روزانه

چهارشنبه ۱۱ دی ۸۷

دیروز جلسه تشکل ها با خرمشاد معاون وزیر بوده است و گویا اکثریت جلسه در اختیار برادران ارزشی بوده است و همه از آقای خرمشاد درخواست داشتند که دفاتر انجمن اسلامی را تعطیل کنند و به این برادران بدهند. من آن جا نبودم چون عضو تشکلی نیستم.
چند روز یاست که با فیس بوک دارم ور می روم. گروه هم درست کردم. از کلوب خیلی بهتر است ساختن گروه هم نیاز به اعتبار و پول این مزخرفات ندارد. امکانات خیلی زیادی دارد. یاد آن دوران افتادم که با اورکات کار می کردم. شما هم اگر حوصله دارید وارد فیس بوک بشوید ما را هم به دوستان تان اضافه کنید لطفا
http://facebook.com
تا اطلاع ثانوی من در فیس بوک هستم!


سه شنبه ۱۰ دی ۸۷

یک‌شنبه جلسه اضطراری کمیته‌ی ناظر بر نشریات دانشجویی بود برای رسیدگی به تخلفات نشریه فریاد. درست ده دقیقه مانده به تشکیل جلسه به من خبر دادند و اگر داخل شهر بودم احتمالاً به این جلسه نمی‌رسیدم. در هر صورت با علی باقری دیگر عضو کمیته ناظر به جلسه رفتیم اما از آن‌جا که گویا بقیه اعضا تصمیم خود را گرفته بودند کار چندانی نتوانستیم بکنیم. ما دو نفر بودیم و آن‌ها پنج نفر. بحث جلسه هم به غزه و فلسطین و این جور مسائل کشیده شد. در نهایت مجوز فریاد لغو شد و قرار شد مدیر مسؤول به کمیته انضباطی هم فرستاده بشود. در چارچوب قوانین موجود نمی‌شد چندان دفاعی از این نشریه کرد. ما صرفا‌از بی‌تجربگی او ابراز پشیمانی‌اش گفتیم تا شاید کمی تخفیف در مجازات شامل حالش بشود که نشد. از طرف دیگر اصلاً انتشار این نشریه خیلی برایم عجیب بود و هنوز خیلی سوالات در ذنم هست که جوابی برایش پیدا نکردم. چطور شد یک دفعه این‌ها تصمیم به انتشار نشریه گرفتند و چرا با هیچ کسی در این باره صحبت نکردند و چرا اسم انجمن اسلامی ادبیات را در شناسنامه آوردند؟ آیا عمداً این کار را کردند که پای انجمن اسلامی هم گیر باشد؟ چرا کسانی که در مقابل تبلیغ گسترده برای مجاهدین خلق سکوت کرده بودند و حتا از انتشار شبنامه حمایت کرده بودند ناگهان برای این موضوع رگ گردن‌شان بالا زده؟ چرا دانشگاه همیشه خودش را موظف به جواب دادن به برادران ارزشی می‌داند اما به دیگران پاسخی که نمی‌دهد هیچ، حتا تهدید هم می‌کند؟


خواندنی‌ها

۲۳۱ تن از نمايندگان مجلس داوطلب اعزام به غزه شدند این طوری که مجاس خالی می شود. حتما بعدا مردم غزه هم باید بیایند مجلس ایران

يورش به دفتر وکالت شيرين عبادی، کانون زنان ايرانی

کانون زنان ايرانی : امروز دوشنبه ساعت پنج و سی دقيقه ، نهم دی‌ماه ۱۳۸۷ پنج نفر تحت پوشش مأمور مالياتی به دفتر وکالت شيرين عبادی يورش آوردند. آنان با ارائه نامه‌ای درخواست ‌کردند که دو عدد کيس کامپيوتر دفتر شيرين عبادی راهمراه خود ببرند.

هاشمی:در حال حاضر بدترين وضعيت ميزان واردات را از ابتداي انقلاب داريم

ایلنا: ايران يکي از کشوري‌‏هايي است که حيات و شايد مماتش به نفت وابسته است؛ به همين خاطر نه تنها راه اقتصاد ما که راه سياست، فرهنگ، جامعه‌‏پذيري و حتي هنر و ورزش ما نيز از مسير نفت مي‌‏گذرد و وابستگي ويژه‌‏اي به اين عنصر حياتي در کشورمان دارند. به همين دليل هر زمان كه صحبت از نفت مي‌‏شود، فعالين عرصه نفت ناخودآگاه به تاريخچه نفت و آنچه طي سال‌‏هاي قبل و بعد از انقلاب رخ داده، اشاره کرده و با دقت تمام سعي مي‌‏كنند اهدافي كه در سال‌‏هاي مختلف براي بخش نفت در نظر گرفته شده را باز خواني كنند و درصد موفقيت و يا عدم موفقيت آنها را نشان دهند.

مصاحبه ایلنا با سعید حجاریان « برای ما قرارگرفتن احمدی‌‏نژاد در مقابل خاتمی بهترين گزينه است، البته هر فرد ديگری هم می‌‏تواند جای احمدی‌‏نژاد قرار گيرد.» وقتی طرف دوم مهم نیست یعنی بهترین گزینه این است که خاتمی بیاید!

ماکیاولیسم اسلامی ‌سایت فرزند آیت‌الله خزعلی ظاهرا فیلتر شده است

اظهارات جالب ندوشن درباره‌ی نامه‌های مردمی رییس‌جمهور اگر هر فرد عريضه نويس را نمايندة يك خانوادة چهار نفري بگيريم (كه خيلي بيشتر از آن است) رقم نه ميليون و ششصدهزار نفر به دست مي‌آيد كه يك هفتم جمعيّت ايران است. آيا بايد نيتجه گرفت كه همة آنها شاكي هستند؟

یک مدعی امامت در شهر قم اعدام شد بهتر بود می‌فرستاندش به بیمارستان

گزارش کامل از پلمپ کانون مدافعان حقوق بشر فعاليت اين کانون علاوه بر پيگيری موارد نقض حقوق بشر، دفاع از زندانيان سياسی - عقيدتی و نيز حمايت از خانواده زندانيان سياسی را نيز شامل می‌شود. بر اساس اين گزارش اقدام نيروهای امنيتی و انتظامی متشکل از مأموران پليس امنيت و پليس کلانتری يوسف آباد، با برخورد فيزيکی با اعضای کانون مدافعان حقوق بشر از جمله آقای اسماعيل‌زاده و خانم محمدی همراه بوده و اين اقدام در زمان حضور خانم عبادی در دفتر کانون صورت گرفته است. اين گزارش همچنين حاکی است که مأموران امنيتی و انتظامی بدون ارائه کارت شناسايی اقدام به برخورد با اعضای کانون و پلمب اين دفتر اقدام کرده‌اند.

مناظره دانشمندان ملحد و مسیحی داوکینز: اگر خدایی وجود دارد ماوراء این حرف‌ها و فراتر از آن چیزی است که خداشناسان مذاهب ارائه داده‌اند.

اوین و رژیم حقیقت زندان فقط محبس فیزیکی نیست.


معرفی

نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»


گفتگو 51

پروژه‌ی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان

آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو می‌گوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که هم‌سنگ نهضت مشروطیت اسیر کج‌فهمی‌ها و خطااندیشی‌های تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کج‌فهمی و خطااندیشی نقش چشم‌گیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخ‌نگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانه‌ای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینه‌ی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطه‌خواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشته‌اند. در بخش‌ کتابخانه این شماره نیز کتاب‌های مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بی‌نظیر بوتو»، «خصوصی‌سازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو


در باب مدارا


مایکل والزر/ صالح نجفی
شیرازه
158 ص/ 1500 تومان
در این کتاب مایکل ولزر نشان می‌دهد که بحث درباره‌ی مدارا را نمی‌توان به بحث در مورد سامان‌های سیاسی فروکاست. او بر این نظر است که مطالعه‌ی الگوهای مداراجویی در سامان‌های سیاسی متفاوت مسلماً به دانش ما در این باره می‌افزاید. اما این دانش بدون ارزیابی جماعت‌های مختلف که بر اساس هم‌بستگی‌های قومی، دینی، نژادی، سرزمینی، طبقاتی یا جنسیتی گرد یکدیگر آمده‌اند، ناکافی و ناکامل خواهد ماند.
بر اساس یک چنین مطالعات تکمیلی‌ای است که والزر در این کتاب مقولاتی هم‌چون بی‌تفاونی و بی‌اعتنایی و پذیرش حاکی از تسلیم و رضا را هم‌چون شیوه‌ای پنهان اما مهمی از عدم مدارا در جوامع مختلف آشکار می‌سازد.


با بهره‌گیری از
Movable Type 4.2-en
سه شنبه ۵ آذر ۸۷

تجمع دانشجويان كاملاً صنفي بود- گفتگو با چند تن از دانشجويان

(این گفتگوها در پنجره شماره 25 منتشر شده است.)
پنجره- برای روشن شدن ابعاد مختلف تجمع اعتراضی که حدود یک هفته به طول انجامید با چند تن از کسانی که در این تجمع به نحوی شرکت داشتند، گفتگوی کوتاهی داشتیم. اغلب آن‌ها در شورای تجمع‌کنندگان نیز حضور داشته‌اند. از آقایان علی باقری و امین صالحی نیز دعوت به عمل آوردیم که متأسفانه در بحث ما شرکت نکردند. لازم به توضیح است که دیدگاه‌های ارائه شده در این گفتگو لزوماً ‌نظر پنجره نیست، به ویژه‌ دیدگاه‌های آقای رامين مهران‌فر با اطلاعاتی که ما در دست داریم، به هیچ وجه هم‌خوانی ندارد، ولی ما برای رعایت امانت‌داری عین صحبت‌های ایشان را آورده‌ایم. شاید در جایی دیگر و فرصتی دیگر مجال بیشتری برای بررسی دیدگاه‌های بیان شده در این‌جا فراهم شود.

• کمیته‌ی انضباطی با امنیت در دانشگاه چه ارتباطی دارد که برکناری دبیر آن جزو مطالبات اصلی دانشجویان قرار گرفته است؟

علی نمازی - ما باید اول ببینیم وظیفه‌ی کمیته‌ی انضباطی در دانشگاه چیست؟ طبق آیین‌نامه این کمیته فقط مرجعی است که در صورت بروز مشکل به آن جا ارجاع داده می شود، اما متاسفانه در دانشگاه ما کمیته انضباطی هر اقدامی را انجام می دهد جز وظیفه‌ی اصلیش.
دبیر کمیته ی انضباطی (که باید در دفتر کمیته حضور داشته باشد وشکایات را دریافت کند) اکثر اوقات سوار بر خودروی شخصی‌اش در دانشگاه در حال گشت‌زنی است؛ به نگهبانی‌ها سر می‌زند و دستورات لازم را صادر می‌کند؛ به دانشجویان تذکر می‌دهد، تهدید می‌کند؛ با دانشجویان تماس می‌گیرد و نیمه شب خبر تایپ شدن حکمشان را می‌دهد...، فقط و فقط در جایگاه دبیری که در جلسات کمیته‌ی انضباطی حق رای هم ندارد.
اگر مسأله به این‌جا ختم می‌شد غمی نبود، مصیبت وقتی افزون می‌شود که به تعریف جایگاهی جدید به عنوان رابطان کمیته‌ی انضباطی در دانشگاه برخورد می‌کنیم. پس از روی‌کار آمدن دبیر کنونی کمیته‌ی انضباطی، وی دست به تشکیل باند خبر‌رسانی زد که در همه جا حضور دارند کتابخانه، سلف سرویس، نگهبانی، خوابگاه، اتاق‌ها و هر جا که چند نفر جمع می‌شوند و برنامه‌ای دارند.
این افراد(رابطان) دو دسته هستند: دسته اول کسانی که ذاتاً مصلح هستند و برای اصلاح جامعه‌ی دانشگاهی که متأسفانه به بیراهه رفته، شب و روز خواب ندارند و با ارسال اخبار و گزارشات از سطح دانشگاه وجدان خود را آرام می‌کنند. دسته‌ی دوم درصدی از افرادی هستند که توسط دسته‌ی اول (تعدادی هم به علت آشکار شدن جرم و تخلفشان بر همگان) شناسائی شده و به کمیته‌ی انضباطی معرفی شده‌اند. این عده در مقابل چشم‌پوشی از ارسال پرونده‌شان برای رسیدگی به جرگه‌ی رابطان در می‌آیند.
دقیقاً از بدو عملی شدن چنین تعریف جدیدی در کمیته‌ی انضباطی، امنیت دانشگاه زیر سوأل رفت؛ زمانی که رابطان قدرتمند شدند و دیگر هیچ‌کس جلودارشان نبود. برای روشن‌تر شدن مسأله به ذکر دو نمونه که خود آن‌را درک کرده‌ام می‌پردازم: در انتخابات شورای صنفی ترم گذشته، در دانشکده‌ی ادبیات انتخابات برگزار نشد، چرا؟ به دلیل آن‌که تعداد نامزدها دو روز قبل از انتخابات از حد نصاب افتاد. چندین نامزد توسط برخی از همین افراد تهدید شدند که با کارگر نشدن تهدیدها، آن افراد خود فرم انصراف چند تن را پر کرده و تحویل دادند. مورد دیگری، چندین رابط 85 امضا علیه چند نشریه دانشجویی جعل کردند و طی شکایتی به کمیته‌انضباطی ارسال کردند. در هر دو مورد پاسخی که از طرف مسؤولان دانشگاه پس از پی‌گیری چند تن از دانشجویان داده شد، بسیار نا‌امید‌کننده بود. در این‌جا این مسأله مطرح می شود که چگونه رابطان به چنین قدرتی دست یافته‌ند و شاکی تمامی پرونده‌ها هستند؟ (البته در صورتی که فردی که به کمیته احضار می‌شود، بتواند شاکیان خود را بشناسد) پاسخ روشن است: زیرا که رابطان از هر گونه پی‌گردی، مصون هستند و به سادگی به گذشته‌‌ی خود بازگشته و با کمال آرامش به ادامه‌ی فعالیت‌های قبلی خود (ضرب و جرح، باج‌گیری و...) می‌پردازند.

• عملکرد شورای تجمع‌کنندگان از نظر شما چطور بود؟

میلاد همتی‌پور - همان‌طوری که می‌دانید شورای تجمع‌کنندگان از تعداد افرادی تشکیل شده بود که به هیچ وجه مشروعیتی نه از جانب دانشجویان داشته و نه از جانب مسؤولان. جالب این‌جاست بیانیه‌ی اول این شورا که بعد از گفتگویی پنج ساعته صادر شده بود توسط بعضی از اعضای این شورا 24 ساعت بعد نقض شد. به این ترتیب که اعضا تصمیم گرفتند که شورا منحل شود و اختیارات آن به شورای صنفی محول گردد. بدیهی است که بعد از اعلام انحلال هر مجموعه‌ای به صورت رسمی تشکیل جلسه اقدامی بی‌معنی خواهد بود. تشکیل این شورا بعد از اعلام انحلال که از جمع 25 نفره تنها 17 نفر حاضر بودند تجمع را بعد از آن مردود اعلام کردند. این در حالی است که طبق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هرگونه تجمع بدون حمل اسلحه آزاد است و کسی نمی‌تواند آن را ممنوع اعلام کند. البته بعد از مشاهده‌ی بیانیه‌ی دوم شورا برای بسیاری از دانشجویان تجمع‌کننده این سوآل مطرح شد که بیانیه توسط هیأت رییسه دانشگاه نوشته شده است یا شورای تجمع‌کنندگان؟ جالب اینجاست که برخی از 17 نفر امضاکننده‌ی این بیانیه در تحصن بعد آمد و شد داشتند که این در نوع خود بسیار مضحک بود! مورد بعد برخورد دبیر شورای صنفی دو دانشکده بود که وی در رأی‌گیری شورا در مورد بندی که ذکر می‌کرد برای تقویت شورای صنفی و پی‌گیری مطالبات تجمع‌کنندگان از طریق شورای صنفی انتخابات تکمیلی شورای صنفی هرچه سریع‌تر برگزار شود، رأی مخالف داد که موجب ناامیدی بیشتر شورای تجمع‌کنندگان از شورای صنفی شد. اعضای شورای تجمع‌کنندگان به دو قسمت تقسیم شدند. قسمتی که خواستار تشکیل شورای دائمی اهتمام از این جمع بودند و قسمت دیگری که خواستار انحلال هر چه سریع‌تر این شورای بی‌حاصل بودند. جالب این‌جاست که افرادی که خواستار شورای اهتمام بودند خود را منتخب دانشجویانی می‌دانستند که خواسته‌هایی کاملاً متفاوت داشتند.

• شما تجمع را چگونه دیدید؟

صابر رستاد- برای این تجمع که در سال های اخیر در این دانشگاه بی‌سابقه بود می توان نکات و پیامدهای مثبت و منفی زیادی در نظر گرفت. البته همان طور که اکثر تشکل ها در این چند روز اعلام کردند، این حرکت دانشجویان برای مطرح کردن خواسته‌ها و تأکید بر تحقق آن ها در مجموع حرکت مثبت و مورد تأیید محسوب می‌شود.
شاید بهترین وجه این تجمع بیدارتر و هوشیارتر ساختن وجدان ما دانشجویان در مورد پیگیری حقوق اجتماعی خودمان بود. خواسته‌هایی که برآورده شدن آن ها علاوه بر حساسیت و پی‌گیری فردی و شخصی نیاز به هم‌دلی، اتحاد و تلاش همگانی دارد. من دانشجو بار دیگر حس نمودم که برای ایجاد شرایط بهتر اجتماعی، که با تحقق حقوق اجتماعی امکان پذیر است، نیاز است تا از برخی خواسته‌ها و منافع شخصی خودم بگذرم. و بار دیگر برایم ملموس شد که این گذشت برای ایجاد آینده‌ای بهتر، چه جمعی و چه فردی، ضروری است. من وظیفه خود می‌دانم که ممنون و مدیون كساني باشم که کاملاً داوطلبانه و بدون هیچ گونه سوء‌نیتی (بسيار بهتر و بيشتر از من) از برنامه درسی، کلاس، میانترم، و مصونیت فردی خود گذشتند تا آرامش و آسایش جمعی را به ارمغان بیاورند. عمل داوطلبانه و پسندیده‌ای که هرکدام تعبیر خود را برای آن داشتند: امر به معروف و نهی از منکر، بیان خواسته‌ها، اصلاح‌طلبی، حضور در صحنه، مطالبه‌گری، عدالت‌خواهی و ... .
از نکات منفی این حرکت هم می توان به انعکاس بد موضوع امنیت اشاره کرد. نمی‌خواهم بگویم در شرایط کاملاً امنی به سر می‌بریم، اما انصافاَ امنیت زاهدان لااقل برای ما دانشجویان شهرستانی بسیار بهتر از چیزی بوده که قبل از ورود به این شهر تصور می‌کردیم. در هر حال باز هم جای امیدواری هست که با پذیرفتن اهمال و قصور مسئولان ذی‌ربط، رفع کامل این سهل‌انگاری و جلوگیری از تکرار آن، و همچنین اطلاع‌رسانی سریع‌تر و دقیق‌تر روابط عمومی دانشگاه در چنین مواردی، دیدگاه و تصور بدبینانه‌ای که در سایر نقاط کشور نسبت به مسأله امنیت این شهر و دانشگاه وجود داشته، بیش از این تقویت نشود.

• در مورد شورا ابهامات زیادی است. گفته می‌شود که بعضی از مصوبات به امضای اعضا نمی‌رسیده است و بعد از اعلام انحلال دوباره تشکیل جلسه داده‌اند. توضیحات شما در این زمینه چیست؟

رامین مهران‌فر- قضیه‌ی شورا، قضیه‌ی تحمیلی بود. اصلاً متوجه نشدیم بچه‌های شورا چگونه جمع شدند. حتا خود من در این مورد که چگونه اسم من وارد این لیست شد و چطور به تأیید بچه‌ها رسید و به شورا وارد شدم، اطلاعی ندارم. با 25 نفر از طیف‌‌های مختلف نوری برخورد کردیم. تمام تلاش و انرژی شورا صرف این شد که تعاملی ایجاد شود که بچه‌ها بتوانند حداقل حرف هم‌دیگر را بشنوند. حقیقت امر این بود. این شورا بعد از یکی دو روز کلاً از بحث اصلی خود منحرف شد. قضیه این بود که بعد از جلسه 4 تا 5 ساعته که با آقای دکتر اکبری داشتیم، صحبت‌هایی شد و قرار بود که همه‌ی بچه‌های شورا باشند که متأسفانه فکر می کنم 6-5 نفر نبودند، ما با 17-16 نفر پیش دکتر اکبری رفتیم و صحبت کردیم. توی این 5 ساعت، صحبت‌هایی زیادی شد. همان جا آقای دکتر اکبری از جلسه بیرون رفت و ما جلسه‌ای گرفتیم و به شور و مشورت نشستیم که آیا به صحبت آقای اکبری می‌توانیم اعتماد کنیم و تا چه حد برای ما محل وثوق دارد. قرار گذاشتیم روز بعدش جمعه‌شب جلسه‌ای داشته باشیم و بیانیه‌ای صادر کنیم. جمعه شب متأسفانه من نتوانستم بیایم، تلفنی پیشنهاد دادم که یکی از اعضای شورا به عنوان دبیر انتخاب شود، مثل این که در آن جلسه پذیرفته نشد و دبیر دیگری تعیین کردند و رفتند سر بحث بیانیه. بیانیه نوشته شده و صادر شده بود و قبل از این که به دست من برسد و من مطلع شوم از این قضیه مسؤولان مطلع شدند چون که فردای آن روز ساعت ده و نیم صبح مسؤولان با من تماس گرفتند و گفتند که این بیانیه را ما داریم و با چند تا بند آن مشکل داریم و با بچه‌ها صحبت کردیم. بچه‌ها گفتند که بیانیه قرار بوده پخش نشود تا شما هم زیر آن را به عنوان دبیر امضا کنید و سپس پخش شود. اما ساعت یازده الی دوازده آن روز دیدیم که بیانیه پخش شده است. این که این تک‌روی‌ها چرا انجام شده به خاطر این بود که بچه‌ها حتا تحمل صحبت کردن با همدیگر را نداشتند. خیلی‌ها فکر می‌کردند که کسانی این‌جا هستند که می‌خواهند منفعت‌طلبی بکنند. من این را اصلاً زیر سوال نمی‌برم. حتماً‌ همین طور بوده است. وقتی شورایی که نمی‌تواند به خودش اعتماد کند. شورایی که بیانیه‌اش صادر نشده، امضاهایش تمام نشده به دست مسؤولان می‌رسد زیر سوآل است. اما به هر صورت من آمدم و از بچه‌ها خواهش کردم که دوباره ساعت یک و نیم بعد از ظهر دور هم جمع شوند با این پیش فرض که اگر قرار بر انحلالی باشد این انحلال باید بعد از ضرب‌الاجل تعیین شده از طرف شورا انجام گیرد. ما باید تا روز ضرب‌الاجل رسمیت خودمان را نگه می‌داشتیم. بچه‌ها آمدند اما باز هم همه‌ی بچه‌ها نیامدند. آن‌جا فکر می‌کنم 16 تا 18 نفر جمع شدند و ما صحبت کردیم و من گفتم که بیانیه این طوری است و مسؤولان این صحبت‌ها را کردند و قرار بر این شد که این صحبت‌هایی را که مسؤولان کرده‌اند در بیانیه‌مان اعمال کنیم. بیانیه را نوشتیم و مشکل ما این بود که با بیانیه اول چه کار کنیم ما می‌خواستیم کسانی که مسؤول پخش بیانیه‌ی اول هستند حاضر باشند که متأسفانه نیامدند و جواب ندادند و برای ما شبهه ایجاد شده بود. بیانیه‌ی اول را تکذیب می‌کنم چون که رسمیتی ندارد. بیانیه دوم را ما به رسمیت می‌شناسیم. بیانیه‌ی اول و دوم هیچ فرقی با هم‌دیگر ندارند و هر دو بر اساس حسن نیت بچه‌ها بدون آن که امتیازی بگیرد داشت امتیازی می‌داد. قضیه منحرف شده بود به خاطر این که ما جمع شده بودیم برای مسأله‌ی دیگری و در نهایت امر به این نتیجه رسیده بودیم که ما فقط امنیت بچه‌هایی که تحصن کرده‌اند را بتوانیم حداقل بگیریم. اصلاً این خودش زیر سوال است. این که کسی که تحصن می‌کند ما بیاییم امنیتش را تأمین کنیم. این خود حکم دور تسلسل را دارد. بعد هم بیانیه صادر شد دوسوم امضا کردند و رسمیت پیدا کرد. همان شب شب‌نامه‌هایی در دانشگاه پخش شد مبنی بر این که چهار نفر از اعضای شورا مطامع سیاسی دارند این که کار چه کسی بود برای من معلوم نیست. در هر صورت خوب نبود و باز باعث دودسته‌گی و پراکندگی بین بچه‌ها شد و بعد از آن کلاً قضیه از دست بچه‌ها درآمد. یعنی تحصن ادامه پیدا کرد. در هر تحصنی به یک دیپلماسی می‌رسند و در دیپلماسی می‌نشینند و دو طرف با هم صحبت می‌کنند و امتیاز می‌دهند و امتیاز می‌گیرند و به شرایطی می‌رسند که هر دو طرف راضی باشند. وقتی دیپلماسی ما شکست خورد. دیگر به نظر من ادامه‌ی تحصن وجهه‌ی خوبی نداشت. باعث می‌شد که ما از قدرت خودمان کم کنیم. اما این اتفاق افتاد حالا باید سوال اصلی را از دانشجویان بپرسم که برای ادامه‌ی کار و رسیدن به مطالبات خودشان از این به بعد باید چه کار کنند. اگر قرار باشد هم‌چنان بدون برنامه حرکت کنیم. فکر می‌کنم به جواب نخواهیم رسید و همین دور باطل دوباره تکرار خواهد شد. کل قضیه این بود.

• عده‌ي معدودي در اين تجمع قصد داشتند اعتراض دانشجويان را در تقابل با بلوچ‌ها نشان بدهند و تجمع را به هم بزنند. شما چه نظري در اين مورد داريد؟

شهريار حسين‌بر- هر شخصي مي‌تواند براي خودش تصميم بگيرد كه مثلاً در تجمع شركت كند يا نه و هيچ كس حق ندارد تصميم خود را به تمام افراد جامعه يا نزديكانش يا قوميت خودش تعميم بدهد. اگر بعضي از دوستان به اين نتيجه رسيدند كه در جمعي شركت نكنند، ايرادي ندارد شركت نكنند ولي نبايد خودسرانه برای دیگران تصمیم بگیرند و از طرف دیگران حرف بزنند. مگر من و دوستانم بلوچ نیستیم، ما به این نتیجه رسیدیم که از تجمع حمایت کنیم و هیچ ضرری هم برای بلوچ‌ها ندارد. مسأله این بود که این تجمع اصلاً رنگ قومیتی نداشت و علیه هیچ قومیتی نبود. فقط به ضرر مسؤولانی بود که در در دانشگاه فراقانونی و غیرقانونی عمل می‌کنند و چون منافع خودشان را در خطر می‌دیدند سعی داشتند از هر راهی که شده جلو تجمع و اعتراض دانشجویان را بگیرند.
نکته‌ی دیگری که مطرح است این که بعضی از دوستان بلوچ فکر می‌کنند همه علیه آن‌ها هستند. درست که ما تبعیض‌هایی را دیده‌ایم ولی نباید دوستان و هم‌کلاسی‌های‌مان را نیز بی‌دلیل متهم کنیم که علیه ما هستند. باید یادآور شوم که در دانشگاه ما باید این مرزبندی‌ها را برداریم و مهم این است که همه‌ی ما ایرانی هستیم و مهم‌تر از آن همه‌ی ما انسانیم.

• در این تجمع اطلاعیه‌ای از طرف انجمن اسلامی 58 (مستقل) منتشر شد که علیه تجمع بود. چطور با وجود حضور شما در تجمع چنین بیانیه‌ای منتشر شد؟

رضا نساجی- انجمن اسلامی 1358 با توجه به این که انتخابات سالیانه خودش را برگزار نکرده است الآن شورای مرکزی چندان وجاهت قانونی ندارد و نمی‌تواند بیانیه صادر کند و از هر گونه فعالیت و حتا انتشار نشریه هم منع شده است. انتخابات باید اردی‌بهشت برگزار می‌شد که به دلایل مشکلاتی تاکنون برگزار نشده است. در حال حاضر هیچ کس در انجمن 58 حق استفاده از مهر را ندارد. در این شرایط مسؤولیت را هیأت ناظر اتحادیه بر عهده دارد.
در مورد این اطلاعیه‌ای که به اسم انجمن اسلامی 58 منتشر شد اول این که مشخص است مهر رنگی نداشته‌ است و نه تاریخ دارد و نه شماره ثبت. شماره تلفنی هم که در بیانیه درج شده شماره‌ای نیست که در سربرگ درج می‌شده است. کسی که بیانیه داده شماره‌ی خودش را گذاشته است. انجمن اسلامی 58 از ابتدا تا پایان تحصن با دانشجویان بوده است. البته از اسم و برچسب نباید استفاده می‌کردیم که نکردیم. در آن‌جا صحبتی هم از هیچ تشکلی نبود. اما ما کمال همکاری را داشتیم. عده‌ای هستند که می‌خواهند دبیر بشوند و مسؤولیتی در این تشکل داشته باشند و به هر دلیلی بیانیه‌ای غیرقانونی منتشر کرده‌اند ایشان شناسایی شده و ما برخورد کردیم و ایشان عذرخواهی کرد و تعقیبات قانونی را هم انجام دادیم. دفعه‌ی دوم که بیانیه منتشر شد در کنار شب‌نامه‌ی معروفی بود که علیه چند نفر از دانشجویان و از جمله من نوشته شده بود و توزیع‌کننده‌ی آن هم شناخته شده است و رابط کمیته انضباطی است.

نوشته‌های مربوط:


پنجره شماره بیست و پنجم<<|| صفحه اصلی ||>>پایان اعتراض مدنی


توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.



نظر بدهید:

سخن

خطی این لحظه زدل‌تنگی بر این دیوار
یادگاری بنویس و به رَهِ شِکوه مپوی
از دورنگی که ز یارانت دیدی، عیّار!

گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود
که گواهی دهد:
«این‌جا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»

آه!
ناجوان‌مردی گیتی آیا
تا بدان‌جاست که فردا، وقتی
نبض این ساعت فرتوت نخواهد زد،
هیچ مستی دیگر
در تَهِ کوچه‌ی بن‌بستی
در آخر شب
نغمه‌ی ما را با سوت نخواهد زد؟

با سرانگشتی، آغشته به خون و انکار،
یادگاری ز خود، امروز، بنه بر دیوار.


شفیعی کدکنی

پیوندها

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است:
Creative Commons License