روزانه

شنبه ۹ آذر ۸۷

فیلم «فریاد مورچه‌ها»ی مخملباف را دیدم. بازیگران به شدت غیرحرفه‌ای بودند، شیوه‌ی صحبت کردن بازیگر مرد واقعاً افتضاح بود، بازیگر زن البته بهتر حرف می‌زد اما نمی‌شد اسمش را بازیگر گذاشت. مجری صدای امریکا هم هست. نمی‌دانم چرا آقای مخملباف اصرار داشته‌ از این افراد استفاده کند. در مجموع فیلم جالبی هم نبود، توصیه می‌کنم فیلم را نبینید! در این فیلم صحنه‌های عریانی زیاد شده است. البته به هیچ وجه شهوت‌برانگیز نیست و بیشتر حال آدم را به هم می‌زند. خیلی خوب است که این فیلم را با فیلم عروسی خوبان کسی مقایسه کند. گرچه از نظر ایدئولوژیک خیلی مدرن شده است اما باز هم بازی‌های عروسی خوبان قابل مقایسه با این فیلم نیست.


چهارشنبه ۶ آذر ۸۷

چند روزی است که اینجا ننوشتم حرف ها انباشته شده و مواردی که می‌خواهم بنویسم زیاد است و این ستون ممکن است کمی دراز شود! پراکنده می‌نویسم:
- دو روز پیش تولد احسان رامز دوست نازنین و البته گرد ما بود و ما فرصت زیادی برای تدارک جشن نداشتیم. حدود یک ساعت وقت داشتیم و سعی کردیم هم دوستان را خبر کنیم و هم تدارک ببینیم که نتیجه این شد که خیلی از افرادی که جا داشت باخبر کنیم، خبردار نشدند و در همین جا پوزش می‌خواهم. ضمن این که عکس‌هایی هم حسام گرفته است که اگر به من بدهد و اجازه هم بدهد در سایت می‌گذارم.
- از روز دوشنبه دو هفته‌ی پیش یعنی آغاز تجمع دوم من سخت مریض شدم و البته سعی کردم با شورای تجمع‌کنندگان کم و بیش هم‌کاری کنم، اما نه آن‌چنان که باید و شاید و در مقطع خاصی ارتباطم کاملاً قطع شد؛ غیبت من هم در وبلاگ و هم در جاهای دیگر بیشتر به این خاطر بود. چند روزی است که اوضاع بهتر شده است. در آماده شدن پنجره هم خیلی از دوستان کمک کردند وگرنه من خیلی نای روزنامه‌نگاری نداشتم.
- اشتباهاتی تایپی در پنجره 25 پیش آمد که من عذر می‌خواهم، البته در نسخه‌ی پی‌دی‌اف اصلاح شده است. نام مسؤول حراست فیزیکی «کوچک‌زایی» است، نام یکی از مصاحبه‌شوندگان هم «رامین مهران‌فر» است که در توضیح پنجره اشتباه شده بود و در متن اصلی درست نوشته شده است. در مروری بر وقایع هم یک بیانیه جا افتاده است که دومین بیانیه‌ی پایانی تجمع است که همان بیانیه‌ی پایانی اول است با کمی تجدیدنظر.
- نشریه‌ی برادران ارزشی دانشگاه «خیمه» متلکی به من و برخی افراد دیگر انداخته است و نوشته است «اسقاتی» که منظورشان حتماً «اسقاطی» بوده، به خاطر تشابه اسم چند نفر از دوستان کشف کرده‌اند که منظورشان من بودم. این برادران دست کم از جانب من خیال‌شان راحت باشد، اگر خواستند متلکی، فحشی، چیزی نثار کنند با صراحت بنویسند و مطمئن باشند که من نه شهامت آن را دارم که جواب بدهم و نه حوصله‌ای که شکایت کنم. ضمن این که اگر طنز بامزه باشد استقبال و حمایت هم می‌کنم. خلاصه کار از این حرف‌ها گذشته است، به قول معروف: آن که به ما نریده بود/ کلاغ کون‌دریده بود!
- روزنامه‌ی زاهدان چند روز پیش تیتر هولناکی به نقل از خلیفه‌لو علیه تجمع مسالمت‌آمیز دانشجویان زده بود که نقل محافل دانشجویی بود. گویا چند نفر از دانشجویان به دفتر این روزنامه رفته و جوابیه‌ای داده‌اند و با گذشت چند روز هنوز منتشر نشده است. اگر واقعاً قصد درج پاسخ را نداشته باشند قاعدتاً باید نشریات دانشجویی نسبت به شیوه‌ی کار غیرحرفه‌ای و غیرمسؤولانه‌ی این روزنامه روشن‌گری کنند. شایعاتی هم در مورد روابط دست‌اندرکاران این نشریه و مسؤولان دانشگاه پخش شده است که من اطلاع دقیقی از آن ندارم.


خواندنی‌ها

مصاحبه با آیدین آغداشلو

در دوره‌ی من روزنامه‌نگاری مترادف بود با بی‌سوادی، کلی‌گویی، پرت‌گویی. مثلا هر چه که در باره‌ی سینمای معاصر ایران می‌نویسند، به نظرم یک جور وطن‌پرستی الکی و آب دوغ خیاری‌ست. در مملکت ما که کسی فیلم خوب نمی‌سازد. مسعود کیمیایی دوست عزیز من است. موجود بسیار نازنینی‌ست. اما سواد چندانی ندارد. -- با صحبت هایش در مورد کیمیاایی موافیم اما در مورد مهرجویی بی انصافی کرده است.

مقاله اکبر گنجی در فارین افیرز نشریه تحلیلی وزارت خارجه امریکا

سه عامل تضعیف نظام به روایت نمایندگی ولی وفقیه در دانشگاه‌ها هاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه‏ها با تهیه گزارشی،‌ سه موضوع اصلی که باعث تضعیف اعتبار نظام در دانشگاه‏ها شده را معرفی کرد. خوشبختانه این بار دست خارجی در کار نیست!

کردان رفتنی است گمان نکنم!

دبیر انجمن اسلامی تربیت معلم بازداشت شد صبح پنجشنبه ۹ آبان مهران عباس زاده دانشجوی دانشگاه تربيت معلم و دبير انجمن اسلامی دانشجويان (تاسيس ۱۳۴۹) دانشگاه تربيت معلم و عضو شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت در منزل پدريش توسط نيروهای اطلاعات بازداشت شد.

مشاور احمدی نژاد: طراحان استیضاح کردان، بدون تردید مستوجب پیگرد قضایی هستند مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور که پیش از این مطالبی علیه کردان نوشته و خواستار کنار رفتن وی شده بود ، با چرخش در موضع پیشین خود در یادداشت جدیدی در سایت شخصی خود از تصمیم مجلس برای استیضاح وزیر کشور انتقاد کرد و حتی شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس را متهم به سیاسی کاری کرد. این شورا ، دو روز پیش رأی مثبت به استیضاح کردان را تصویب کرده بود.

نماينده ولی فقيه در نيروی دريايی سپاه: مخالفت با احمدی نژاد برای از بين بردن ارزش‌‏های دينی و انقلابی است، لذا بايد خيلی هوشيار و مواظب بود؛ مخالفت آنها با دولت احمدی نژاد مفهوم ديگری دارد؛ مخالفت آنها برای از بين بردن اصول، مبانی و ارزش‌‏های دينی وانقلابی است. وی افزود: برخی اخيراً‌ به صراحت از زمينه سازی برای برداشتن ولی فقيه سخن گفته و عده‌‏ای هم در همين جهت عنوان کرده‌‏اند که اگر خاتمی می‌‏تواند اين کار را بکند به ميدان بيايد و از سوی ديگر غربی‌‏ها نيز آشکارا بيان می‌‏کنند که در ايران به دنبال رئيس‌‏جمهور وابسته به غرب باشيم که ليبرال دموکراسی غربی را پياده کند نه راه شهدا و خط انقلاب را؛

افشاگری تاج زاده عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ضمن تشریح برنامه اصلاح‌‏طلبان در انتخابات آينده، ابعاد تازه ای از مدرک کردان و باطل شدن 700صندوق رای در تهران را افشا کرد و تاکید کرد که اگر ماكياولي زنده مي‌شد اعتراف مي كرد تا اين حد كه كردان پيش رفته من پيش نرفتم، او همچنین خاتمی را کاندیدای طیف های گوناگون سیاسی از راست سنتی تا گروههای اصلاح طلب خواند.

سربازان گمنام امام زمان دولت احمدی نژاد را نگه خواهند داشت سرهنگ محمدعلی شجاع حیدری با تاکید بر اینکه مقام معظم رهبری به اندازه ای که برای دولت احمدی نژاد سنگ تمام گذاشته اند برای هیچ یک از دولت های گذشته نگذاشتند، گفت:«سربازان گمنام امام زمان دولت احمدی نژاد را نگه خواهند داشت.»

رسوایی بزرگ دولت نهم سایت الف، متعلق به احمد توكلی در این رابطه نوشت:در يك اتفاق نادر و عجيب در مجلس، رحيمي، معاون حقوقي رييس جمهور و دوست نزديك كردان كه اتفاقا وي نيز داراي مدرك دكترايي شبيه مدرك كردان است به اسم كمك به مساجد با چك هاي 5 ميليون توماني رهسپار مجلس شد تا بلكه بتواند با فريب نمايندگان ملت، استيضاح كردان را منتفي كنند اما هوشياري نمايندگان اين اقدام عجيب را ناكام گذاشت.


معرفی

نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»


گفتگو 51

پروژه‌ی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان

آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو می‌گوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که هم‌سنگ نهضت مشروطیت اسیر کج‌فهمی‌ها و خطااندیشی‌های تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کج‌فهمی و خطااندیشی نقش چشم‌گیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخ‌نگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانه‌ای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینه‌ی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطه‌خواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشته‌اند. در بخش‌ کتابخانه این شماره نیز کتاب‌های مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بی‌نظیر بوتو»، «خصوصی‌سازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو


در باب مدارا


مایکل والزر/ صالح نجفی
شیرازه
158 ص/ 1500 تومان
در این کتاب مایکل ولزر نشان می‌دهد که بحث درباره‌ی مدارا را نمی‌توان به بحث در مورد سامان‌های سیاسی فروکاست. او بر این نظر است که مطالعه‌ی الگوهای مداراجویی در سامان‌های سیاسی متفاوت مسلماً به دانش ما در این باره می‌افزاید. اما این دانش بدون ارزیابی جماعت‌های مختلف که بر اساس هم‌بستگی‌های قومی، دینی، نژادی، سرزمینی، طبقاتی یا جنسیتی گرد یکدیگر آمده‌اند، ناکافی و ناکامل خواهد ماند.
بر اساس یک چنین مطالعات تکمیلی‌ای است که والزر در این کتاب مقولاتی هم‌چون بی‌تفاونی و بی‌اعتنایی و پذیرش حاکی از تسلیم و رضا را هم‌چون شیوه‌ای پنهان اما مهمی از عدم مدارا در جوامع مختلف آشکار می‌سازد.


با بهره‌گیری از
Movable Type 4.2-en
چهارشنبه ۱۶ مرداد ۸۷

عدالت ملوکانه

مجلس محترم گویا تصویب قانونی را برای به رسمیت شناختن چندزنی (نمی‌دانم چرا بعضی‌ها واژه‌ی چندهمسری را به کار می‌برند!) در دستور کار دارد. نکته‌ی جالب توجه در توجیه چندزنی عبارت پرطمطراق «عدالت» است. یعنی این طور نیست که بی‌حساب و کتاب باشد بلکه مردان موظفند که «عدالت» را رعایت کنند. مثل این می‌ماند که من با کسی قراردادی می‌بندم، کالایی را باید به کسی بدهم و او هم معادل آن به من کالا یا خدمات بدهد، من ناگهان تصمیم می‌گیرم کالایی را که باید به او بدهم تقسیم کنم، به جای یک نفر به چند نفر بدهم با همان قیمتی که قرار بود برای کل آن بگیرم. حالا اگر «عدالت» را رعایت کنم و این کالا را درست تقسیم کنم، مسأله فقط درست تقسیم کردن است، مقدار آن مهم نیست، هیچ ایرادی ندارد! اگر به دو قسمت کاملاً مساوی تقسیم کنم و نصف آن را به طرف قرارداد بدهم باز هم طرف مقابل موظف است مثل قبل عین همان کالا یا خدمات را بدهد. پس هر چه قدر من قدرت تقسیم کردنم بهتر باشم به نفع من می‌شود، اگر بتوانم تا چهار قسمت هم می‌توانم تقسیم کنم. اسم این هنر تقسیم کردن را بزرگان «عدالت» گذاشته‌اند. مرد می‌تواند چند زن داشته باشد به شرط آن که درست تقسیم کند و از «عدالت ملوکانه» برخوردار باشد!
پرسشی که برای هواداران «عدالت ملوکانه» ممکن است آزاردهنده باشد، عکس این قضیه است. عجیب این است که ذهنیت آنان به گونه‌ای است که این مسأله‌ی ساده هیچ‌گاه به ذهن خودشان هم نمی‌رسد که اگر عدالت است، پس آیا زن هم می‌تواند با رعایت «عدالت» چند شوهر داشته باشد؟ در واقع با طرح این پرسش ماهیت «عدالت» بیشتر روشن می‌شود. «عدالت ملوکانه» عدالتی است که مردان باید در قبال زنان یا رعایای خودشان از آن برخوردار باشند، این عدالت به هیچ وجه به معنای عدالت و برابری میان مردان و زنان نیست.
گرچه عموماً در جوامع سنتی از نقش زنان در غرب انتقاد می‌شود و انگ کالا بودن به آنان زده می‌شود، اما حقیقت این است که اتفاقاً عکس قضیه درست است و برخورد با زنان در جوامع سنتی بیشتر به کالا می‌ماند. اصرار بر پوشیده بودن زن، به خاطر این است که این کالا دچار مصرف بی‌رویه نشود و فقط به صورت استاندارد از آن استفاده شود. ویژگی مهم کالا بودن این است که از خودش قدرت تصمیم‌گیری ندارد، زنان هم در مسائل مهم مربوط به خودشان تصمیم‌گیرنده نیستند، یا باید از پدر اجازه بگیرند یا شوهر، یعنی از یک مرد که او قدرت تصمیم‌گیری دارد. (تا جایی که من اطلاع دارم زنان برای خروج از خانه، کار کردن بیرون خانه، ازدواج اول، خروج از کشور و مواردی دیگر باید اجازه بگیرند و حق طلاق ندارند.)
«زن بودن» در فرهنگ عامه برای مردان نوعی توهین تلقی می‌شود. اصلاح «تو مرد نیستی!» یا «دیگر اسمت را مرد نگذار!» وجود دو سطح پست و بالا را به خوبی نشان می‌دهد. یک اصل کلی هم وجود دارد که گاهی برای تذکر به پسرانی که به ظاهرشان زیاد می‌رسند، به کار می‌رود: «مرد نباید خودش را شبیه زن کند!» واضع است که در هر صورت زن و مرد ظاهری متفاوت و قابل تمایز دارند، اما حفظ و تقدیس این مرز جز به این خاطر نیست که زنان در مرتبه‌ی پایین‌تری هستند. اگر زنان و مردان در مرتبه‌ای مساوی قرار داشته باشند در آن صورت شباهت آن‌ها هم نه مایه‌ی ننگ خواهد بود و نه افتخار. اصرار بر این که مرد نباید شبیه زن باشد و برعکس برای حفظ سلسله مراتب است. سلسله مراتبی که رسماً اعلام نمی‌شود ولی عملاً در آن زن هم‌چون کالایی در خدمت مرد است.
برای این قانون جدید که قرار است تصویب شود توجیهات دیگری مثل زیاد بودن آمار زنان را هم ذکر می‌کنند. گرچه این دلیل هم بی‌اساس است و حتا اگر بپذیریم که زنان مجرد به هر قیمتی می‌خواهند ازدواج کنند؛ این قانون مشکلی را حل نمی‌کند، باید طور دیگری مطرح شود. یعنی در ابتدا مرد هر چند زنی را که می‌خواهد بگیرد مشخص کند و با آنان ازدواج کند تا آمار زنان مجرد کم شود! مشکل اصلی طرح چندزنی این است که زن اول با این پیش فرض ازدواج می‌کند که شوهرش تا آخر عمر فقط با او زندگی می‌کند. این که بعد از مدتی مرد تصمیم بگیرد زن دیگری هم بگیرد، خیانت یا نقض پیمان زناشویی است که در اغلب کشورهای مترقی نوعی بزهکاری محسوب می‌شود و در ایران قرار است به رسمیت شناخته شود. «عدالت ملوکانه» تبعیض میان زن‌ها را از میان می‌برد اما مسأله‌ی اساسی تبعیض آشکاری است که با این قانون میان زنان و مردان به رسمیت شناخته می‌شود.

نوشته‌های مربوط:


از کارل پوپر تا کارل روو<<|| صفحه اصلی ||>>مووبل‌تایپ- درج تاریخ هجری شمسی


توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.


پیام‌ها (7)

علی گرجی | چهارشنبه 16 مرداد 87 ساعت 17:59 | IP: 78.146.212.225

سپاسگزارم دوست گرامی ...



سمانه | پنجشنبه 17 مرداد 87 ساعت 09:54 | IP: 89.165.44.53

سلام من که زیاد از این پستی که امروز نوشتید خوشم نیومد ابته جای تفکر و بحث بیشتری داره . امیدوارم موفق باشید .



شهرام | جمعه 18 مرداد 87 ساعت 00:31 | IP: 217.219.59.159

سلام. من نمیدونم آقای اسکافی شما چی تو این آقای خاتمی دیدید که اینقد به پرو پاش می پیچید آخه شما که ادعای سیاستتون میشه باید بدونید که خاتمی هم یکی مثل همه اخوندای دیگه.واقعا از این همه پشتیبانی شما از اقای خاتمی متاسفم.
__________________
منظور شما را درست درک نمی‌کنم، آیا کسانی که از آقای خاتمی حمایت کنند، نباید دم از سیاست بزنند؟ سیاست منحصر به چه کسانی است؟ من با توجه به وضعیت موجود و شرایط گروه‌های سیاسی بر این باورم که محمد خاتمی بهترین گزینه برای خروج از این وضعیت و بهبود شرایط است. علاوه بر این که در زمینه‌ی مسائل سیاسی و فرهنگی دیدگاه روشن‌تری نسبت به دیگر اشخاص مطرح در میان اصلاح‌طلبان دارد، شانس بیشتری هم برای پیروز شدن دارد. البته باید واقع‌بین باشیم و بپذیریم که ایران به زودی به سطح کشورهایی مثل فرانسه و امریکا نخواهد رسید! «همه چیزمان باید به همه‌چیزمان بیاید»، در کشوری که بیش از نود درصد مردم حوصله‌ی خواندن هیچ چیزی را ندارند، نباید منتظر امثال واتسلاو هاول باشیم.



صابر | جمعه 18 مرداد 87 ساعت 18:37 | IP: 217.219.73.230

البته اين بزهكاري خيلي ساده و بعضاْ عادي در همان كشورهاي مترقي اتفاق مي‌افتد. براي مثال به آمار خود مؤسسات كشور انگستان در مورد خيانت مرد و زن به يكديگر در يك سال اول زندگي مشترك سري بزن. اگر درست يادم باشه 24% از اين مردان و 17% از اين زنان در پاسخ به پرسشي كه از آنان شده بود جواب مثبت داده بودند(اعتراف كرده بودند) و البته درصدي قابل توجه نيز حاضر به پاسخگويي نشده بودند.
----------------------------------
در ایران هنوز چنین آماری گرفته نشده، اما دارد از حالت بزهکاری خارج می‌شود و به قانون تبدیل می‌شود!



شهرام | جمعه 18 مرداد 87 ساعت 19:42 | IP: 217.219.59.193

منظور من این هست که بجای دفاع از اقای خاتمی در فکر چاره ای باشیم برای نابودی این حکومت البته من میدونم که شما در اون حیطه فعالیتی ندارید و گویی که از همین حکومت خوشتون میاد اون هم با یه آخوند دیگه به نظر من خاتمی با کس دیگه هیچ فرقی نداره آقای اسکافی این رو بدونید با وجود ولایت فقیه این مملکت قابلیت اصلاح رو هیچ زمانی نخواهد داشت حالا چه با خاتمی و چه با هر رییس جمهور دیگری.هموراه پاینده باشید.
-------------------------------------------------------------------
اگر بعد از نابودی این حکومت، حکومتی آمد که باز باید به فکر نابودی‌اش باشیم چه کار کنیم؟ تا‌اخر عمر که فقط باید حکومت‌ها را نابود کنیم، پس کی زندگی کنیم؟ واقعیت‌ها را انکار نکنید، دورانی که آقای خاتمی رییس‌جمهور بود کاملاً متفاوت با دیگر دوره‌های جمهوری اسلامی است. مهم آخوند بودن یا مکلّا بودن نیست. مهم این است که ایشان دیدگاه‌های روشن‌تری ا ز بقیه دارند.



شهرام | شنبه 19 مرداد 87 ساعت 23:41 | IP: 217.219.111.85

ببخشید آقای خاتمی بجز ایجاد بحران فرهنگی بین جوانان که باعث ایجاد کشمکش های فراوان بین آنان و خانوداه هایشان شد،افزایش آمار طلاق،دختران فراری،زورگیری ها و عادی شدن ابتذال و فساد دستاورد دیگری داشت؟گرانی مثل همیشه بیشتر شد.و فشار اقتصادی بر خانواده ها دو چندان شد.بگذریم از اینکه نرخ بیکاری هیچ کاهشی نیافت.اگر دلتان بوجود انجمنی خوش است که در دوران او ایجاد شد و سایر اصلاح طلبی هایش من از شما میپرسم این انجمن ها و آن اصلاح طلبی ها چه تغییری در رویه ی زندگی ما ایجاد کرد؟هشت سال ریاست برای تغییری کوچک و نه چشمگیر در رویه ی زندگی مردم کم نبود!نگویید اطرافیانش نگذاشتند.اینها بهانه های تکراری است.شاید خدمات وی از چشم ما پنهان مانده.شما برای ما گوشه ای از خدمات او را ملموس کنید؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نکاتی را که مطرح کردید خیلی روشن و دقیق نیست و جای بحث زیادی دارد من نمی‌دانم بر چه اساسی «بحران فرهنگی بین جوانان»، «افزایش آمار طلاق، دختران فراری، زورگیری‌ها و عادی شدن ابتذال و فساد» را دستاورد خاتمی می‌نامید و در عین حال پیش از این گفته بودید که مشکل از کل حکومت است.



شهرام | یکشنبه 20 مرداد 87 ساعت 23:37 | IP: 217.219.59.172

فکر نمیکنم دست خاتمی و حکومت از دو کاسه ی جداگانه لقمه بردارد.چرا که اگر اینگونه بود،دستش را همان ابتدا کوتاه میکردند.بی انصافیست اگر بگویم تمامی بحران فرهنگی دستاورد خاتمی است ولی دور از انصاف نیست که بگویم خاتمی از آزادی گفت ولی هیچگاه معنای ان را به درستی تفسیر نکرد.هنوز هم مشتاقم گوشه ای از خدمات وی را برای من ملموس کنید؟
________________________________
ببخشید که من کمی دیر جواب دادم.
ارزیابی دستاوردها و تحولات دوران خاتمی در این مجال نمی‌گنجد اما برای نمونه می‌توانم بگویم پس از خاتمی فشارهای امنیتی و اجتماعی بر دانشجویان کم‌تر شد، فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی رشد کرد و نشریات دانشجویی رونق گرفتند. در سطح کشور نیز مطبوعات رشد قابل توجهی داشتند. در سیاست خارجی ایران از انزوا خارج شد و با بیشتر کشورهای روابط دوستانه‌ای برقرار شد. احزاب و گروه‌های غیردولتی مجال فعالیت بیشتری پیدا کردند، کتاب‌های زیایدی اجازه‌ی انتشار پیدا کردند و در حوزه‌ی سینما نیز رشد قابل توجهی وجود داشت. در یک کلام عقلانیت در جامعه رشد کرد، روندی که پس از احمدی‌نژاد برعکس شد.




نظر بدهید:

سخن

خطی این لحظه زدل‌تنگی بر این دیوار
یادگاری بنویس و به رَهِ شِکوه مپوی
از دورنگی که ز یارانت دیدی، عیّار!

گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود
که گواهی دهد:
«این‌جا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»

آه!
ناجوان‌مردی گیتی آیا
تا بدان‌جاست که فردا، وقتی
نبض این ساعت فرتوت نخواهد زد،
هیچ مستی دیگر
در تَهِ کوچه‌ی بن‌بستی
در آخر شب
نغمه‌ی ما را با سوت نخواهد زد؟

با سرانگشتی، آغشته به خون و انکار،
یادگاری ز خود، امروز، بنه بر دیوار.


شفیعی کدکنی
Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است:
Creative Commons License