(این یادداشت را برای نشریه انجمن علمی گروه زبان انگلیسی ABC نوشتم که به زودی منتشر میشود.)

کتاب ارزشمند «غلط ننویسیم» نوشتهی دکتر ابوالحسن نجفی در سال 1366 منتشر شد و مورد استقبال گستردهی علاقهمندان قرار گرفت و به چاپهای متعدد رسید و هنوز هم این روند ادامه دارد. در این که این کتاب راهنمای بسار مناسبی برای نویسندگان و ویراستاران است شکی نیست، ضمن این که منبع بسیار مهمی برای بیشتر کتابهای مربوط به ویرایش شده است، اما از دیدگاه برخی زبانشناسان انتقاداتی نسبت به این کتاب و در حقیقت پیشفرضهای نویسنده صورت گرفته است که در این جا به برخی از آنها اشاره میشود. موضوع اساسی این است که با زبان میتوان به گونهای توصیفی برخورد کرد، نه تجویزی. گرچه در این کتاب در اغلب موارد حکم نهایی صادر نشده و در حقیقت قطعیتی در احکام صادره وجود ندارد، اما بیان و استخراج قواعدی که بر خلاف شیوهی رایج است، چندان موجه به نظر نمیرسد.
- آنچه روشن است این که نگرانی مؤلف ظاهراً در این بوده است که خوانندگان ارتباط خود را با متون باارزش قدیمی قطع نکنند، از این رو برای توجیه شیوهی درست کلمه یا اصطلاح، هرازگاهی به متون قدیمی شعر و نثر استناد شده است. حال آن که زبان در طول زمان دستخوش تغییر میشود. مثلاً در مدخل «خر/الاغ» میخوانیم که
«الاغ در ترکی به معنای چاپار است و در متون قدیم فارسی نیز به همین معنی به کار رفته است ... الاغ را به معنای «خر» به کار میبرند ولی در نثر فصیح بهتر است که از استعمال آن به این معنی پرهیز شود.»روشن است که امروزه الاغ را به همان معنای خر به کار میبرند و دلیلی هم برای پرهیز از آن وجود ندارد. ممکن است کاربر امروزی زبان بگوید من این کلمه را به این معنا به کار میبرم و هیچ اهمیتی ندارد که گذشتگان چه استفادهای از آن میکردهاند.
- اصطلاحاتی که از زبانهای خارجی وارد زبان شده است از نظر ایشان عموماً قابل قبول نیست و ایشان معتقدند که نباید از این موارد استفاده کرد. برای مثال در مدخل «آتش گشودن» آمده است:
«هیچ نیازی به ساختن چنین ترکیبی نبوده است، زیرا برای بیان این معنی در فارسی اصطلاحات فراوانی هست که هم در نوشتار و هم در گفتار به کار میرود، مانند آتش کردن، ...»واقعیت این است که اصطلاحات لزوماً بر مبنای نیاز ساخته نمیشوند و منشأ آن هم چندان اهمیتی ندارد. زمانی که کاربران زبان این اصطلاح را به کار میبرند و نقش ارتباطی خود را به خوبی بازی میکند، دلیلی برای کنار گذاشتن آن وجود ندارد. در مدخل «حساب کردن روی کسی یا چیزی» هم استدلال مشابهی دیده میشود.
- کلماتی که از زبانهای خارجی به ویژه عربی وارد زبان فارسی شدهاند گاهی دچار تغییر معنای اصلی شدهاند. در واقع فارسیزبانان کلمات خارجی را به معنایی به کار میبرند که خود آنان آن کلمات را به آن معنا به کار نمیبرند. این موضوع طبیعی است و به نظر نمیرسد از نظر کاربران زبان فارسی ریشهی اصلی کلمه اهمیتی داشته باشد، اما در مواردی ایشان معنای زبان اصلی را ذکر کردهاند و خواستهاند که این کلمه در معنای دیگر به کار نرود. مثلاً در مدخل «کاندید/کاندیدا» آمده است:
«این دو کلمه را نباید به جای هم به کار برد. کاندید واژهای فرانسوی به معنای «سادهدل» و «معصوم» است. کاندیدا نیز واژهای فرانسوی اما به معنای «داوطلب» یا «نامزد» برای اجرای کار یا مقامی است.»زمانی که کاربران زبان فارسی «کاندید» را به معنای «نامزد» به کار میبرند، دیگر اهمیتی ندارد که معنای آن در زبان خارجی چه بوده است. در مدخل «تقدیر» نیز توضیحات مشابهی آمده است.
- بعضی کلمات بر اثر گذشت زمان و کاربرد جدید حوزهی معنایی جدیدی پیدا میکنند که ممکن است با معنای پیشین اختلاف داشته باشد و هر دو معنا هم در زبان استفاده شود. در حقیقت این که کلمهای قبلاً به معنای دیگری به کار میرفته و امروز کاربرد دیگری هم یافته است، دلیل موجهی برای رد معنای جدید نیست. در مدخل «به بهانهی» آمده است:
«در یکی دو دههی اخیر ... رسم شده است که به جای به مناسبت بگویند به بهانهی ... معنای صحیح بهانه چنین است: «توسل به علتی آشکار ولی دروغین برای رسیدن به مقصودی پنهانی»...»با توجه به کاربرد رایج در دو دههی اخیر میتوان گفت که «به بهانهی» معنای دیگری هم یافته است که به جای «به مناسبتِ» میتوان آن را به کار برد.
- علامت جمع عربی «ات» و کلاً ساختارهای دستوری بیگانه طرد شده است و در مورد جمع به «ات» قواعدی ذکر شده است که بر خلاف استعمال رایج آن است. ایشان در مدخل «جمع به «ات»» گفتهاند:
«کلمههایی را که در اصل فارسی هستند ... حتیالمقدور نباید به «ات» جمع بست. کلمههایی را که سه یا کمتر دارند نباید به «ات» جمع بست.»واقعیت این است که کابران زبان فارسی حساسیتی نسبت به این موارد ندارند اگر زبان را آن چیزی بدانیم که کاربران آن به کار میبرند، نمیتوان چنین احکامی صادر کرد. برای مثال «پیشنهادات» و «نظرات» را همهجا به کار میبرند.
البته موارد ذکر شده در بالا در سراسر کتاب صادق نیست و فقط گاهی چنین توجیهاتی به کار رفته است و در اغلب موارد بعد از ذکر ریشهی کلمات و معانی آن، ذکر شده است که «استفاده از آن اشکالی ندارد». ضمن این که شکی نیست که توصیههای مطرح شده در این کتاب عموماً به فصاحت و بلاغت فارسی کمک خواهد کرد، بحث بر سر نداشتنِ توجیه قابل قبول زبانشناختی بود برای رجحان یکی بر دیگری.
