روزانه

یکشنبه ۱۶ اسفند ۸۸

هرچی جستجو می‌کنیم، مسدود است. فکر کنم این روزها پربیننده‌ترین سایت برای ایرانی‌ها این صفحه است: «مشترک گرامی صفحه مورد نظر در دسترس نمی‌باشد.» یا «دسترسی به این سایت مجاز نمی‌باشد.»
8 مارس روز جهانی زن است. خیلی است که بعضی از روشنفکران ایرانی که دم از مدرن بودن می‌زنند در خفا فمنیست بودن را عار می‌دانند و این تناقض بزرگی است. البته می‌توان به خیلی از فمنیست‌ها انتقاد کرد. خودشان هم با خودشان خیلی مشکل دارند. اما نپذیرفتن فمنیسم به معنای برابری حقوق زن و مرد در همه زمینه‌ها فقط یک اختلاف نظر نیست به نظرم نوعی اختلال روانی و عقب‌ماندگی ذهنی است باید درمانش کرد.


نظرها (0) دوشنبه ۱۰ اسفند ۸۸

در سنین نزدیک به پیری، هیچ چیز بدتر از این نیست که آدم مجبور باشد پای صحبت‌های مزخرف یک آدم بی‌سواد و پرت وپلاگو هر هفته بنشیند و جرأت این را هم نداشته باشد بگوید حضرت آقا چرا این قدر مزخرف می‌گویی؟! کسی هم مقصر نیست، این بلایی است که خودم سر خودم درآوردم. سر پیری معرکه‌گیری.
یادداشت‌هایی که اخیراً گذاشتم قدیمی است بعضی هم در جاهای دیگر منتشر شده است برای این که به هر حال در این‌جا هم بایگانی شده باشد، گذاشتم.
موسوی هر چه بیشتر زمان می‌گذارد پخته‌تر می‌شود. بیانیه‌ها و مصاحبه‌های آخری واقعاً هیچ نقصی ندارد. صحبت سروش هم »واقعاً حرف مهمی است. این که بالاخره پس از کلی درگیر شدن با مباحث روشنفکری دینی پذیرفته است که «سکولار سیاسی است، خیلی از موانع را برمی‌دارد.


نظرها (0)

معرفی

گفتگو 53

جمهوری مهاباد
192 صفحه/ 1500 تومان

حدود 150 صفحه از 190 صفحه‌ی آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع ویژه‌ی این شماره «جمهوری مهاباد» اختصاص یافته است. کاوه بیات علاوه بر «باب گفتگو» مقاله‌ی تاریخی و خواندنی «ارومیه و تحرکات کمیته نجات» را نوشته است. احسان هوشمند «سال‌های آشوب» را بررسی کرده است و مجتبی برزویی مقاله‌ی «مکریان و اندیشه‌ی ایران» و محمد حسین خسروپناه مقاله‌ی «حزب توده‌ی ایران و تحولات کردستان» را نوشته است. «جمهوری مهاباد» و «کردها و فرقه‌ی دموکرات آذبایجان» عنوان دو یادداشت ترجمه‌ی شده‌ی این شماره است که هر کدام بخشی از یک کتاب جداگانه است. در بخش روزنامه این شماره این یادداشت‌ها آمده است: «لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها، قطع عضو بدون بیهوشی» - «نود؛ نمایش تضاد شیشه و سنگ» - «ترک‌ها و دولت سایه‌ی آن‌ها». در بخش کتاب‌خانه نیز چندین کتاب معرفی شده است.
در انتهای باب گفتگوی این شماره آمده است «مدارا و اعتدال را از ویژگی‌های اصلی فرهنگ ایران برشمرده‌اند و حد واسطی که در بسیاری از اوقات مانع از پیشامد گسست‌هایی جدی در فاصله‌ی فرازها و نشیب‌های معمول این سرزمین بوده است. این شماره نیز به رغم تمامی دل‌تنگی‌ها صرفاً با این امید منتشر می‌شود که شاید اعاده‌ی میزانی از اعتدال و مدارا، بار دیگر کارساز شده، تفاوت دیدگاه‌ها - حال در هر زمینه‌ای که باشند - از تنها مجرای معقول و میسر، یعنی از طریق طرح و بیان آزادانه، امکان حل و فصل یابند.»


نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»


گفتگو 51

پروژه‌ی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان

آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو می‌گوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که هم‌سنگ نهضت مشروطیت اسیر کج‌فهمی‌ها و خطااندیشی‌های تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کج‌فهمی و خطااندیشی نقش چشم‌گیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخ‌نگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانه‌ای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینه‌ی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطه‌خواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشته‌اند. در بخش‌ کتابخانه این شماره نیز کتاب‌های مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بی‌نظیر بوتو»، «خصوصی‌سازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو


با بهره‌گیری از
Movable Type Pro 4.31-en
چهارشنبه ۲۹ اسفند ۸۶

درباره‌ی وبلاگ فرهنگ و سه نقطه

در مورد وبلاگ‌نویسی دکتر ناصری، معاونت محترم دانشجویی و فرهنگی دانشگاه زیاد شنیده بودم، اما ندیده بودم، تا این که چند روز پیش اتفاقی به وبلاگ ایشان برخوردم. ظاهراً آقای دکتر این وبلاگ را برای شرکت در جشنواره‌ی وبلاگ‌نویسی بسیج راه انداخته است و امیدوار است که رتبه‌ی نخست را کسب کند.
وبلاگ‌نویسی مسؤولان جذابیت خاصی دارد. این گونه وبلاگ‌ها باعث تلطیف رابطه‌ی دوجانبه‌ می‌شود که در این مورد رابطه، رابطه‌ی میان دانشجویان و دیگر کارمندان و معاونت دانشجویی است. البته شیوه‌ی وبلاگ‌نویسی هم در نوع این رابطه تأثیرگذار است. وبلاگ‌هایی هستند که صرفاً به محلی برای انتشار بیانیه‌های خشک بدل می‌شوند و چندان بیننده‌ای ندارند و وبلاگ‌های موفق دیگری هم هستند مثل وبلاگ محمدعلی ابطحی که توانسته‌‌اند خوانندگان بسیاری را به خود جلب کنند.
از آن‌جا که این وبلاگ تازه است و بنا هست در مسابقه هم شرکت کند، گرچه از سطح وبلاگ‌نویسی این مسابقه اطلاعی ندارم، اما ذکر مواردی برای بهبود این وبلاگ خالی از فایده نیست.
از نظر ظاهری وبلاگ بیش از حد ساده است، در حقیقت هیچ‌گونه طراحی خاصی صورت نگرفته است. از عکس هم چندان استفاده‌ای نشده است. برای ایجاد تنوع بد نیست از عکس‌های مربوط به متن استفاده شود (در یک مورد از عکس استفاده شده است). در حروف‌چینی هم ایراداتی دیده می‌شود که البته مختص ایشان نیست و در میان وبلاگ‌نویسان بسیار رایج است: استفاده نکردن از نیم‌فاصله و به کار بردن «ي» و «ك» در حروف‌چینی که عربی هستند. در صورتی که این حروف در آخر کلمات قرار بگیرند زیر «ي» دو نقطه قرار می‌گیرد و روی «ك» هم همزه. در خط فارسی چنین حروفی به این شکل نداریم. ضمن این که کلماتی که با این حروف نوشته می‌شوند در جستجوی اینترنتی تشخیص داده نخواهند شد.
محتوای مطالب اگر چه تا حدی لحن صمیمانه دارد و از لحن خشک اداری خبری نیست، اما مطالب منتشر شده اطلاعات خاصی به خواننده نمی‌دهد. جذابیت این‌گونه وبلاگ‌ها در این است که از دنیایی که خواننده تماسی با آن ندارد از طریق وبلاگ اطلاعات دست اولی کسب کند. گزارش‌هایی که از جلسات کاری داده شده است، صرفاً کلی‌گویی است. مثلاً «پربار بودن» جلسه برای گزارش از جلسه معاونان کافی نیست. یا گزارش از جلسه 5 ساعته هیچ گونه اطلاعی از نوع سوآلات و پاسخ‌ها نمی‌دهد. حتا یادداشتی که به شهادت یک دانشجو اختصاص داده شده است، اطلاعات کافی در مورد نوع و مکان شهادت نمی‌دهد.
در نخستین مطلب این وبلاگ گرچه جمله‌ای ظاهراً‌ به شوخی نوشته شده است، اما برای دانشجویانی که تجربه‌ی اعتراض به غذای سلف را داشته‌اند، ممکن است بسیار تلخ باشد: «ضمناْ هر کی بیاد تو وبلاگ و نظر نداده بره بیرون انشاالله خدا سوسک بندازه تو غذاش که تا بیاد اعتراض کنه شمس نجفی یک توبیخ کتبی درج در پرونده بده دستش» واقعیت تلخ این است که دقیقاً هر گونه اعتراض به غذای سلف حتا مشاهده‌ی «سوسک» واقعاً به کمیته‌ی انضباطی ختم می‌شود. بارها این اتفاق افتاده است و در پنجره هم منعکس کردیم. به کار بردن این عبارت از طرف معاونت دانشجویی که مسؤولیت ریاست کمیته‌ی انضباطی را هم بر عهده دارد، دقیقاً معلوم نیست شوخی است یا جدی.
قصد من از این یادداشت ذکر نکاتی بود که شاید به بهتر و تأثیرگذارتر شدن این وبلاگ بینجامد. امیدوارم دیگر مسؤولان دانشگاه نیز به وبلاگ‌نویسی رو بیاورند.

نوشته‌های مربوط:


درباره‌ی پنجره و انجمن اسلامی مستقل<<|| صفحه اصلی ||>>نوروزتان مبارک


توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.



نظر بدهید:

سخن

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی
اگر چیزی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر قدر خودت را ندانی.
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده عادات خود شوی
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی...
اگر روزمره‌گی را تغییر ندهی
اگر رنگ‌های متفاوت به تن نکنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سرکش
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند
دوری کنی...
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رؤیاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی....
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری بکن!
نگذار که به آرامی بمیری...
شادی را فراموش نکن!


پابلو نرودا

پیوندها

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است:
Creative Commons License