مجلس محترم گویا تصویب قانونی را برای به رسمیت شناختن چندزنی (نمیدانم چرا بعضیها واژهی چندهمسری را به کار میبرند!) در دستور کار دارد. نکتهی جالب توجه در توجیه چندزنی عبارت پرطمطراق «عدالت» است. یعنی این طور نیست که بیحساب و کتاب باشد بلکه مردان موظفند که «عدالت» را رعایت کنند. مثل این میماند که من با کسی قراردادی میبندم، کالایی را باید به کسی بدهم و او هم معادل آن به من کالا یا خدمات بدهد، من ناگهان تصمیم میگیرم کالایی را که باید به او بدهم تقسیم کنم، به جای یک نفر به چند نفر بدهم با همان قیمتی که قرار بود برای کل آن بگیرم. حالا اگر «عدالت» را رعایت کنم و این کالا را درست تقسیم کنم، مسأله فقط درست تقسیم کردن است، مقدار آن مهم نیست، هیچ ایرادی ندارد! اگر به دو قسمت کاملاً مساوی تقسیم کنم و نصف آن را به طرف قرارداد بدهم باز هم طرف مقابل موظف است مثل قبل عین همان کالا یا خدمات را بدهد. پس هر چه قدر من قدرت تقسیم کردنم بهتر باشم به نفع من میشود، اگر بتوانم تا چهار قسمت هم میتوانم تقسیم کنم. اسم این هنر تقسیم کردن را بزرگان «عدالت» گذاشتهاند. مرد میتواند چند زن داشته باشد به شرط آن که درست تقسیم کند و از «عدالت ملوکانه» برخوردار باشد!
پرسشی که برای هواداران «عدالت ملوکانه» ممکن است آزاردهنده باشد، عکس این قضیه است. عجیب این است که ذهنیت آنان به گونهای است که این مسألهی ساده هیچگاه به ذهن خودشان هم نمیرسد که اگر عدالت است، پس آیا زن هم میتواند با رعایت «عدالت» چند شوهر داشته باشد؟ در واقع با طرح این پرسش ماهیت «عدالت» بیشتر روشن میشود. «عدالت ملوکانه» عدالتی است که مردان باید در قبال زنان یا رعایای خودشان از آن برخوردار باشند، این عدالت به هیچ وجه به معنای عدالت و برابری میان مردان و زنان نیست.
گرچه عموماً در جوامع سنتی از نقش زنان در غرب انتقاد میشود و انگ کالا بودن به آنان زده میشود، اما حقیقت این است که اتفاقاً عکس قضیه درست است و برخورد با زنان در جوامع سنتی بیشتر به کالا میماند. اصرار بر پوشیده بودن زن، به خاطر این است که این کالا دچار مصرف بیرویه نشود و فقط به صورت استاندارد از آن استفاده شود. ویژگی مهم کالا بودن این است که از خودش قدرت تصمیمگیری ندارد، زنان هم در مسائل مهم مربوط به خودشان تصمیمگیرنده نیستند، یا باید از پدر اجازه بگیرند یا شوهر، یعنی از یک مرد که او قدرت تصمیمگیری دارد. (تا جایی که من اطلاع دارم زنان برای خروج از خانه، کار کردن بیرون خانه، ازدواج اول، خروج از کشور و مواردی دیگر باید اجازه بگیرند و حق طلاق ندارند.)
«زن بودن» در فرهنگ عامه برای مردان نوعی توهین تلقی میشود. اصلاح «تو مرد نیستی!» یا «دیگر اسمت را مرد نگذار!» وجود دو سطح پست و بالا را به خوبی نشان میدهد. یک اصل کلی هم وجود دارد که گاهی برای تذکر به پسرانی که به ظاهرشان زیاد میرسند، به کار میرود: «مرد نباید خودش را شبیه زن کند!» واضع است که در هر صورت زن و مرد ظاهری متفاوت و قابل تمایز دارند، اما حفظ و تقدیس این مرز جز به این خاطر نیست که زنان در مرتبهی پایینتری هستند. اگر زنان و مردان در مرتبهای مساوی قرار داشته باشند در آن صورت شباهت آنها هم نه مایهی ننگ خواهد بود و نه افتخار. اصرار بر این که مرد نباید شبیه زن باشد و برعکس برای حفظ سلسله مراتب است. سلسله مراتبی که رسماً اعلام نمیشود ولی عملاً در آن زن همچون کالایی در خدمت مرد است.
برای این قانون جدید که قرار است تصویب شود توجیهات دیگری مثل زیاد بودن آمار زنان را هم ذکر میکنند. گرچه این دلیل هم بیاساس است و حتا اگر بپذیریم که زنان مجرد به هر قیمتی میخواهند ازدواج کنند؛ این قانون مشکلی را حل نمیکند، باید طور دیگری مطرح شود. یعنی در ابتدا مرد هر چند زنی را که میخواهد بگیرد مشخص کند و با آنان ازدواج کند تا آمار زنان مجرد کم شود! مشکل اصلی طرح چندزنی این است که زن اول با این پیش فرض ازدواج میکند که شوهرش تا آخر عمر فقط با او زندگی میکند. این که بعد از مدتی مرد تصمیم بگیرد زن دیگری هم بگیرد، خیانت یا نقض پیمان زناشویی است که در اغلب کشورهای مترقی نوعی بزهکاری محسوب میشود و در ایران قرار است به رسمیت شناخته شود. «عدالت ملوکانه» تبعیض میان زنها را از میان میبرد اما مسألهی اساسی تبعیض آشکاری است که با این قانون میان زنان و مردان به رسمیت شناخته میشود.
نوشتههای مربوط:
- و اما آپارتاید
- همهی چیزها به هم شبیهند، اما فقط در چیز بودنشان
- انتخاب با کیست؟
- پیام زهرا رهنورد به مناسبت روز جهانی زن
- زن بودن: حيات غصب شده و زيستن در محاصره
- طرح امنیت اجتماعی در مجلهی همشهری جوان
- مردسالاری یا زنسالاری
- استقلال زنان و لایحهی چندزنی
- زنان و توسعه
- بحث داغ بکارت و ازدواج در فرانسه
- جنگ علیه زنان
- زنان مسلمان در غرب قربانی میشوند
- از چاله به چاه
- حقوق زن ایرانی
- خلاصهی مقالهی فوکویاما در مورد زنان و نقدهای وارد شده
- پدر همه چیز را میداند
- مردان هم از جنگ متنفرند
- مواضع خطرناک
- زنان و تکامل سیاست جهانی
- دولتها جنگ را به وجود میآورند
- آیا اسکیموها همسرانشان را در اختیار دیگران میگذارند؟
- جنگِ حجاب
- حجاب سر و تراشیدن صورت

پیامها (7)
شهرام | یکشنبه 20 مرداد 87 ساعت 23:37 | IP: 217.219.59.172
فکر نمیکنم دست خاتمی و حکومت از دو کاسه ی جداگانه لقمه بردارد.چرا که اگر اینگونه بود،دستش را همان ابتدا کوتاه میکردند.بی انصافیست اگر بگویم تمامی بحران فرهنگی دستاورد خاتمی است ولی دور از انصاف نیست که بگویم خاتمی از آزادی گفت ولی هیچگاه معنای ان را به درستی تفسیر نکرد.هنوز هم مشتاقم گوشه ای از خدمات وی را برای من ملموس کنید؟
________________________________
ببخشید که من کمی دیر جواب دادم.
ارزیابی دستاوردها و تحولات دوران خاتمی در این مجال نمیگنجد اما برای نمونه میتوانم بگویم پس از خاتمی فشارهای امنیتی و اجتماعی بر دانشجویان کمتر شد، فعالیتهای سیاسی و فرهنگی رشد کرد و نشریات دانشجویی رونق گرفتند. در سطح کشور نیز مطبوعات رشد قابل توجهی داشتند. در سیاست خارجی ایران از انزوا خارج شد و با بیشتر کشورهای روابط دوستانهای برقرار شد. احزاب و گروههای غیردولتی مجال فعالیت بیشتری پیدا کردند، کتابهای زیایدی اجازهی انتشار پیدا کردند و در حوزهی سینما نیز رشد قابل توجهی وجود داشت. در یک کلام عقلانیت در جامعه رشد کرد، روندی که پس از احمدینژاد برعکس شد.
شهرام | شنبه 19 مرداد 87 ساعت 23:41 | IP: 217.219.111.85
ببخشید آقای خاتمی بجز ایجاد بحران فرهنگی بین جوانان که باعث ایجاد کشمکش های فراوان بین آنان و خانوداه هایشان شد،افزایش آمار طلاق،دختران فراری،زورگیری ها و عادی شدن ابتذال و فساد دستاورد دیگری داشت؟گرانی مثل همیشه بیشتر شد.و فشار اقتصادی بر خانواده ها دو چندان شد.بگذریم از اینکه نرخ بیکاری هیچ کاهشی نیافت.اگر دلتان بوجود انجمنی خوش است که در دوران او ایجاد شد و سایر اصلاح طلبی هایش من از شما میپرسم این انجمن ها و آن اصلاح طلبی ها چه تغییری در رویه ی زندگی ما ایجاد کرد؟هشت سال ریاست برای تغییری کوچک و نه چشمگیر در رویه ی زندگی مردم کم نبود!نگویید اطرافیانش نگذاشتند.اینها بهانه های تکراری است.شاید خدمات وی از چشم ما پنهان مانده.شما برای ما گوشه ای از خدمات او را ملموس کنید؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نکاتی را که مطرح کردید خیلی روشن و دقیق نیست و جای بحث زیادی دارد من نمیدانم بر چه اساسی «بحران فرهنگی بین جوانان»، «افزایش آمار طلاق، دختران فراری، زورگیریها و عادی شدن ابتذال و فساد» را دستاورد خاتمی مینامید و در عین حال پیش از این گفته بودید که مشکل از کل حکومت است.
شهرام | جمعه 18 مرداد 87 ساعت 19:42 | IP: 217.219.59.193
منظور من این هست که بجای دفاع از اقای خاتمی در فکر چاره ای باشیم برای نابودی این حکومت البته من میدونم که شما در اون حیطه فعالیتی ندارید و گویی که از همین حکومت خوشتون میاد اون هم با یه آخوند دیگه به نظر من خاتمی با کس دیگه هیچ فرقی نداره آقای اسکافی این رو بدونید با وجود ولایت فقیه این مملکت قابلیت اصلاح رو هیچ زمانی نخواهد داشت حالا چه با خاتمی و چه با هر رییس جمهور دیگری.هموراه پاینده باشید.
-------------------------------------------------------------------
اگر بعد از نابودی این حکومت، حکومتی آمد که باز باید به فکر نابودیاش باشیم چه کار کنیم؟ تااخر عمر که فقط باید حکومتها را نابود کنیم، پس کی زندگی کنیم؟ واقعیتها را انکار نکنید، دورانی که آقای خاتمی رییسجمهور بود کاملاً متفاوت با دیگر دورههای جمهوری اسلامی است. مهم آخوند بودن یا مکلّا بودن نیست. مهم این است که ایشان دیدگاههای روشنتری ا ز بقیه دارند.
صابر | جمعه 18 مرداد 87 ساعت 18:37 | IP: 217.219.73.230
البته اين بزهكاري خيلي ساده و بعضاْ عادي در همان كشورهاي مترقي اتفاق ميافتد. براي مثال به آمار خود مؤسسات كشور انگستان در مورد خيانت مرد و زن به يكديگر در يك سال اول زندگي مشترك سري بزن. اگر درست يادم باشه 24% از اين مردان و 17% از اين زنان در پاسخ به پرسشي كه از آنان شده بود جواب مثبت داده بودند(اعتراف كرده بودند) و البته درصدي قابل توجه نيز حاضر به پاسخگويي نشده بودند.
----------------------------------
در ایران هنوز چنین آماری گرفته نشده، اما دارد از حالت بزهکاری خارج میشود و به قانون تبدیل میشود!
شهرام | جمعه 18 مرداد 87 ساعت 00:31 | IP: 217.219.59.159
سلام. من نمیدونم آقای اسکافی شما چی تو این آقای خاتمی دیدید که اینقد به پرو پاش می پیچید آخه شما که ادعای سیاستتون میشه باید بدونید که خاتمی هم یکی مثل همه اخوندای دیگه.واقعا از این همه پشتیبانی شما از اقای خاتمی متاسفم.
__________________
منظور شما را درست درک نمیکنم، آیا کسانی که از آقای خاتمی حمایت کنند، نباید دم از سیاست بزنند؟ سیاست منحصر به چه کسانی است؟ من با توجه به وضعیت موجود و شرایط گروههای سیاسی بر این باورم که محمد خاتمی بهترین گزینه برای خروج از این وضعیت و بهبود شرایط است. علاوه بر این که در زمینهی مسائل سیاسی و فرهنگی دیدگاه روشنتری نسبت به دیگر اشخاص مطرح در میان اصلاحطلبان دارد، شانس بیشتری هم برای پیروز شدن دارد. البته باید واقعبین باشیم و بپذیریم که ایران به زودی به سطح کشورهایی مثل فرانسه و امریکا نخواهد رسید! «همه چیزمان باید به همهچیزمان بیاید»، در کشوری که بیش از نود درصد مردم حوصلهی خواندن هیچ چیزی را ندارند، نباید منتظر امثال واتسلاو هاول باشیم.
سمانه | پنجشنبه 17 مرداد 87 ساعت 09:54 | IP: 89.165.44.53
سلام من که زیاد از این پستی که امروز نوشتید خوشم نیومد ابته جای تفکر و بحث بیشتری داره . امیدوارم موفق باشید .
علی گرجی | چهارشنبه 16 مرداد 87 ساعت 17:59 | IP: 78.146.212.225
سپاسگزارم دوست گرامی ...