روزانه

امروز در برنامه همایش زبان‌شناسی بودم. یعنی همین چند ساعت پیش. در مراسم افتتاحیه آقای علی اشرف صادقی از فرهنگستان علوم و زبان فارسی درباره‌ی تاریخچه‌ی زبان‌شناسی صحبت کرد و این که از کجا تدریس زبان‌شناسی در ایران شروع شده است. از دکتر محمد مقدم با احترام یاد کرد اما وقتی نام دکتر پرویز ناتل خانلری را برد هیچ‌گونه کلمه‌ی احترام‌آمیزی استفاده نکرد معلوم نیست اگر یک کلمه‌ی ناقابل مثل «روان‌شاد» یا «مرحوم» به کار می‌برد آیا موقعیت شغلی‌اش به خطر می‌افتاد؟ فقط گفت «استاد درگذشته»
شادروان پرویز ناتل خانلری دست کم سراینده‌ی شعر «عقاب» است که بسیاری آن را جزو شاهکارهای ادبیات ایران به حساب می‌آورند. مسأله این است که ایشان در دوران گذشته سمت وزارت داشته‌اند. پس از سی سال هنوز هم تنگ‌نظری‌ها ادامه دارد؟


تغییرات جدیدی در مدیریت‌های فرهنگی دانشگاه به وجود آمده است. به طور کلی دیدها بسته‌تر و محدودتر شده است. به قول معروف هر سال می‌گوییم دریغ از پارسال. مدیر اداره‌ی فرهنگی گمان می‌کند و چند بار هم به من این را گفته است که نشریات زیر نظر اداره فرهنگی هستند! اما من معتقدم نشریات زیر نظر مدیر مسؤول مربوط کار می‌کنند و مطابق قانون آزادند و زیر نظر کس دیگری نیستند. کمیته‌ی ناظر موظف است در صورت داشتن شرایط به آنان مجوز داده و دانشگاه هم موظف است از آنان حمایت کند. حالا تا چه حد این کار را می‌کنند بستگی به سلیقه‌شان دارد.

معرفی

نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»

با بهره‌گیری از
Movable Type Pro 4.31-en

سخن

خطی این لحظه زدل‌تنگی بر این دیوار
یادگاری بنویس و به رَهِ شِکوه مپوی
از دورنگی که ز یارانت دیدی، عیّار!

گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود
که گواهی دهد:
«این‌جا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»

آه!
ناجوان‌مردی گیتی آیا
تا بدان‌جاست که فردا، وقتی
نبض این ساعت فرتوت نخواهد زد،
هیچ مستی دیگر
در تَهِ کوچه‌ی بن‌بستی
در آخر شب
نغمه‌ی ما را با سوت نخواهد زد؟

با سرانگشتی، آغشته به خون و انکار،
یادگاری ز خود، امروز، بنه بر دیوار.


شفیعی کدکنی

درباره‌ی بایگانی October 2008

این صفحه شامل باگانی مطالب برگردان در October 2008. ترتیب مطالب از قدیمی به جدید است.

September 2008 بایگانی ماه قبلی.

November 2008 بایگانی ماه بعدی است.

مطالب دیگری در صفحه‌ی اصلی و تمامی مطالب را در بایگانی ببینید.

Creative Commons License
این وبلاگ تحت لیسانس زیر است Creative Commons License.