درست زمانی که اصلاحطلبان دارند نفسهای آخر را میکشند و «اصلاحات» و «اصلاحطلبی» کمکم دارد از واژگان سیاسی ایران حذف میشود، علی قاضی از آن سوی آبها هوس اصلاحات کرده است. پرحرارت و پرانرژی از اصلاحات مینویسند، تو گویی سال 76 است. قاضیشناسان میگویند در مورد وی این چیزها اصلاً عجیب نیست. قاضی با «لعنت بر وبلاگ»، نوشتن را آغاز کرده، استدلال هم کرده است که وبلاگ چه بلاهایی بر سر ما آورده است - از آنجا که اختلاف نظر داشتن با قاضی کار سادهای نیست، این بحث را به کسب شهامت بیشتر موکول میکنم.
قاضی «از فعالان جنبش دانشجویی» بود، این اصطلاح را در دوران اصلاحات به دانشجویانی میگفتند که زیاد سرو صدا میکردند و در مواقع لزوم داد میزدند. یادش به خیر در اولین جشنواره نشریات دانشجویی با هم بودیم، رفت بالای تریبون و آن قدر جیغ و داد کرد، ملت میشناختنش و نمیشناختنش رأی دادند. پیش و پس از اصلاحات قاضی در دانشگاه علم و صنعت بود، بعداً به دانشگاه گیلان رفت، از فعالیتهای او در آن دانشگاه اطلاعی در دست نیست، اما از آنجا که انجمن دانشگاه گیلان با بسیج آنجا چندان فرقی ندارد، احتمالاً تقیه پیشه کرده است.
از قاضی آثار مکتوب چندانی بر جای نمانده است، از این رو سال 87 باید سال مهمی باشد که قاضی بعد از عمری فعالیت شفاهی و مبارزهی اصلاحطلبانهی هرمی و غیرهرمی به نویسندگی رو آورده است. گرچه جذابیت وبلاگش به اندازهی بحثهای رودررو و گاهی خشمآلودش نیست، اما چه کنیم، حالا که در دسترس نیست؛ غنیمت است. به وبلاگنویسی که با لعنت بر وبلاگ کارش را شروع کرده است، درود میفرستم.
مطالب مربوط:
روز جهانی قاضیزاده

پیامها (1)
دوست روزهای کنسرو و ژتون اضافه! اگر کمی صبر می کردی تا نوشته هایم از انگشتان دو دست تجاوز کند، آن وقت می دیدی که نیمهء اصلاح صلب وجود من نیز نفسهایش به شماره افتاده.
علی قاضی زاده | March 30, 2008 12:14 AM
March 30, 2008 00:14