظیر بوتو»، «خصوصی‌سازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو


در باب مدارا


مایکل والزر/ صالح نجفی
شیرازه
158 ص/ 1500 تومان
در این کتاب مایکل ولزر نشان می‌دهد که بحث درباره‌ی مدارا را نمی‌توان به بحث در مورد سامان‌های سیاسی فروکاست. او بر این نظر است که مطالعه‌ی الگوهای مداراجویی در سامان‌های سیاسی متفاوت مسلماً به دانش ما در این باره می‌افزاید. اما این دانش بدون ارزیابی جماعت‌های مختلف که بر اساس هم‌بستگی‌های قومی، دینی، نژادی، سرزمینی، طبقاتی یا جنسیتی گرد یکدیگر آمده‌اند، ناکافی و ناکامل خواهد ماند.
بر اساس یک چنین مطالعات تکمیلی‌ای است که والزر در این کتاب مقولاتی هم‌چون بی‌تفاونی و بی‌اعتنایی و پذیرش حاکی از تسلیم و رضا را هم‌چون شیوه‌ای پنهان اما مهمی از عدم مدارا در جوامع مختلف آشکار می‌سازد.


با بهره‌گیری از
Movable Type 4.2-en
شنبه ۱۲ آبان ۸۶

بیانیه نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان در محکومیت توقیف نشریه «قلم انجمن»

در حالی‌که با شروع سال تحصیلی شاهد شکوفایی نشریات دانشجویی هستیم، خبرهای بسیار نگران‌کننده‌ی از برخورد‌های غیرقانونی و عجیب مدیریت دانشگاه با برخی نشریات به گوش می‌رسد. شنیده شده است که معاونت دانشجویی اعلام کرده است که نشریات را پیش از چاپ مورد بازبینی دقیق قرار خواهد داد و تنها در صورتی که مورد رضایت کامل مسؤولان باشد، اجازه‌ی انتشار خواهد داد. لازم به ذکر است که چنین اقدامی در هیج جای کشور صورت نمی‌گیرد. گرچه این خبر بعداً از سوی مسؤولان تکذیب شد، اما متأسفانه چند روز پیش نشریه‌ی «قلم انجمن» به دستور ریاست دانشگاه در چاپخانه توقیف شد. این در حالی است که مطابق با قانون هیچ مقامی حق نظارت پیش از انتشار نشریات را (نه در دانشگاه و نه در سطح کشور) ندارد. به بهانه‌ی این که ممکن است خبری نادرست باشد کسی حق ندارد مانع از انتشار نشریات و جریان آزاد اطلاع‌رسانی شود. با این‌گونه اقدامات خودسرانه فلسفه‌ی وجودی کمیته‌ی ناظر بر نشریات دانشجویی نیز زیر سوال می‌رود. اگر قرار باشد ریاست دانشگاه یا دیگر مشؤولان شخصاً در مورد نشریات تصمیم بگیرند دیگر وجود کمیته‌ی ناظر معنایی ندارد. بدیهی است نشریات ممکن است در روند کاری خود دچار لغزش‌هایی بشوند، (همان‌طور که مسؤولان هم ممکن است دچار لغزش‌هایی بشوند) اما قانون مطبوعات راهکارهایی را برای دفاع از حقوق شاکیان در نظر گرفته است (انتشار اجباری جوابیه و در صورت عدم انتشار آن طرح شکایت در کمیته‌ی ناظر بر نشریات.) اگر بنا باشد سلیقه‌ی مدیریت دانشگاه معیار درستی یا نادرستی محتوای نشریات باشد، دیگر چیزی به نام «آزادی مطبوعات» که نص صریح قانون اساسی است وجود نخواهد داشت.
مسؤولان محترم دانشگاه باید به یاد داشته باشند که آن‌ها فقط مسؤول اداره‌ی دانشگاه هستند و این توهّم نباید ایجاد شود که آن‌ها صاحب و حاکم بلامنازع دانشگاهند و اختیارات تام دارند تا بنا به میل خود جلو آزادی دانشجویان را بگیرند یا به کسانی آزادی ارزانی کنند. فلسفه‌ی وجودی دانشگاه وجود دانشجویان است و آن‌ها حق دارند که در مورد عملکرد کلیه‌ی مسؤولان و نحوه ی اداره‌ی دانشگاه اظهارنظر کنند و در صورت لزوم انتقاد یا اعتراض بکنند. مسؤولان دانشگاه نیز حق پاسخ‌گویی دارند. لذا ما مدیران مسؤول نشریات دانشجویی ضمن محکوم کردن توقیف بی‌ضابطه‌ی نشریه‌ی «قلم انجمن» از مسؤولان دانشگاه می‌خواهیم که از بازبینی نشریات پیش از انتشار جداً خودداری نمایند و فضای نسبتاً آزادی را که تا کنون حاکم بوده است و باعث رشد نسبی نشریات شده است، به فضای اختناق و سرکوب نشریات دانشجویی تبدیل نکنند.

آبگینه - استون- آفرینگان- اندیشه آزاد- پرژیا- پنجره- جوالدوز- دژ سپید- ژینو- سارغد- سراب- سیماب - عصر اندیشه- فریاد- ققنوس - قلم انجمن- کاغذ اخبار - کاکتوس - مترجم - محزون ایل - ندای آغاز - نمکدون - یاد خوبان

نوشته‌های مربوط:


حقوق زن ایرانی<<|| صفحه اصلی ||>>شریعتی و دموکراسی


توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.



نظر بدهید:

سخن

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته‌دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی‌شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خون‌ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت
ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صدهزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت


حافظ

پیوندها

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است:
Creative Commons License