روزانه

یکشنبه ۱ فروردین ۸۹

سالنامه بهار که در حقیقت سال‌نامه اعتماد بود، مطالب خواندنی زیادی دارد. مجله آیین هم منتشر شده است که در آن هم مقالات خواندنی خیلی خوبی پیدا می‌شود.
پیام نوروزی مهندس موسوی به نظرم از دوتای دیگر یعنی رهنورد و کروبی بهتر بود.


نظرها (0) جمعه ۲۸ اسفند ۸۸

علی معظمی دیشب با قرار وثیقه آزاد شد.
حسین مرعشی دیشب بازداشت شد.
موسوی و رهنورد پیام ویدئویی به مناسبت نوروز داده‌اند.
سال 89 سال صبر و استقامت نامیده شده است.
علی باقری هنوز تکلیف ادامه تحصیلش روشن نشده است. دو ترم محرومیت از تحصیلش به پایان رسیده اما هنوز جوابی نگرفته است که این ترم چه کار باید بکنند.


نظرها (0)

معرفی

گفتگو 53

جمهوری مهاباد
192 صفحه/ 1500 تومان

حدود 150 صفحه از 190 صفحه‌ی آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع ویژه‌ی این شماره «جمهوری مهاباد» اختصاص یافته است. کاوه بیات علاوه بر «باب گفتگو» مقاله‌ی تاریخی و خواندنی «ارومیه و تحرکات کمیته نجات» را نوشته است. احسان هوشمند «سال‌های آشوب» را بررسی کرده است و مجتبی برزویی مقاله‌ی «مکریان و اندیشه‌ی ایران» و محمد حسین خسروپناه مقاله‌ی «حزب توده‌ی ایران و تحولات کردستان» را نوشته است. «جمهوری مهاباد» و «کردها و فرقه‌ی دموکرات آذبایجان» عنوان دو یادداشت ترجمه‌ی شده‌ی این شماره است که هر کدام بخشی از یک کتاب جداگانه است. در بخش روزنامه این شماره این یادداشت‌ها آمده است: «لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها، قطع عضو بدون بیهوشی» - «نود؛ نمایش تضاد شیشه و سنگ» - «ترک‌ها و دولت سایه‌ی آن‌ها». در بخش کتاب‌خانه نیز چندین کتاب معرفی شده است.
در انتهای باب گفتگوی این شماره آمده است «مدارا و اعتدال را از ویژگی‌های اصلی فرهنگ ایران برشمرده‌اند و حد واسطی که در بسیاری از اوقات مانع از پیشامد گسست‌هایی جدی در فاصله‌ی فرازها و نشیب‌های معمول این سرزمین بوده است. این شماره نیز به رغم تمامی دل‌تنگی‌ها صرفاً با این امید منتشر می‌شود که شاید اعاده‌ی میزانی از اعتدال و مدارا، بار دیگر کارساز شده، تفاوت دیدگاه‌ها - حال در هر زمینه‌ای که باشند - از تنها مجرای معقول و میسر، یعنی از طریق طرح و بیان آزادانه، امکان حل و فصل یابند.»


نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»


گفتگو 51

پروژه‌ی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان

آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو می‌گوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که هم‌سنگ نهضت مشروطیت اسیر کج‌فهمی‌ها و خطااندیشی‌های تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کج‌فهمی و خطااندیشی نقش چشم‌گیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخ‌نگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانه‌ای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینه‌ی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطه‌خواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشته‌اند. در بخش‌ کتابخانه این شماره نیز کتاب‌های مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بی‌نظیر بوتو»، «خصوصی‌سازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو


با بهره‌گیری از
Movable Type Pro 4.31-en
سه شنبه ۱۲ خرداد ۸۸

بيانيه انتخاباتی حزب دموکراتيک مردم ايران: شركت گسترده در انتخابات و رای به نامزدهای اصلاح طلب

جنبش انتخاباتی دهمين دوره رياست جمهوری ، با وجود رد صلاحيت گسترده «غيرخودی ها» که يکبار ديگر تبعيض قانونی نهفته در قانون اساسی و تفسير تنگ نظرانه تر شورای نگهبان از آنرا رونمايی می کند، به يک حرکت گسترده برای پايان دادن به دولت احمدی نژاد و تحقق حقوق مدنی و شهروندی فراروييده است.

به باور ما کارزارِ انتخاباتی نامزد های اصلاح طلبِ دهمين دوره رياست جمهوری از طريق تمرکز بر احياء و استمرار اصلاحات، تحقق حقوق مدنی و شهروندی بر اساس گفتمان مطالبه محوری و پای فشاری بر اجرای آن از طريق مشارکت فعال و انتقادی، موفق به فراهم کردن يک جنبش گسترده ضد بنيادگرايی پر تحرک و پويا در صحنه سياسی ايران شده است. به جرئت می توان گفت که کارزارِ انتخاباتی اين دوره، برای نخستين بار گفتار و مطالباتی را به پيش صحنه سياسی کشور کشانده است که پيوند روشنی با خواست مستمرو يک صد ساله آزاديخواهان ايران برای دستيابی به آزادی، حقوق شهروندی، قانونگرائی، رفع تبعيض عليه زنان وبرقراری دموکراسی و حقوق بشر دارد. ما از اين روند با خشنودی استقبال می کنيم و با اين اميد که اين مطالبات در کشور نهادينه شود، آنرا نشانه بلوغ سياسی جامعه ايران می شمريم.

همان گونه که دراعلامیّۀ۸ ارديبهشت ۱۳۸۸خود مورد تاکيد قرارداده ايم، تا "وقتی حداقل شرايط برای انتخابات ، ولو نيمه آزاد ولی رقابتی، موجود است؛ شرکت درانتخابات واثرگذاری فعال در آن با هدف آگاهانه پايان دادن به دولت احمدی نژاد وجناح بنيادگرای حاکمیّت، شرط لازم برای ادامه پيکار برای کسانی است که خواهان تغيير وتحول آرام وتدريجی بامشی مسالمت آميزند".

شايان توجّه واميدآفرين است که با پيش رفتِ کارزار انتخابات، قاطبۀ آزاديخواهان ايران، سياست عدم شرکت يا تحريم به هربهانه ای را؛ کنارگذاشته وبا عزم راسخ، به اردوی رای دهندگان پيوسته اند.

در شرايط کنونی چالش اصلی درصحنه سياست ايران ميان نامزداصلیِ جناح راست: احمدی نژاد با دو نامزد اصلاح طلبِ حاضر درصحنه: آقايان موسوی و کروبی است. دررقابتهای انتخاباتی شکست يا پيروزی اصلاح طلبان به مقدارزياد، در گرومشارکت ياعدم مشارکت گسترده وفعال آزادی خواهان ايران است. زيراهر چه ميزان مشارکت مردم آزادی خواه در انتخابات بيشترباشد، شانس پيروزی محمود احمدی نژاد کمترخواهدبود.

هم ميهنان گرامی!

دراين فرصتِ اندکِ مانده به اخذ رای، می بايد ازهرگونه منازعه ورودررويی ميان دونامزداصلاح طلب وآزادی خواه، پرهيز شود، تا بتوان همۀ نيروهای زنده وتغييرخواهِ کشور راهمچون جبهۀ واحد اصلاح طلبان وآزادی خواهان، بسيج کرد وبه پيروزی رساند.

حزب دموکراتيک مردم ايران، بادرنظرگرفتن اين امر، که خواست ها وبرنامه های آقايان مهدی کرّوبی وميرحسين موسوی، دربرگيرندۀ بخش قابل توجّهی ازمطالبات آزادی خواهان ايران است که می توان درچارچوبِ انتخابات رياست جمهوری مطرح نمود؛ واين واقعیّت که آن ها درحال حاضرتنها بديل موجود دربرابرحکومت احمدی نژاد وراست بنيادگرامی باشند؛ و نيز اين مهم که پيروزی آنها، می تواند بسترسازهرتغييروتحول درآينده باشد؛ حمايت از هر دو نامزد را، همچون دو پای پيکرواحد اصلاح طلبی، وظيفۀ خود می داند.

ما اميدواريم که آراء ميليونی مخالفان بنيادگرايی چنان افزايش بيابد، تا آراء سازماندهی‌‌شده‌ی راست گرايان نتواند دردوراول انتخابات پيروزشود. و ازآن فراتر، درسایۀ همين تلاش متحد وهمبستۀ آزاديخواهان کشور، پيروزی نهائی نيز نصيب آن نامزد اصلاح طلب گردد که بيشترمورد پسند وگزينش اکثريت مرد م بوده باشد.

مردم شريف و آزاده ايران!

با شرکت گستردۀ خود در انتخابات ٢٢ خرداد و رای به نامزد های اصلاح طلب؛ باگفتنِ نۀ تاريخی به احمدی نژاد، حماسه ای ديگر، اما ژرف تر و استوارتر از دوم خرداد بيافرينيد.


حزب دموکراتيک مردم ايران
۱۱ خرداد ماه ٨٨
اول ژوئن ٢٠٠٩

نوشته‌های مربوط:


دوم خرداد<<|| صفحه اصلی ||>>آیا کروبی همان رضایی است؟


توجه: این وبلاگ نظارت دائم ندارد و از آن‌جا که پیام‌های این وبلاگ به صورت خودکار و بدون نظارت درج می‌شود، ممکن است گاهی شما با مطالب ناپسند یا زننده‌ای روبرو شوید یا تبلیغات سایت‌های غیراخلاقی را ببینید. مسؤولیت پیام‌ها بر عهده‌ی فرستندگان آن‌هاست.



نظر بدهید:

سخن

بهار آمد گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد
پرستو آمد و از گل خبر نیست
چرا گل با پرستو همسفر نیست
چه افتاد این گلستان را ، چه افتاد
که آیین بهاران رفتش از یاد؟
چرا مینالد ابر برق در چشم؟
چه میگرید چنین زار از سر خشم؟
چرا خون میچکد از شاخه گل؟
چه پیش آمد؟ کجا شد بانگ بلبل؟
چه دردست این؟ چه دردست این؟ چه دردست؟
که در گلزار ما این فتنه کرده است؟
چرا در هر نسیمی بوی خون است؟
چرا زلف بنفشه سرنگون است؟
چرا سربرده نرگس در گریبان؟
چرا بنشسته قمری چون غریبان؟
چرا پروانگان را پر شکسته است؟
چرا هر گوشه گرد غم نشسته است؟
چرا مطرب نمیخواند سرودی؟
چرا ساقی نمیگوید درودی؟
چه آفت راه این هامون گرفتست؟
چه دشت است این که خاکش خون گرفتست؟
چرا خورشید فروردین فرو خفت؟
بهار آمد؟ گل نوروز نشکفت
مگر خورشید و گل را کس چه گفتست؟
که این لب بسته و آن رخ نهفتست؟
مگر دارد بهار نورسیده
دل و جانی چو ما ، در خون کشیده
مگر گل نوعروس شوی مرده است؟
که روی از سوگ و غم در پرده برده است؟
مگر خورشید را پاس زمین است؟
که از خون شهیدان شرمگین است؟
بهارا تلخ منشین ! خیز و پیش آی
گره وا کن ز ابرو ، چهره بگشای
بهارا خیز و زان ابر سبکرو
بزن آبی بروی سبزه نو
سرو رویی به سرو و یاسمن بخش
نوایی نو به مرغان چمن بخش
بر آر از آستین دست گل افشان
گلی بر دامن این سبزه بنشان
گریبان چاک شد از ناشکیبان
برون آور گل از چاک گریبان
نسیم صبحدم گو نرم برخیز
گل از خواب زمستانی برانگیز
بهارا ، بنگر این دشت مشوش
که میبارد بر آن باران آتش
بهارا ، بنگر این خاک بلا خیز
که شد هر خاربن چون دشنه خونریز
بهارا ، بنگر این صحرای غمناک
که هر سو کشته ای افتاده بر خاک
بهارا ، بنگر این کوه و در و دشت
که از خون جوانان لاله گون گشت
بهارا ، دامن افشان کن ز گلبن
مزار کشتگان را غرق گل کن
بهارا از گل و می آتشی ساز
پلاس درد و غم در آتش انداز
بهارا شور شیرینم برانگیز
شرار عشق دیرینم برانگیز
بهارا شور عشقم بیشتر کن
مرا با عشق او شیر و شکر کن
گهی چون جویبارم نغمه آموز
گهی چون آذرخشم رخ برافروز
مرا چون رعد و طوفان خشمگین کن
جهان از بانگ خشمم پر طنین کن
بهارا زنده مانی زندگی بخش
به فروردین ما فرخندگی بخش
هنوز اینجا جوانی دلنشین است
هنوز اینجا نفسها آتشین است
مبین کاین شاخه بشکسته ، خشک است
چو فردا بنگری پر بیدمشک است
مگو کاین سرزمینی شوره زار است
چو فردا در رسد ، رشک بهار است
بهارا باش کاین خون گل آلود
برآرد سرخ گل چون آتش از دود
برآید سرخ گل خواهی نخواهی
وگرنه خود صد خزان آرد تباهی
بهارا ، شاد بنشین ، شاد بخرام
بده کام گل و بستان ز گل کام
اگر خود عمر باشد ، سر برآریم
دل و جان در هوای هم گماریم
میان خون و آتش ره گشاییم
ازین موج و ازین طوفان برآییم
دگربارت چو بینم ، شاد بینم
سرت سبز و دلت آباد بینم
به نوروز دگر ، هنگام دیدار
به آیین دگر آیی پدیدار


هوشنگ ابتهاج

پیوندها

Creative Commons License
این سایت تحت لیسانس زیر است:
Creative Commons License