گفتگو با سید ابراهیم نبوی، روزنامهنگار و طنزنویس
مهمترین تغییری که پس از دوم خرداد رخ داد شکوفایی مطبوعات بود. روزنامهها شیوهی جدیدی را در روزنامهنگاری ایران بنیان نهادند، چه از حیث ظاهر و چه حیث محتوا. یکی از پرمخاطبتریت بخش روزنامههای آن زمان ستونهای طنز سیدابراهیم نبوی بود که برای نخستین بار طنزهای سیاسی را به روزنامهها کشاند و با صراحت بینظیری به نقد گفتههای مسؤولان و سیاستمداران پرداخت. پس از مدتی او به طور همزمان در دو روزنامه نویسندهی ستون طنز شد. نوشتههای طنزآلود وی آثار مثبت و منفی برای وی داشته است، او سه سال پیاپی برنده جایزه طنز جشنواره مطبوعات شد، دو بار نیز به خاطر همان نوشتهها راهی زندان شد. تحصیلات وی در زمینهی جامعهشناسی است البته مدت کوتاهی هم تحصیلاتی در زمینهی علوم دینی داشته است. او با نشریان سینمایی نیز همکاری کرده است. نزدیک به 50 کتاب در زمینهی طنز و داستان منتشر کرده، با شهرداری، صدا و سیما و وزارت کشور نیز مدتی همکاری داشته و از سال 82 به خارج از کشور رفته است، در آنجا به روزنامهنگاری و اجرای برنامههای طنز میپردازد. او چه در داخل و چه در خارج از کشور همواره از اصلاحطلبی دفاع میکند و یکی از هواداران سید محمد خاتمی است.
با او از طریق اینترنت تماس برقرار کردیم و گفتگوی کوتاهی در زمینهی فعالیتها و دیدگاههای وی و نیز اوضاع سیاسی کشور انجام دادیم. زمانی که این مصاحبه انجام شد هنوز دکتر عارف اعلام نامزدی برای انتخابات نکرده بود، اما انصراف نمادین او در انتخابات مجلس در اعتراض به رد صلاحیت اصلاحطلبان محبوبیت وی را افزایش داده بود.
***
شما همواره از اصلاحطلبی در ایران دفاع کردهاید، حتا در خارج از کشور. آیا گمان میکنید که اصلاحطلبی در ایران هنوز هم میتواند مؤثر واقع شود؟
ابراهیم نبوی: اصلاحطلبی برای ما یک انتخاب از میان انتخابهای متفاوت نیست، تنها انتخاب ممکن و مقدور است. از نظر من اصلاحطلبی یک شیوهی رفتار سیاسی است که بسیاری از سیاستمداران کنونی کشور همین حالا هم این شیوه را انجام میدهند، مثلاً آقای هاشمی شاهرودی به عنوان رییس قوه قضائیه در بسیاری موارد رفتاری اصلاحطلبانه دارد. منتهی آنچه ما به آن نیازمندیم این است که اصلاحطلبی به صورت یک برنامه برای حزب و دولت اصلاحطلب در بیاید. در این صورت تنها و بهترین راه پیشرفت کشور است. من در آخرین روزهایی که ایران را در فروردین سال 82 ترک میکردم، به نومیدی به اصلاحات رسیده بودم، ولی وقتی بیرون ایران با سایر راهها بهتر آشنا شدم، به این یقین رسیدم که اصلاحات تنها راه نجات ماست.
برای خروج از کشور دو دلیل عمده وجود دارد. یک عده کسانی هستند که احساس میکنند نظام در حال فروپاشی است و با رفتن به خارج و گرفتن مواضع تند، خودشان را برای نظام جدید آماده میکنند، عدهای دیگر هم به خاطر احساس ناامنی خارج میشوند. شما جزو کدام گروهید؟
ابراهیم نبوی: من به این دلیل از ایران خارج شدم که احساس میکردم بدون دلیل ممکن است بازداشت شوم و تحمل زندان را دیگر نداشتم، میترسیدم بروم زندان و دیگر نتوانم به کارم ادامه دهم. این دلیل خروج من بود. صاف و ساده. برای من فروپاشی نظام جمهوری اسلامی یک وضع خطرناک است، نه تلاشی برای آن میکنم و نه با کسانی که میخواهند نظام را فروبپاشند، همراهی میکنم. به نظرم با فروپاشی نظام وارد جهنمی میشویم که همه آنچه در پنجاه سال اخیر به دست آوردیم از بین میرود.
شما همواره از برگشت قریبالوقوعتان به ایران صحبت میکنید، اما خبری از بازگشت شما نمیشود. واقعاً میخواهید به ایران برگردید؟
ابراهیم نبوی: تقریباً از یک سال پس از خروج از ایران به فکر بازگشت بودم و حالا هم هستم. به قول علی دایی کلی لابی کردیم با مسؤولان امور، همه هم گفتند که برگرد، اما همه گفتند حالا برنگرد، دیوانگی است. من هم در این پنج سال انگار دیوانگی یادم رفته! قصد ندارم بازگشت غیرمفید بکنم، حتما زمانی برمیگردم که بتوانم به کار خودم ادامه دهم. امیدوارم کسی پیدا بشود و سیاست را برایم ممنوع کند تا بتوانم برگردم و به نوشتن آثار طنزی که نقد اجتماعی است و برای جامعه ما لازم است و یا تحقیقات ادبی و یا داستان کوتاه و رمان بپردازم. فکر کنم گوش شیطان کر و چشمش کور و دندهاش نرم، بشود تا پایان امسال با دردسر کمتر برگشت، در غیر این صورت حتا ممکن است به غلط کردن هم بیفتم، چون واقعاً توانایی ماندگار شدن برای یک عمر در فرنگ را ندارم، البته اینجا خوب است، خیلی خوب و پر از احترام، ولی من میخواهم همین چیزها را در ایران داشته باشیم و برایش تلاش میکنم.
با توجه به این که با فضای فعالان سیاسی در خارج از کشور هم آشنا شدید، چه تفاوتی میان فعالان سیاسی داخل و خارج از کشور میبینید؟
ابراهیم نبوی: خصلت مشترک فعالان سیاسی داخل و خارج رفتار غیرحرفهای آنها در قبال سیاست است، ما ایرانیها ملتی «انقلابی» هستیم و این اسفبار است. فرق نمیکند، از میدان توپخانه راه بیفتیم یا میدان آزادی، آخرش به میدان انقلاب میرسیم. این وجه مشترک فعالان داخل و خارج است. اما تفاوت این که فعالان خارج از کشور از بیماریهای سیاسی بسیار بیشتری رنج میبرند، آنها متوهماند، تصویر واقعی و امروزی از ایران ندارند، جامعه ایران را احساس نمیتوانند بکنند و بسیاری از آنها با سیاست ایران به عنوان تفریح آخر هفته و گاه به عنوان انجام وظیفه ملی برخورد میکنند. اینها که بیرون هستند وقتی فرانسوی فکر میکنند دموکرات هستند، ولی وقتی فارسی فکر میکنند یا حرف میزنند میشوند همان چریک استبدادزده بیست ساله که در سال 1362 از ایران رفت. فعالان سیاسی داخل عقلانیت بیشتری دارند. البته قاعده همین است که گفتم، اما در بیرون ایران بسیاری نیروها به سوی عقلانیت آمدهاند (مثلاً بابک امیرخسروی، ملیحه محمدی، فرخ نگهدار، مهدی فتاپور، علی شاکری و خیلیهای دیگر) و در داخل هم بسیاری افراد حسابی قاطی کردهاند و انگار در ایران زندگی نمیکنند! این هم جوک زمانه ما.
در برخی آثارتان شما از ویژگیهای خاص ایرانیان صحبت میکنید، آیا معتقدید که مشکل دموکراسی در ایران به سرشت ایرانیان مربوط میشود؟
ابراهیم نبوی: کاملاً، میشود گفت شکل دموکراسی در هر کشوری بستگی به شرایط اقلیمی و سابقهی فرهنگی و تاریخ سیاسی و حتا میزان آفتاب دارد، تصادفاً در این مورد ابن خلدون هم با من هم نظر است. دموکراسی فرانسوی با دموکراسی انگلیسی و آمریکایی و ایتالیایی از زمین تا آسمان تفاوت دارد و البته چپهایشان هم با هم فرق دارند. سرشت ایرانی، این تنبلی تاریخی، مسؤولیتناپذیری، ناپیگیری، غرور بیجا، مماشات بیدلیل و طغیان بیدلیل، همه و همه در مدل دموکراسی ایرانی تأثیر دارد. به نظرم یک گروه دویست نفری نویسنده باید یک جنبش نقد فرهنگی ایرانی را آغاز کنند، این باید یک جنبش بشود، البته همیشه این هراس هست که وقتی از یک ایرانی انتقاد کنید، یا دیگر حرفهایت را گوش نمیکند، یا چنان دچار ناامیدی میشود که همه چیز را رها میکند و سیصد سال خانهنشین میشود. باید با این ملتِ نازنازی با دقت رفتار کرد.
ارزیابی شما از دورهی ریاست جمهوری احمدینژاد چیست، چه تفاوتهایی با خاتمی داشت و اگر بنا باشد یک دور دیگر هم ریاستجمهوریاش ادامه پیدا کند، چه پیش خواهد آمد؟
ابراهیم نبوی: فارغ از همه شوخیها و تندیها و کلیشهها، به گمان من داستان احمدینژاد کمابیش شبیه شخصیت «چنسی گاردنر» فیلم «حضور» هال آشبی است. آدمی که از زمان تولد از خانه بیرون نرفته و باغبان خانه است و همیشه در مورد باغبانی حرف میزند، به تصادف او را به میان بزرگان میبرند و از او در مورد سیاست و اقتصاد میپرسند، و هر چه او میگوید تفسیر سیاسی میکنند. به نظرم احمدینژاد یک « شوخی» است ناشی از یک اشتباهِ ملی در انتخابات. او اینکاره نبود. بسیاری از حامیانش هم امروز میفهمند که این شوخی تا چه حد میتواند خطرناک باشد. ولی او کار خودش را میکند. باغبانی است که میخواهد تمام دنیا را گل بکارد، تمام درختهای سیساله را از جا بکند و به جای آن گوجه فرنگی بکارد و معتقد است به زودی در بهاران درختان شکوفه میدهند و جهان برای کاشتن گل محمدی در اختیار ایران است.
اگر آقایان خاتمی، کروبی، معین و عارف نامزد ریاستجمهوری شوند، به نظر شما کدام یک شانس موفقیت بیشتری دارند؟
ابراهیم نبوی: به نظرم شوخی «معین» حتا از شوخی احمدینژاد هم بدتر است. او اصلاً بلد نیست حرف یومیهاش را بزند و هیبت و هیمنهی ریاست جمهوری را ندارد، البته به چنین قرتیبازیهایی شاید پس از احمدینژاد نیاز نداریم. در مورد آقای «عارف» من نگاه خوبی دارم، به نظرم سوابق او و منش او و آرامش او برای یک دولت اصلاحطلب خوب است، در اندازهاش هم میبینم که بخواهد رییس جمهور ایران بشود، هر چه باشد مدتهای طولانی مرد دوم قوه مجریه بوده. شاید اگر عارف بیاید هم چهره کاریزماتیکی داشته باشد و هم توانایی سامان دادن یک کابینه خوب را نشان دهد. در مورد کروبی به نظرم داستان دیگری است، فعلاً کروبی از همه بیشتر شانس دارد، او هم قدرت را میخواهد و هم در این دو سال نشان داده که اگر فشار از پایین را بلد نیست، چانهزنی از بالا را بلد است. البته او دچار یک مشکل اساسی است و آن این که ارتباط مستقیم با ملت و بخصوص نخبگان نمیتواند برقرار کند و تیم خوبی هم ندارد، اگر تیم خوبی داشت این همه گاف نمیداد. طبیعی است اگر امر دایر بشود به انتخاب میان احمدینژاد و معین و کروبی من حتماً از کروبی حمایت میکنم. اما او حتا از اصلاحطلبان هم بیبرنامهتر است. میماند خاتمی. من امیدوارم داستان استعفای خاتمی به قول عطریانفر جوک باشد. به نظرم خاتمی درستترین، ممکنترین و معقولترین سرنوشتِ خوب ماست. همیشه در رؤیای من خاتمی بازمیگردد، البته رؤیاپردازیِ زیاد برای آدم خوب نیست. به نظر من نهایتاً کروبی بیش از همه به صندلی نزدیک است، اما این در صورتی است که خاتمی نیاید و یا اصلاحطلبان به طور جدی پشت سر عارف نایستند.
دانشجویان در پیشبرد دموکراسی در ایران چه نقشی میتوانند بازی کنند؟
ابراهیم نبوی: نقش خودشان را باید بازی کنند، معمولاً دانشجویان در این سالها نقش گروههای اجتماعی دیگر را بازی میکنند. آنها باید اول از همه دانشگاه را تمیز نگه دارند و برای دموکراتیک شدن دانشگاه تلاش کنند. به نظرم دانشگاه باید هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ سیاسی به خودش برسد. دانشگاه نباید آچار فرانسهی بیبرنامگیهای احزاب سیاسی باشد. اگر روندی دموکراتیک در دانشگاه شکل بگیرد دانشگاه میتواند تعیینکنندهی مهمی در سیاست ایران باشد. برای ایجاد فضای دموکراتیک در دانشگاه بیتردید مبارزهی صنفی و دانشجویی مهمترین موضوع است و همین میتواند نیروهای دانشجویی را در یک تشکیلات منظم به هم وصل کند. دانشگاه قبل از هر چیز باید هویتِ ازدسترفتهاش را پیدا کند.
طنز سیاسی در ایران پس از اصلاحات رشد قابل توجهی کرد، اما با بستن روزنامهها این وضعیت پایدار نماند، ارزیابی شما از وضعیت کنونی طنز در ایران چیست؟
ابراهیم نبوی: آزادی کیفیت میسازد، این علت اصلی رشد طنز سیاسی پس از اصلاحات بود، فکر کنم بابک احمدی در همان سالهای اصلاحات این موضوع را در یک سخنرانی در مورد طنز سیاسی گفت. با بستن روزنامهها طبیعتاً طنز سیاسی هم آسیب دید، اما اینترنت تبدیل به یک امکان برای حضور طنز سیاسی شد. به نظرم الآن بچههایی مثل ابراهیم رها و ژوله دارند در حوزه طنز سیاسی کارهایی میکنند و بسیاری از آنها هم خوب است. البته مهران مدیری و قاسمخانیها و بروبچههای طنز تلویزیونی آثار کمدی اجتماعی و سیاسی خوبی در این سالها ساختند. شاید کمی غمگین بشویم، ولی داستان طنز سیاسی دوران اصلاحات مثل یک عشق کهنه و واقعی است که تمام شد، تکرارش احمقانه است، فقط میشود گاهی به آن فکر کرد و امیدوار بود که در شرایط آزادی دیگر، باز هم چشمی به چشمی بیفتد و دلی بلرزد و عشقی شکل بگیرد.
***
این مصاحبه در پنجره 23 منتشر شده است
نوشتههای مربوط:
- یاری
- فایدهگرایی و تحریم انتخابات
- سخنگوی جدید شورای نگهبان
- چرا رأی بدهیم؟
- این بار واقعاً می خواهیم شورای صنفی را تشکیل بدهیم
- تحکیم وحدت و بومرنگ سرکوب
- شریعتی و دموکراسی
- ما برای نجات ایران میآییم
- لیبرالهای سابق، دوستان امروز
- سخنی با گروه فشار مدرن
- دانشگاه محل هویتیابی دانشجوست
- هزینه و فایدهی یک حق مسلم
- دانشگاه قربانی سیاست
- نظرسنجی دانشجویی درباره عملکرد دفتر تحکیم وحدت
- مصاحبه با دکتر جمشید اسدی
