
مونا التهاوی
نیویورک- اگر مسلمان نبودم و شناخت کافی از اسلام نداشتم، شاید باور میکردم، همانطور که کاریکاتور نفرتانگیز دانمارکی حضرت محمد را نشان میدهد، مسلمانان هم نارنجکی در بالای عمامههایشان همراه خود دارند.
پلیس دانمارک اوایل سال جاری، سه مسلمان را بازداشت کرد که ادعا میشد نقشهای داشتند که کاریکاتوریست 73 ساله را به خاطر کشیدن کاریکاتوری در سال 2005 به قتل برسانند. چنین القا میشود که کتاب مقدس ما، قرآن، واقعاً یک بیانیهی خشونتطلب فاشیستی است، درست همانطور که سیاستمدار راستگرای هلندی در فیلمِ در حال ساخت خود، ادعا میکند و عامدانه ترس از ترور را در اروپا تشدید میکند. از این گذشته، به نظر میرسد که در اینروزها مسلمانان به جز اعمال خشونت و افزایش آن واکنش دیگری نمیتوانند از خود نشان دهند.
نمایشگاهی در برلین ماه گذشته گشایش یافت که مسلمانان را خشونتطلب نشان میداد، برخی این نمایشگاه را تهدید کردند به ... . حدس بزنید به چه چیزی؟ بله، اعمال خشونت. بمبگذاری در قطار مادرید (چهار سال پیش در همین ماه)، بمبگذاری در لندن سال 2005 و قتل کارگردان هلندی، تئو ونگوگ تروریسم اسلامی را به یک نگرانی عمده در اروپا بدل کرده است.
ضمن احترام به روح تمام کسانی که به نام مذهب به قتل رسیدند، باید اعتراف کنم من چنین نگرانیای در مورد اروپا ندارم. نگرانی در مورد کاریکاتورهای دانمارکی هم ندارم. روزنامهها حق دارند هرچه را که میخواهند منتشر کنند. در حقیقت نگرانی در مورد خرت ویلدرز سیاستمدار هلندی هم ندارم که فیلم فتنهی او بیشک نژادپرستان سوداگرِ ترس را بیشتر تحریک خواهد کرد. این فیلم صرفاً خوراک خوبی برای راستگرایانِ اروپا خواهد بود.
اما من اندکی نگرانی در مورد نگرش خوانندگان چپگرایی دارم که شاید انتظار دارند احساس جریحهدارشدهی مسلمانی من تمام گناهان را به گردن راستگرایان، ایالات متحد یا اسرائیل بیندازد. اما نه، من دقت بیشتری دارم، دقتی فراتر از نگرانیهای شخصی. من نگران دیگران نیستم، زیرا اصلیترین هدف خشونت اسلامی، همنوعان مسلمان من در جهان اسلام است. تقریباً هر هفته صدها مسلمان در پاکستان، عراق و افغانستان تکهتکه میشوند. اما در تظاهراتهای بیشماری که در جهان اسلام برگزار میشود، هیچکدام خواهان پایان دادن به برادرکشیِ مسلمانان نیستند، بلکه با تندخویی میخواهند که «جهانیان» از بیاحترامی به مسلمانان دست بردارند. برای این مسلمانان، چند کاریکاتور دانمارکی یا چندین فیلم هلندی تا کنون بیش از هفت حملهی انتحاری که دست کم جان 100 نفر را در پاکستان فقط در سه هفتهی پیش گرفت، خسارتبار نبوده است. چه ننگی بالاتر از این که 600 نفر در درگیریهای پاکستان از ابتدای سال جاری تا کنون کشته شدهاند.
در عراق حملات انتحاری خیلی عادی شده است و جان بسیاری از آدمها را میگیرد، به طوری که اغلب آژانسهای خبری این اخبار را به عنوان مرگبارترین حوادث روز گزارش میدهند، از جمله در دو گزارش از رویترز: در یکم فوریه دو زن بمبگذار انتحاری 99 نفر را در دو بازار شلوغِ حیواناتِ اهلی در بغداد کشتند که سبعانهترین حمله در 6 ماه گذشته بوده و منسوب به القاعده است. در 24 فوریه یک بمبگذار انتحاری زائرانی را که به سمت مقدسترین زیارتگاهِ شیعیان در جنوب کربلا میرفتند در اسکندریه هدف گرفت که 63 نفر کشته و دهها تن زخمی شدند.
در عین حال، سرفصل دستور کار سران کشورها در سازمان کنفرانس اسلامی در سنگال «اسلامهراسی» است. تکذیب خواهند کرد؟ نه تنها چشمان خود را به درگیریهای کوچک در میهنم، مصر، بلکه به جویبارهای خونین در جهان اسلام نیز بستهاند. من انتظار هیچگونه خودانتقادی روشنگرانهای از سازمان کنفرانس اسلامی ندارم. در نشستی در سال 2005 بود که بعد از انتشار کاریکاتورهای دانمارکی، سران این سازمان خشمی گسترده را علیه دانمارک برانگیختند و سپس به کل جهان اسلام گسترش دادند که فرافکنی کاملی بود برای هر دیکتاتورهای فرصتطلبِ مسلمان تا از فشارهای داخلی بگریزد و نیز فرصتی بود برای گروههای اسلامگرایی که ادعا میکنند پرچم اسلام را برافراشتهاند. دست کم 50 نفر در درگیریهای مربوط به تظاهراتهای ضد کاریکاتورهای دانمارکی در ابتدای سال 2006 کشته شدند. اگر نگوییم تمامِ آنها، بیشک اغلب آنها مسلمان بودند.
اگر سازمان کنفرانس اسلامی حقیقتاً نگران مسلمانان است، زمان برای دستور کار قرار دادن موضوعاتی مثل «غرب» و «اسلامهراسی» سپری شده است، بهتر است به سرزمینهای خود نظری بیندازد: یکبار برای همیشه اعلام کند که بمبگذاری انتحاری غیراخلاقی است. آیا امروز در پاکستان، افغانستان و عراق موضوع مهمتری از چنین حملات نفرتانگیز، ویرانگر و مداوم وجود دارد؟
خودکشی در اسلام گناه کبیره است، با وجود این، از طرف برخی روحانیان برای استفاده علیه اسرائیلیها به اشتباه مشروع اعلام شده است. نه تنها آنها به طرزی جدی هستهی اخلاقی خداشناسی مسلمانان نوگرا را به مخاطره انداختهاند، بلکه چراغ سبزی نیز به تمام گروههای تندرو در سراسر جهان اسلام دادهاند تا آبرو و حیثیت مسلمانان را تاراج کنند. طرفه این است که آن بمبگذاریهای انتحاری که به سختی در جنگ میان فلسطینیها و اسرائیلیها بدعت شد، امروزه سلاح پرطرفدار مسلمانان برای تسویه حسابهای خونین میان خود درون کشورهای اسلامی است.
اسلام بیش از 1400 سال دوام آورده است و با چند کاریکاتور یا فیلم از میان نخواهد رفت. اما آنچیزی که پایههای ایمان مرا میلرزاند، خشونت است. زمانی که شنیدم مسلمانی 68 زائر را کشته است، اعتراف میکنم که از خودم پرسیدم که آیا میتوانم ایمانم را به مذهبی حفظ کنم که چنین وحشیانه است. اما با نگاهی تیزبینانه به ارزشهای مذهبم که من آنان را بسیار گرامی میدارم، (ترحم، عدالت اجتماعی و دفاع از ضعفا و نیازمندان) با قاطعیت از آن دفاع میکنم. من اسلامم را به وحشیها واگذار نخواهم کرد.
***
این یادداشت در پنجره شماره 22 منتشر شده است.
ترجمههای دیگری از آثار التهاوی را در اینجا ببینید.
نوشتههای مربوط:
- بازگشت دین؟
- همجنسگرایی دینی
- بحث داغ بکارت و ازدواج در فرانسه
- جنگ علیه زنان
- دانشگاه از آن ماست
- خدای مصیبتها
- سرکوب شادی و امید
- دربارهی شریعتی
- پارادوکس فتنه
- پایان سکولاریسم؟
- چامسکی، یهودی یا یهودستیز؟
- زنان مسلمان در غرب قربانی میشوند
- تحکیم وحدت و بومرنگ سرکوب
- شریعتی و دموکراسی
- بیانیه نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان در محکومیت توقیف نشریه «قلم انجمن»
- حقوق زن ایرانی
- با شریعتی چه باید کرد؟
- فراتر از بحث مجازات اعدام
- حقّ مردن
- چه میشد اگر توطئهای وجود نمیداشت؟
- اخلاق بیخدایی
- پایان انقلاب بوش
- پاسخهای گرگوری گاوس
- آیا دموکراسی در خاورمیانه ما را امنتر میکند؟
- سید قطب
- فیلتر شدن یا نشدن، مسأله این است
- جنگِ حجاب
- همجنسگرایی غیراخلاقی نیست
- حجاب سر و تراشیدن صورت
- دزدی معترضانه
- بیانیه تشکل ها و فعالان دانشجویی زاهدان
- کتاب مقدس
- تاریخ در پایان تاریخ
- دانشگاه قربانی سیاست
- نگران پاکستان باشید، نه ایران!
- پاسخ به یک مسیحی
- دیوارها و جهان
