(این یادداشت در نشریه شورا شماره دوم منتشر شده است)
نشریات دانشجویی اخیراً مطالبی را دربارهی صادق هدایت نوشتهاند. پس از گذشت چند دهه از فوت وی، حضور مداوم این نویسنده بزرگ معاصر نشاندهندهی اهمیت آثار وی است. اما متأسفانه اغلب این نوشتهها حاکی از آن است که یا نویسنده شناختی از ادبیات و نقد ادبی نداشته یا صرفاً خواسته است بر «سبیل عقاید رایجِ» حکومتی نویسنده را به قصدِ قربت بکوبد.
نشریه مردم وابسته به انجمن علمی مردمشناسی صرفاً به معرفی کارهایی که وی در زمینه مطالعات فرهنگی انجام داده است بسنده کرده است و روی سخن این نوشته نیست. قصد من بررسی دو نوشتهای است که در نشریات دو تشکل اسلامی دانشگاه نوشته شده است که یکی با عدم شناخت هدایت همراه است و دیگری خودکشی چند دانشجو را به طرز احمقانهای به افکار وی نسبت داده است.
نویسنده قلم انجمن که عنوان «نقدی بر سگ ولگرد هدایت» را برگزیده است، برداشتهای کاملاً فانتزی خود را ابتدا به صادق هدایت و سپس به این داستان نسبت میدهد. زمانی که قرار است متنی نقد شود به ویژه در نقد مدرن، متن باید مورد استناد باشد نه آن چه منتقد به گمان خود به نویسنده نسبت میدهد.
مرگِ مؤلف یعنی این که وقتی نویسنده اثری را کامل کرده و عرضه میکند دیگر رابطهاش با اثر قطع شده و این اثر است که باید مورد نقد قرار گیرد نه این که باز هم با استناد به افکار نویسنده بخواهیم اثر را نقد کنیم، در این صورت اصالت اثر از میان میرود. در حقیقت در نقد مدرن از طریق نقدِ اثر به افکار نویسنده پی میبرند نه این که مسیر وارونه باشد. مشکل اصلی دیگر نقدِ با استناد به نویسنده این است که اگر زمانی در تعلق اثر به نویسنده شک و شبههای ایجاد شود، تمام ماحصل منتقد بر باد میرود و معلوم نیست آثاری که نویسندهای مشخص ندارند چگونه باید نقد شود.
مسلم صادقی، نویسنده قلم انجمن نوشته است «با توجه به حس ناسیونالیستی هدایت که بر کسی پوشیده نیست»، در واقع دیدگاه خود را میخواهد با «بر کسی پوشیده نیست» بر خواننده تحمیل کند. گرچه هدایت چه ناسیونالیست باشد، چه نباشد، در نقد داستانش تأثیری ندارد، او به هیچ معنایی ناسیونالیست نبوده است. البته او بارها ناراحتی خود را از هجوم اعراب به ایران نشان داده است و تعلق خاطری نسبت به ایران پیش از اسلام داشته و گاهی حتا در این راه به افراط رفته است به گونهای که متأسفانه از برخی نوشتههایش بوی نفرت نژادی نسبت به اعراب را میتوان احساس کرد که البته پذیرفته نیست. (داستان آخرین لبخند از مجموعه سایه روشن را ببینید.) هدایت بر خلاف ناسیونالیستهایی که دائم دم از فرهنگ پربار و غنی ایران میزنند به نقد و حتا تحقیر رفتارهای خرافی ایرانیان دست میزند و در کتاب نیرنگستان مجموعهای از باورهای پوچ و خرافی رایج در میان ایرانیان را جمعآوری کرده است.
اما در داستان سگ ولگرد او تلاشش تصویر کردن وضعیت اسفبار سگ در جامعهی سنتی و مذهبی ایران است. این شرایط در داستان سگ ولگرد این گونه توصیف میشود: «همه محض رضای خدا او را میزدند و به نظرشان خیلی طبیعی بود سگ نجسی را که مذهب نفرین کرده و هفتاد جان دارد برای ثواب بچزانند.» اگر خواننده ناخودآگاه با سگ ولگرد همذاتپنداری (و نه همزادپنداری!) میکند بدین خاطر است که در آن داستان، نویسنده چشمان سگ را به چشمان انسان شبیه میکند: «در ته چشمان او یک روح انسانی دیده میشد... نه تنها یک تشابه بین چشمهای او و انسان وجود داشت بلکه یک نوع تساوی دیده میشد.» بقیهی برداشتهای انتزاعی منتقد و ارتباط داستان با «انحطاط تمدن ایرانی» هیچ سندیتی در متن داستان ندارد. اما نکتهی عجیب و دور از ذهن این است که نویسندهی قلم انجمن «استشمام بوی سگ ماده» را نماد «اهداف پوچ و هوسرانی» و دلیل «فنا»ی جامعه میداند، به نظر نمیرسد هیچ منتقدی تا کنون دست به چنین ابتکاری زده باشد. عشق و حتا رابطهی جنسی چه ربطی به پوچی و انحطاط دارد؟ داستان اگر نمادین هم باشد، عشق بیشتر نشانهی تکامل است تا انحطاط. گرچه تشبیهات نویسنده هیچ کدام اساسی ندارد، اما این یکی ناخودآگاه افکار «ضد سکس» افراطی منتقد را برملا کرده است.
نوشتهی نشریه سراج وابسته به بسیج دانشجویی صرفاً بازتاب دیدگاه قشر عقبماندهی جامعه است که هیچگاه به خود زحمت خواندن آثار صادق هدایت را ندادهاند. نویسنده سراج به طرز احمقانهای صادق هدایت را نظریهپرداز خودکشی میداند. شناخت او از هدایت آنقدر ناچیز است که نمیداند او داستاننویس است و نه نظریهپرداز و هیچگاه در هیچ نوشتهای کسی را مستقیم یا غیرمستقیم به خودکشی تشویق یا ترغیب نکرده است.
ریشهی واکنشهای اینگونه اقشار سنتی و عقبماندهی جامعهی ایران را میتوان در داستانهای واقعگرایانهی هدایت دانست که آینهای است تمامنما از زندگی اقشار متمول و متدین جامعه. آینهای که چون پلشتیها و دورنگیهای آنان را بازتاب میدهد و خشم آنان را برمیانگیزد، به هر قیمتی، حتا رواج شایعات بیاساس، باید شکسته شود. اوج آن را میتوان در داستان «حاجی آقا» دید.
اگر نویسندگان محترم نشریات دانشجویی نیتی غیر از لجنپراکنی به سرمایههای فرهنگی کشور را دارند، بدیهی است که پیش از نوشتن دربارهی نویسندگان و آثارشان لازم است سری هم به آثار نویسنده بزنند تا ناچار نشوند توهمات خود را به وی نسبت دهند.
نوشتههای مربوط:
- پاسخی در باره دفاع از صادق هدایت
- پاسخ به نشریه یواسبی امروز
- بیانیه هیئت تحریریه پنجره در خصوص نشر اکاذیب و افترا به مدیر مسؤول نشریه پنجره
- بیانیه جمعی از مدیران مسؤول نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان دربارهی پخش شبنامههای موهن و مغایر با امنیت ملی
- یک قصه دو برداشت
- دوستی کی آخر آمد، دوستداران را چه شد؟
- دربارهی پنجره و انجمن اسلامی مستقل
- فونت هما و رفع سوء تفاهم
- کس نخارد پشت من
- تبریک و پوزش
- بیانیه نشریات دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان در محکومیت توقیف نشریه «قلم انجمن»
- بیشک استعفا میدادم
- بیانیه تشکل ها و فعالان دانشجویی زاهدان
- نقدی از سر بیکاری

پیامها (5)
حسن.ف | دوشنبه 21 تیر 89 ساعت 09:30 | IP: 217.219.221.179
از مطلب شما استفاده کردم. در مورد جایگاه هدایت مطلبی نوشته ام .در صورت امکان سری بزنید. با سپاس
حسینی | جمعه 1 خرداد 88 ساعت 22:58 | IP: 94.182.166.182
سلام
با نقدی تازه از داستان سگ ولگرد به روزم . تشریف بیاورید و بنده را از نظراته ارزشمنده خود بی نصیب نگذارید.
شهاب | دوشنبه 17 فروردین 88 ساعت 02:58 | IP: 89.165.92.244
درود بر شما.سپاسگزارم كه كه اين دفاعيه رو روي نت آورديد.راستش به خط سوم بعضي از نقد ها كه مي رسم كاملا متوجه مي شم كه با چه منتقد هاي كم مايه اي طرفم اما به واقع ديدگاه شما نسبت به يك اثر داستاني كاملا آشنا با نظريه هاي امروز ادبياته و به دور از تعصب كه اين از نظر من اصالت ادبياته.فكر مي كنم نظريه مرگ مولف بعد از اين همه سال هنوز براي برخي مفهوم تازه اي داره.به هر حال سپاسگزارم از دفاعيه منطقيتون.
حامد مهدويان | پنجشنبه 12 دی 87 ساعت 12:06 | IP: 89.165.121.112
سلام.
بي شك در طول تاريخ هيچ نويسنده اي به اندازه صادق هدايت جرات جسارت ورزيدن به خدا و ائمه اطهار را نداشته است. وي كه در تمامي آثارش مسخره كردن تمامي اعتقادات شيعه را سرلوحه كار خود قرار داده است.
متاسفم براي شما كه چوب نويسنده!!!! لائيكي همچون صادق هدايت را به سينه مي زنيد. با قدري تأمل در آثار وي متوجه خواهيد شد كه وي پيرو هيچ ديني نبوده است و مقصودش چيزي جز لاابالي گري نبوده است.
براي اطلاع دوستان از حقيقت افكار وي مقاله اي تهيه كرده ام كه در صورت تمايل به صورت رايگان در اختيارتان قرار خواهم داد. به اميد روزي كه بت صادق هدايت در ميان افكار جوانان اين مرز و بوم شكسته شود.
_______________________
سعی کنید برای دیگران بیهوده تاسف نخورید. هدایت یک نویسنده و هنرمند بود و از این جهت برای من قابل احترام است. اعتقادات مردم به خودشان مربوط می شود. صادق هدایت بت نیست. مقاله تان هم اگر منطقش مثل همین چند خط است برای خودتان نگهش دارید, حیف می شود.
طباطبایی | دوشنبه 2 دی 87 ساعت 16:49 | IP: 77.77.69.123
به نظر من نقد هایی که به سگ ولگرد شده و شما خود آنها را به نقد کشیده اید اصلا نقد نیستند بلکه یکجور گیردادن هستند. آنها فقط می خواهند صادق هدایت را بی اعتبار کنند چون به باورشان هدایت ناسیونالیست و ضد عرب و ضد اسلام بوده.