نشریهی السا با جنجالهای جدیدی منتشر شده است بخشی از آن به مسائل داخلی السا برمیگردد که من کاری با آن ندارم. در مورد حذف صفحهی آخر هم اشتباه بزرگی شده است. البته هم مدیر مسؤول نشریه ناوارد بوده است و هم برخی مسؤولان سوء استفاده کردهاند. اما نکتهای که به من مربوط میشود این است که یادداشتی را از این وبلاگ برداشتهاند و در نشریه منتشر کردهاند و من بعد از چاپ متوجه شدم. بد نیست اگر قبل از چاپ اینگونه مطالب به خودم خبر بدهند شاید برخی مطالب به مصلحت نباشد که چاپ شود. وقتی که چاپ شد دیگر نمیشود از بینش برد اما وقتی که اینجا منتشر شود میشود بلافاصله پاکش کرد!
همانطور که قبلاً هم نوشتم مدیرت فرهنگی دانشگاه خیلی بستهتر شده است. من چند بار در مورد نظارت پیش از چاپ با آنها صحبت کردم قبول کردند که نباید نظارت پیش از چاپ بکنند اما گفتند فقط برای مطابقت مشخصات درخواستی و نشریه باید یک نگاه کوتاه به نرشه بیندازند. اما در مورد نشریه السا این بار دیدن پیش از چاپ به حذف یک صفحه انجامیده است. مدیر امور فرهنگی گمان میکند که نشریات باید زیر نظر او فعالیت کنند و هر چه را که صلاح نمیداند به خودش حق میدهد که حذف کند. با این وضع مجالی برای آزادی مطبوعات و آزادی بیان باقی نمیماند. باید تکلیف نشریات را روشن کنیم یا دانشگاه میپذیرد نشریه دانشجویی منتشر شود یا نه. این که هر شماره بخواهد بازبینی کند بازگشت به دوران خفقان و استبداد محرمعلی خان سانسورچی است. نظارت و دیدن پیش از چاپ به هر بهانهای که باشد هیچ فرقی ندارد.
حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان
این کتاب مجموعهی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده دربارهی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریههای ادبی - ملاحظاتی دربارهی چشمانداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوههای جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداقهای سرقت ادبی در کتاب نظریههای نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمیتوان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیدهاند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشهی استبدادطلب، تکثر نظریههای نقد ادبی را برنمیتابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویضپذیر میداند، هرگر نمیتواند در حوزهای خوش بدرخشد که تفکر و اقامهی دلیل از ملزومات اجتنابناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»
پروژهی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان
آخرین شمارهی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو میگوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که همسنگ نهضت مشروطیت اسیر کجفهمیها و خطااندیشیهای تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کجفهمی و خطااندیشی نقش چشمگیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخنگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانهای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینهی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطهخواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشتهاند. در بخش کتابخانه این شماره نیز کتابهای مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بینظیر بوتو»، «خصوصیسازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو
مایکل والزر/ صالح نجفی
شیرازه
158 ص/ 1500 تومان
در این کتاب مایکل ولزر نشان میدهد که بحث دربارهی مدارا را نمیتوان به بحث در مورد سامانهای سیاسی فروکاست. او بر این نظر است که مطالعهی الگوهای مداراجویی در سامانهای سیاسی متفاوت مسلماً به دانش ما در این باره میافزاید. اما این دانش بدون ارزیابی جماعتهای مختلف که بر اساس همبستگیهای قومی، دینی، نژادی، سرزمینی، طبقاتی یا جنسیتی گرد یکدیگر آمدهاند، ناکافی و ناکامل خواهد ماند.
بر اساس یک چنین مطالعات تکمیلیای است که والزر در این کتاب مقولاتی همچون بیتفاونی و بیاعتنایی و پذیرش حاکی از تسلیم و رضا را همچون شیوهای پنهان اما مهمی از عدم مدارا در جوامع مختلف آشکار میسازد.
خطی این لحظه زدلتنگی بر این دیوار
یادگاری بنویس و به رَهِ شِکوه مپوی
از دورنگی که ز یارانت دیدی، عیّار!
گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود
که گواهی دهد:
«اینجا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»
آه!
ناجوانمردی گیتی آیا
تا بدانجاست که فردا، وقتی
نبض این ساعت فرتوت نخواهد زد،
هیچ مستی دیگر
در تَهِ کوچهی بنبستی
در آخر شب
نغمهی ما را با سوت نخواهد زد؟
با سرانگشتی، آغشته به خون و انکار،
یادگاری ز خود، امروز، بنه بر دیوار.

پیامها (4)
hamid | یکشنبه 6 مرداد 87 ساعت 19:21 | IP: 84.241.37.136
کاملا با حضور یک انسان فرهیخته موافق هستم.
Hesam | دوشنبه 7 مرداد 87 ساعت 01:51 | IP: 91.203.96.17
Salam
Man k bet goftam az mahbubiat khatami tu 4 sale 2vomesh kaste shode.
احمد | دوشنبه 7 مرداد 87 ساعت 07:14 | IP: 78.38.255.254
به هیچ عنوان موافق نیستم، این مرد مگه توی اون 8 سال به جز جنگ و شورش و ادای آزادی در آوردن کار دیگه ایی هم انجام داد!؟؟؟
sahel | سه شنبه 8 مرداد 87 ساعت 08:41 | IP: 76.164.196.162
اگه خاتمی بیاد شاید حکومت بتون 4 سال دیگه دوام بیاره در غیر این صورت نه.
به هر حال موافقم با اینکه می دونم براش کسر شانه.