روزانه

سه شنبه ۱۷ آبان ۹۰

امروز متوجه شدم که مبلغ نه چندان قابل توجهی از حسابم کم شده است. سعی کردم از اینترنت بانک اطلاعات حسابم را بگیرم که نشد. بالاخره با یک کم فشار آوردن به حافظه و رجوع به پیامک‌های بانک متوجه شدم در خریدی که هفته پیش داشتم فروشنده محترم یک صفر بیشتر فشار داده و ده برابر قیمت را از حساب حقیر کم کرده است. من هم طبق معمول اصلاً قبض را نگاه نکرده بودم. کارت بانک و کارت شناسایی را برداشتم و راه افتادم به طرف مغازه که خیلی هم دور نبود. داشتم فکر می‌کردم این کار فروشنده‌ای که خیلی هم صمیمی و مهربان به نظر می‌رسید عمدی بوده یا سهوی؟ اگر حرفم را قبول نکند، این رسیدهای بانکی واقعاً به‌درد می‌خورد. اگر کلاً بزند زیرش که من را اصلاً تا به حال ندیده و بخواهم شکایت کنم، هزینه‌های دادگاه آیا بیشتر از مبلغ مابه‌التفاوت نخواهد شد؟ اصلاً برای این مبلغ پرونده تشکیل می‌شود؟ با ناامیدی کامل وارد مغازه شدم، دیدم فروشنده قبلی نیست و یک زن جای او نشسته است. دیگر کاملاً امیدم را از دست دادم خب حق دارد بگوید که من اصلاً شما را نمی‌شناسم. رفتم جلو و گفتم «خانم من هفته پیش از شما خرید کردم ...» هنوز صحبت من تمام نشده بود که گفت «... حسابتان اشتباه شده بود ...» گفتم «بله برای همین آمدم اینجا...» بنده خدا توضیح داد که شوهرش تازه متوجه این اشتباه شده و خیلی دنبال من گشته است و قرار بوده امروز از بانک شماره تلفنم را بگیرد و پول را برگرداند. خوشبختانه بعدازظهر پول را به حسابم ریخت.

حالا به این موضوع فکر می‌کنم من که هیچ‌وقت بدبین نبوده‌ام چرا این قدر بدبین شده‌ام. چند روز پیش مطلبی درباره اختلاس بزرگ دیدم و با دیگران در میان گذاشتم، واکنش یکی از دوستان غربت‌نشین این بود که آن‌جا که دزدی طبیعی است باید ایشان را تشویق کرد که در میان این همه دزد توانسته‌است قد علم کند! من هاج و واج مانده بودم که چه چیزی باید بگویم. اگر بگویم که این طور نیست قاعدتاً به تعصب و ملی‌گرایی متهم خواهم شد و این که می‌خواهم خودم را هم انسان درستکاری جلوه بدهم. متأسفانه بدگویی از مردم و خلقیات‌شان به ژست روشنفکری بدل شده است. جالب است که برخی از افرادی که دائم دم از بی‌فرهنگ بودن مردم می‌زنند فعال سیاسی هستند و به دنبال مردم‌سالاری. اگر مردم این‌قدر نفرت‌انگیزند چرا باید برای آن‌ها مبارزه کرد و هزینه پرداخت؟ تازه اگر مردم‌سالاری حاکم شود، برآیند یک مجموعه فاسد قاعدتاً چیزی جز فساد بیشتر نخواهد بود. حالا که با نگرانی کم‌تری فکر می‌کنم احساس می‌کنم واکنش فروشنده دور از انتظار نبوده، قریب به اتفاق فروشندگان چنین برخوردی خواهند داشت و شاید اصلاً به این موضوع فکر هم نکنند که چطور می‌توان این پول را بالا کشید.


سه شنبه ۱۶ شهریور ۸۹

مدتی است با روزنامه شرق همکاری می‌کنم و صفحه‌ای به نام کافی‌نت را آماده می‌کنم که مربوط به اینترنت و معرفی سایت‌های مفید است. اخیراً سایت شرق دوباره راه‌اندازی شده است و مطالب روزنامه را روی سایت قرار داده‌اند، من سعی می‌کنم به زودی مطالب صفحه کافی‌نت را در این‌جا قرار بدهم.
کتاب دوم من که البته در حقیقت کتاب اول من بود مجوز انتشار دریافت کرد. از این حیث می‌گویم کتاب اول که قبل از کتاب منطق ترجمه آن را تمام کرده بودم اما مجوز انتشار آن با مشکل مواجه شد. این کتاب هم از همان مجموعه قدم اول شیرازه است با نام «اندیشه‌های شرق دور» که در حقیقت همان «فلسفه شرق» است. به زودی این کتاب که مربوط به اندیشه‌های کهن کشورهای هند و چین است منتشر خواهد شد.
سایت شیرازه هم راه‌اندازی شده است، البته هنوز معرفی کتاب‌ها به طور کامل در سایت قرار نگرفته است اما جلد کتاب‌ها و مشخصات شناسنامه‌ای تمام کتاب‌ها هست.


معرفی

گفتگو 53

جمهوری مهاباد
192 صفحه/ 1500 تومان

حدود 150 صفحه از 190 صفحه‌ی آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع ویژه‌ی این شماره «جمهوری مهاباد» اختصاص یافته است. کاوه بیات علاوه بر «باب گفتگو» مقاله‌ی تاریخی و خواندنی «ارومیه و تحرکات کمیته نجات» را نوشته است. احسان هوشمند «سال‌های آشوب» را بررسی کرده است و مجتبی برزویی مقاله‌ی «مکریان و اندیشه‌ی ایران» و محمد حسین خسروپناه مقاله‌ی «حزب توده‌ی ایران و تحولات کردستان» را نوشته است. «جمهوری مهاباد» و «کردها و فرقه‌ی دموکرات آذبایجان» عنوان دو یادداشت ترجمه‌ی شده‌ی این شماره است که هر کدام بخشی از یک کتاب جداگانه است. در بخش روزنامه این شماره این یادداشت‌ها آمده است: «لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها، قطع عضو بدون بیهوشی» - «نود؛ نمایش تضاد شیشه و سنگ» - «ترک‌ها و دولت سایه‌ی آن‌ها». در بخش کتاب‌خانه نیز چندین کتاب معرفی شده است.
در انتهای باب گفتگوی این شماره آمده است «مدارا و اعتدال را از ویژگی‌های اصلی فرهنگ ایران برشمرده‌اند و حد واسطی که در بسیاری از اوقات مانع از پیشامد گسست‌هایی جدی در فاصله‌ی فرازها و نشیب‌های معمول این سرزمین بوده است. این شماره نیز به رغم تمامی دل‌تنگی‌ها صرفاً با این امید منتشر می‌شود که شاید اعاده‌ی میزانی از اعتدال و مدارا، بار دیگر کارساز شده، تفاوت دیدگاه‌ها - حال در هر زمینه‌ای که باشند - از تنها مجرای معقول و میسر، یعنی از طریق طرح و بیان آزادانه، امکان حل و فصل یابند.»


نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»


گفتگو 51

پروژه‌ی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان

آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو می‌گوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که هم‌سنگ نهضت مشروطیت اسیر کج‌فهمی‌ها و خطااندیشی‌های تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کج‌فهمی و خطااندیشی نقش چشم‌گیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخ‌نگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانه‌ای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینه‌ی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطه‌خواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشته‌اند. در بخش‌ کتابخانه این شماره نیز کتاب‌های مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بی‌نظیر بوتو»، «خصوصی‌سازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو


با بهره‌گیری از
Movable Type Pro 4.31-en
سه شنبه ۵ آذر ۸۷

مروری بر وقایع اخیر دانشگاه

ـــ گردآوری: حامد کریم‌قاسمی ـــ
(این گزارش در پنجره شماره 25 منتشر شده است.)

شنبه شب 18 آبان ماه حدود 20 فرد ناشناس که دو نفر از آنان سلاح گرم به همراه داشتند، وارد سالن ورزشی دانشگاه شدند و دو تن از دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. پس از انتقال مضروبین به بیمارستان حدود 1000 نفر از دانشجویان در تجمعی خواستار پاسخ‌گویی مسؤولان و بررسی ناامنی شدند. همچنین دانشجویان از عملکرد ضعیف مسؤولان کمیته انضباطی و حراست دانشگاه ابراز نارضایتی کردند. دکتر احمد اکبری، ریاست دانشگاه در محل حضور یافت و قول رسیدگی داد.
دوشنبه 20 آبان ماه حادثه تکرار شد. دانشجوی ارشد ریاضی در محوطه‌ی خوابگاه‌ها با سه ضربه‌ی چاقو مصدوم و به بیمارستان انتقال یافت. دانشجویان تجمع را تکرار کردند. اما متأسفانه از میان مسؤولانِ دانشگاه، تنها دکتر شهرکی و دکتر زندوکیلی حضور داشتند. قرار بر این شد که متحصنین شورایی تشکیل دهند خواست های خود را مطرح نمایند. شورای 25 نفره‌ی تجمع‌کنندگان تا ساعت 4 بامداد روز بعد بر سر 8 بند به توافق رسیدند که از این قرار بودند:

بیانیه‌ی شورای تجمع کنندگان دانشگاه سیستان و بلوچستان در مورد حوادث اخیر دانشگاه
پس از رخ دادن دو حادثه‌ی دلخراش متوالی در دانشگاه سیستان و بلوچستان و تهدید امنیت جانی و روانی دانشجویان، تجمع‌کنندگان شورایی را به نمایندگی خود انتخاب کردند تا مطالبات بر حق آن‌ها را تا رسیدن به نتیجه‌ی نهایی پی‌گیری نماید.
پس از این شورا جلسه‌ای تشکیل داد و دکتر شهرکی و دکتر زندوکیلی به نمایندگی از هیأت رییسه دانشگاه در این جلسه شرکت نمودند و از این شورا خواستند که مطالبات دانشجویان را به صورت صریح و شفاف و مکتوب مطرح نمایند تا با همکاری متقابل مطالبات دانشجویان را تحقق بخشند.
لذا بدین وسیله این شورا به نمایندگی از کل دانشجویان مطالبات بر حق دانشجویان را در زیر اعلام می‌کند و از دانشجویان می‌خواهیم تا حصول نتیجه از ما پشتیبانی کنند؛ 1. مجازات صریح و قاطع عاملین حوادث چند روز اخیر و معرفی آنان به دانشجویان 2. پاسخ‌گویی رسمی دکتر اکبری ریاست دانشگاه به دانشجویان 3. استعفای آقایان شمس نجفی و کوچک‌زهی به دلیل عملکرد ضعیف در تأمین امنیت و حفظ حقوق دانشجویان 4. اخراج کلیه‌ی افراد غیردانشجوی این دانشگاه از خوابگاه‌ها، کتابخانه‌ها، اماکن ورزشی، سلف سرویس و... 5. عدم برخورد انضباطی و آموزشی با افراد تجمع‌کننده 6. به بهانه‌ی برقراری امنیت در دانشگاه، استقلال دانشگاه خدشه دار نشود و فضای امنیتی در دانشگاه به وجود نیاید 7. عذرخواهی رسمی دکتر زند وکیلی رییس حراست دانشگاه از دانشجویان 8. درخواست حضور بازرسانِ وزارت علوم و تجمع در صورت عدم تدبیر مناسب

از ساعت 9 روز سه‌شنبه 21 آبان ماه تحصن دانشجویان ادامه یافت تا این که ساعت 14 همان روز ریاست دانشگاه پس از بازگشت از سفر تهران، در تجمع حضور یافت. هر چند وی سعی کرد با عذرخواهی و دادن وعده‌ی رسیدگی به اوضاع، جو را آرام کند، دانشجویان با ابراز رضایت از مدیریت وی، خواستار اجرای بند 3 شده و به دنبال تضمین رسمی بودند. در نهایت تصمیم بر این شد که دکتر اکبری و اعضای منتخب وارد شور شوند. ساعت 21 آن شب تحصن خاتمه پیدا کرد تا دانشگاه روز آینده تصمیم خود را اعلام کند.
روز چهارشنبه 22 آبان ماه تحصن ادامه یافت و شورا به همراه مسؤولان وارد مذاکره شدند، تا این که در ساعت 18 همان روز شورا قطعنامه‌ی زیر را در جمع مسؤولان دانشجویان به تصویب رسانید. در آن فاصله زمانی طوماری به امضای دانشجویان رسید و شکایات کتبی آنان جمع‌آوری گردید تا در آینده متحصنین مستنداتی برای ارائه داشته باشند.

قطعنامه پایانی تجمع‌کنندگان دانشگاه سیستان وبلوچستان

بسیار متاثر و متاسفیم از این‌که برخی رخدادها در دانشگاه سیستان و بلوچستان به نحوی رقم خورد که ما دانشجویان امنیت و آرامش خود را که پیش‌زمینه هرگونه فعالیتِ علمی و فرهنگی است، در مخاطره ببینیم. بسیار خرسند و خوشبختیم که شاهد بودیم، دانشجویان با حرکتی هماهنگ و منسجم، تمام توان و تلاش خود را برای تحقق خواسته‌های به‌حق صنفی خویش به‌کار گرفته و به‌دور از هرگونه شائبه و حاشیه‌ی سیاسی، حزبی، گروهی و بدون استفاده از برچسب‌های قانونی و غیرقانونی، مطرح ساخته و توانایی خویش را برای اعاده‌ی جایگاه قانونی و حقوقی به نمایش گذاشته و همگان را به اجرای قانون و وظایف‌شان بازگردانند. اکنون تجمع صنفی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان به نحوی پیش رفته که همه‌ی گروه‌ها و تشکل‌ها به‌دور از دغدغه‌های سیاسی و تشکیلاتی خود در یک اجتماع خودجوشِ دانشجویی با عنوان «شورای متحصنین دانشگاه» گردِ هم آمده تا خواسته‌های دانشجویان را مطالبه نمایند. با تأکید بر صنفی بودن موضوع و به‌دور بودن از هرگونه شائبه‌ی سیاسی و حزبی خواستار بررسی هر چه سریع‌تر اتفاقات رخ داده و تلاش مستمر در جهت رفع معضلات امنیتی دانشگاه، توسط ارگان‌های ذیربط هستیم و مصرانه خواهانیم این پی‌گیری لحظه به لحظه منعکس گردد. از آن‌جایي‌که با حادث شدن اتفاقات اخیر، هر دانشجو امنیت انضباطی، آموزشی و قضایی خویش را در خطر می‌بینند انتظار سکوت و عملکرد آرام تجمع‌کنندگان بسیار دور از ذهن می‌باشد. بنابراین از تمام مسؤولان حراستی و انضباطی دانشگاه خواستاریم، تجمع دانشجویان را فارغ از شائبه‌های سیاسی تلقی کرده و تمهیدات لازم برای مصونیت این دانشجویان را فراهم سازند. از مسؤولان دانشگاه به‌طور جدی می‌خواهیم با عدم توجیه عملکرد اشتباه ارگان‌های ذیربط و با پرهیز از کلی‌گویی و فرافکنی، راهکار‌های مصوب شورا را به رسمیت شناخته و هر چه زودتر برای تحقق آن‌ها، عمل نماید. این شورا با تصمیم اکثریت آراء خطاب به تمام دانشجویان، اعلام نموده حضور فعالانه خویش را در تأمل پیرامون ارائه راهکارهای مناسب، برای حل معضلاب امنیتی موجود مصروف بدارند و نتایج بررسی‌های خود را مستقیماً به شورا منتقل سازند. شورای متحصنین با رایزنی‌های فعالانه، اقدامات دانشگاه را رصد خواهد کرد و با تعیین ضرب‌الاجل تا روز دوشنبه 27/8/1387 اعتراضات و درخواست از حضور بازرسانِ وزارت علوم و تجمع را در صورت عدم تدبیر مناسب، به روزهای پس از ضرب‌الاجل موکول خواهد نمود. در پایان همراهی سایر دانشگاه‌های کشور را که به‌دور از هرگونه اغراض سیاسی برای حمایت از حق‌طلبی‌های دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان انجام شد، ارج می‌نهیم.
هرچند در این جلسه نیز دانشگاه تضمینی ارائه نداده بود، اما تعیین ضرب‌الاجل تا روز دوشنبه 27 آبان دانشجویان را دل‌گرم کرد. همچنین این فرصت و آرام شدن اوضاع تا حدی از برخورد انضباطی با دانشجویان به بهانه‌ی آشوب جلوگیری می‌کرد. روز شنبه 25 آبان، قبل از موعد مقرر، شورای متحصنین در بیانیه‌ی زیر انحلال خود را اعلام کرد:
بیانیه شورای تجمع کنندگان دانشگاه سیستان و بلوچستان

دانشگاه را به عنوان بستر پژوهش می‌شناسیم و ایفای این نقش جز با بهبود امنیت میسر نخواهد بود.
ما اعضای شورای تجمع‌کنندگان که تجلی حضور و مطالبات به حق دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان در رابطه با تحقق امنیت همه‌جانبه در فضای دانشگاه می‌باشد و این هوشیاری و حساسیت به جای دانشجویان را در جهت تحقق این خواسته‌های صنفی پاس می‌داریم و سوءاستفاده‌هایی را که هدف‌شان به انحراف کشاندن تلاش‌های سالم و سازنده‌ی دانشجویان و بهره‌برداری از آن به نفع اغراض سیاسی بود را محکوم می‌نماییم.
در پایان از ریاست محترم دانشگاه به خاطر ارج نهادن به 8 بند مصوبه شورای تجمع‌کنندگان و موافقت با این مطالبات که تبلور نظرات غالب دانشجویان است، تشکر می‌کنیم و با اعلام انحلال شورای تجمع‌کنندگان، پی‌گیری‌های مستمر بعدی را به شورای صنفی دانشگاه محول می‌نماییم. هم‌چنین از حضور پی‌گیرانه و پرشور داشجویان و حساسیت آن‌ها نسبت به حفظ امنیت فضای دانشگاه کمال تشکر را داریم.

از آن‌جا که بیانیه‌ی فوق تا حدی مسؤولان را در مقابل عملی انجام شده، قرار می‌داد، مسؤولان دانشگاه اعتراض خود را نسبت به آن اعلام داشتند.
روز بعد 26 آبان، شورا در بیانیه‌ی محافظه‌کارانه‌تری تقریباً با همان مضمون پای خود را دوباره از موضوع کنار کشید. این بار بیانیه به امضای تعداد کم‌تری از اعضا رسیده بود. متأسفانه در شب‌نامه‌ا‌ی که با امضای «جمعی از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان» منتشر شد، با نام بردن تعدادی از اعضای شورا، فعالیت آنان به دروغ، مطامع سیاسی و تسویه حساب شخصی جلوه داده شد.
با وجود این بیانیه‌ها و تبلیغات سو، دوشنبه 27 آبان با پایان یافتن ضرب‌الاجل و با وجود انحلال شورا، دانشجویان در محل اجتماع پیشین حضور یافتند و خواستار حقوق خود شدند. روابط عمومی دانشگاه با پخش اطلاعیه‌ای با اعلام غیرقانونی بودن تحصن و پی‌گرد قانونی برای متحصنین و حتی فیلم‌برداری سعی در متفرق کردن دانشجویان داشت. هر چند بسیاری از دانشجویان در محل حضور نیافتند، اما تحصن به تدریج شکل گرفت. این بار تعدادی از اساتید دانشگاه با دکتر اکبری وارد مذاکره شدند، اما باز هم تضمینی در کار نبود. به دلیل سردی هوا متحصنین به سالن قدیم کلاس‌های دانشکده‌ی مهندسی نقل مکان کردند. با پایان یافتن روشنایی روز و توافق دانشجویان، دختران تحصن را ترک و پسران برای نشان دادن مقاومت خود شب را در همان مکان سپری کردند.
28 آبان، تحصن با حمایت اساتید ادامه یافت و با گرفتن نامه‌ی پی‌گیری خواسته‌ها از سوی دکتر اکبری بیانیه‌ی زیر منتشرشد و تحصن موقتاً به حالت تعلیق درآمد.

بیانیه دانشجویان متحصن دانشگاه سیستان و بلوچستان
اکنون ما دانشجویان متحصن دانشگاه سیستان و بلوچستان که پنجمین روز تجمع خود را در اعتراض به مشکلات امنیتی و صنفی ناشی از عملکرد ضعیف مسؤولان حراست فیزیکی و مسؤولان انضباطی دانشگاه و عدم اجرای مناسب بندهای ذکر شده در بیانیه (با توجه به توافقات اولیه صورت گرفته بین مسؤولان دانشگاه و شورای تجمع کنندگان) در دانشگاه سیستان و بلوچستان پشت سر گذاشته و وارد ششمین روز تحصن صنفی خود شده ایم، با توجه به مذاکرات صورت گرفته با مسؤولان دانشگاه و سخنان شفاهی آن ها در مورد پذیرش 8 بند مطرح شده در بیانیه ی قبلی دانشجویان متحصن و اعلام بررسی و اجرای بندهای مورد اشاره از طرف مسوولان دانشگاه، با اصرار و تأکید بر اجرای مطالبات صنفی برحق خود، اعلام می داریم که با توجه به موارد زیر؛ 1) وساطت چند تن از اساتید گرانقدر و رایزنی های صورت گرفته آن ها با مسؤولان دانشگاه در مورد پذیرش و اجرای مطالبات صنفی ما دانشجویان متحصن از جانب مسؤولان و اعتماد به اساتید محترم که نتایج مذاکرات آن ها علاوه بر قول های شفاهی مسؤولان دانشگاه در مورد پذیرش و اجرای مطالبات صنفی ما دانشجویان به آن ها، ارسال نامه ای از طرف ریاست محترم دانشگاه به معاونت فرهنگی، دانشجویی _ مبنی بر اجرای مطالبات صنفی دانشجویان در اسرع وقت_ بوده است. 2) مذاکرات نمایندگان دانشجویان متحصن با مسؤولان دانشگاه و تأکید مسئولان مبنی بر مصونیت انضباطی و آموزشی و یا تهدید و ارعاب دانشجویان متحصن از طرف مسؤولانی که دانشجویان استعفای آن ها را در بند 3 مطالبات خود خواستار شده بودند و همچنین از طرف افرادی که تحت عنوان رابط هم اکنون در سطح دانشگاه و برای کمیته انضباطی و یا ارگان های دیگر فعالیت می کنند. 3) در صورت تهدید و ارعاب دانشجویان متحصن از طرف افراد یا ارگان های ذکر شده در بند 2 این بیانیه، دانشجویان می توانند به شورای صنفی دانشگاه واقع در ساختمان جدید کلاس های دانشکده ی مهندسی و تشکل های دانشجویی مختلف در دانشگاه مراجعه نمایند. تحصن صنفی خود را به حالت تعلیق در آورده و نظاره‌گر اجراء و عملکرد مسؤولان دانشگاه در مورد مطالبات صنفی خویش، خواهیم بود. این تعلیق تحصن ما دانشجویان، تنها براساس حسن اعتمادی که به مسؤولان دانشگاه و اساتید محترم، در مورد رسیدگی و اجرای مطالبات ما از طرف مسؤولان داشته ایم، است. ضمنا هشدار می دهیم چنانچه هر کدام یک از 8 بند تصریح شده در بیانیه قبلی در طول این مدت نقض شود_کما این که درطی چند روز گذشته نیز نقض شده بود _ یا این که نسبت به سه مورد ذکر شده در این بیانیه از جانب مسؤولان مربوطه دوباره تعرضی صورت گیرد، ما دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان بر خود واجب می دانیم تا مطابق با اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، با برگزاری تجمع مجدد در دانشگاه سیستان و بلوچستان، برای رسیدن به مطالبات صنفی بر حق خود، تلاش نماییم.

نوشته‌های مربوط:


پایان اعتراض مدنی<<|| صفحه اصلی ||>>آزادی، حق اعتراض و تجمع


سخن

بهار آمد گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد
پرستو آمد و از گل خبر نیست
چرا گل با پرستو همسفر نیست
چه افتاد این گلستان را ، چه افتاد
که آیین بهاران رفتش از یاد؟
چرا مینالد ابر برق در چشم؟
چه میگرید چنین زار از سر خشم؟
چرا خون میچکد از شاخه گل؟
چه پیش آمد؟ کجا شد بانگ بلبل؟
چه دردست این؟ چه دردست این؟ چه دردست؟
که در گلزار ما این فتنه کرده است؟
چرا در هر نسیمی بوی خون است؟
چرا زلف بنفشه سرنگون است؟
چرا سربرده نرگس در گریبان؟
چرا بنشسته قمری چون غریبان؟
چرا پروانگان را پر شکسته است؟
چرا هر گوشه گرد غم نشسته است؟
چرا مطرب نمیخواند سرودی؟
چرا ساقی نمیگوید درودی؟
چه آفت راه این هامون گرفتست؟
چه دشت است این که خاکش خون گرفتست؟
چرا خورشید فروردین فرو خفت؟
بهار آمد؟ گل نوروز نشکفت
مگر خورشید و گل را کس چه گفتست؟
که این لب بسته و آن رخ نهفتست؟
مگر دارد بهار نورسیده
دل و جانی چو ما ، در خون کشیده
مگر گل نوعروس شوی مرده است؟
که روی از سوگ و غم در پرده برده است؟
مگر خورشید را پاس زمین است؟
که از خون شهیدان شرمگین است؟
بهارا تلخ منشین ! خیز و پیش آی
گره وا کن ز ابرو ، چهره بگشای
بهارا خیز و زان ابر سبکرو
بزن آبی بروی سبزه نو
سرو رویی به سرو و یاسمن بخش
نوایی نو به مرغان چمن بخش
بر آر از آستین دست گل افشان
گلی بر دامن این سبزه بنشان
گریبان چاک شد از ناشکیبان
برون آور گل از چاک گریبان
نسیم صبحدم گو نرم برخیز
گل از خواب زمستانی برانگیز
بهارا ، بنگر این دشت مشوش
که میبارد بر آن باران آتش
بهارا ، بنگر این خاک بلا خیز
که شد هر خاربن چون دشنه خونریز
بهارا ، بنگر این صحرای غمناک
که هر سو کشته ای افتاده بر خاک
بهارا ، بنگر این کوه و در و دشت
که از خون جوانان لاله گون گشت
بهارا ، دامن افشان کن ز گلبن
مزار کشتگان را غرق گل کن
بهارا از گل و می آتشی ساز
پلاس درد و غم در آتش انداز
بهارا شور شیرینم برانگیز
شرار عشق دیرینم برانگیز
بهارا شور عشقم بیشتر کن
مرا با عشق او شیر و شکر کن
گهی چون جویبارم نغمه آموز
گهی چون آذرخشم رخ برافروز
مرا چون رعد و طوفان خشمگین کن
جهان از بانگ خشمم پر طنین کن
بهارا زنده مانی زندگی بخش
به فروردین ما فرخندگی بخش
هنوز اینجا جوانی دلنشین است
هنوز اینجا نفسها آتشین است
مبین کاین شاخه بشکسته ، خشک است
چو فردا بنگری پر بیدمشک است
مگو کاین سرزمینی شوره زار است
چو فردا در رسد ، رشک بهار است
بهارا باش کاین خون گل آلود
برآرد سرخ گل چون آتش از دود
برآید سرخ گل خواهی نخواهی
وگرنه خود صد خزان آرد تباهی
بهارا ، شاد بنشین ، شاد بخرام
بده کام گل و بستان ز گل کام
اگر خود عمر باشد ، سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم
میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین طوفان برآییم
دگربارت چو بینم ، شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر ، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار


هوشنگ ابتهاج

پیوندها

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است:
Creative Commons License