نقدی از سر بی‌کاری
ابراهیم اسکافی در روز یکشنبه 20 شهریور 84 ساعت 11:39
http://eskafi.com/

***
شاید برای یک دانشجوی تازه‌وارد دانشگاه جسارت بزرگی باشد که بخواهد به بررسی تیتر اول یک نشریه سیاسی بپردازد. اما این حقیر از سر بیکاری قصد دارد این خبط را مرتکب شود و یادداشت «دانشگاه پادگان نیست!!» را صرفاً از منظر ادبی بررسی کند.
یکم، برای تیتر اول نشریه به کار بردن علامت تعجب آن هم دو بار بدجوری توی ذوق می‌زند. قرار گرفتن در تیتر اول و خود عنوان مطلب برای تأکید بر موضوع کافی است. در ضمن موضوع خلاف عرف نیست و اگر در میان متن هم بیاید نیازی به علامت تعجب ندارد.
دوم، متن با تصویرسازی آغاز می‌گردد اما این موضوع تنها در پاراگراف اول دوام می‌آورد. (البته در صفحه‌ی اول اصولاً پاراگراف‌بندی انجام نشده است که احتمالاً به خاطر مشکلات صفحه‌آرایی بوده است که از آن می‌گذریم. منظور از پاراگراف اول همان 4 خط اول است.) یک دست نبودن سبک نوشتاری متن را دو پاره می‌کند و در این یادداشت پاراگراف نخست را کاملاً از بقیه متن جدا کرده است. نویسنده باید از ابتدا تصمیم بگیرد که می‌خواهد چگونه بنویسد، متنی آغشته به صنایع ادبی یا صرفاً یک گزارش ساده.
سوم، در جمله‌ی دوم «البته» نشانگر هیچ گونه تضادی نیست و زاید است. «عرض اندام مخملی‌شان» دو ابهام دارد یکی این که روشن نیست «مخملی» بودن چه معنایی دارد؟ لباس حاضران مخملی بوده است یا روکش صندلی‌ها؟ یا اصلاً موضوع چیز دیگری است و به انقلاب‌های مخملی بازمی‌گردد؟ دوم این که معلوم نیست ضمیر «شان» به چه کسانی برمی‌گردد؟ کلمه «نیز» هم زاید است و هیچ موردی به مورد دیگر اضافه نشده است، و به جای «ناشی است از دو مقوله» بهتر است نوشته شود «ناشی از دو مقوله است»
چهارم، در جمله سوم با توجه به این که فاعل معلوم نیست، «عملی نشدن» مناسب‌تر از «عملی نکردن» است.
پنجم، در جمله‌ی «برخوردهای نامناسب بعضی از رابطین و مسئولین کمیته انضباطی که قاعدتاً منجر به توهین می‌گردد را خوشایند ندانست.» یکم، «را» باید بلافاصله پس از مفعول و بعد از «کمیته انضباطی» بیاید. دوم ابهام در معنا هم وجود دارد، یکی این که آیا مشکلِِ «برخوردهای نامناسب»، صرفاً توهین است؟ اگر به جای توهین مثلاً مشت یا لگد بزنند ایرادی ندارد؟ و دیگر این که این موضوع اگر واقعاً از نظر نویسنده فقط «خوشایند نیست» که جای صحبت ندارد. بسیاری از موارد دیگر هم در دانشگاه ممکن است ناخوشایند باشد، مثلاً رنگ دیوارها، نوع درها، معماری دانشگاه و قیافه‌ی بعضی آدم‌ها که البته چندان اهمیتی ندارد. یعنی تغییر کند یا نکند توفیری ندارد. به نظر می‌رسد که گوینده جدی‌تر از این حرف‌ها بوده است و منظور بد منتقل شده است.
ششم، جمله‌ای که از طرف مهدی محمودی نقل شده است در رساندن منظور عاجز است: «ماهیت اعلامیه‌های منتشره کمیته انضباطی صرفاً اعلام جرم و مجازات است، در حالی که اصل بر مجرمیت در هیچ قانونی مدون نگشته است» موضوع این است که بنا بر قانون اصل بر «عدم مجرمیت» و بی‌گناهی افراد است و برای مجازات افراد باید جرم‌شان ثابت شود. بنابراین بهتر است این طور گفته شود که «اعلامیه‌های منتشر شده از سوی کمیته انضباطی گویا بر پایه‌ی این فرض است که افراد مجرم‌اند و ک.ا نیازی به اثبات جرم‌شان احساس نمی‌کند، در حالی که بنا بر قانون باید اصل بر بی‌گناهی باشد».
هفتم، در جمله‌ی بعدی به جای «تداخل کارکرد بین نگهبانان و دبیر کمیته انضباطی را مشمول بی‌نظمی دانست...» بهتر است نوشته شود «تداخل حوزه‌ی کاری نگهبانان و دبیر ک.ا را باعث بی‌نظمی دانست» و در ادامه به جای «با بی‌نظمی» «با وجود بی‌نظمی» مناسب‌تر است.
هشتم، از آقای محمودی در ادامه نقل شده است که «صرفاً قصد تخریب کسی را ندارد و گفته‌هایش عیناً شخصی نیست» یعنی فقط برای تخریب نیست و علاوه بر تخریب منظور دیگری هم دارد. اما گویا منظورش این بوده است که «اصلاً» قصد تخریب ندارد. کلمات «عیناً» و «صرفاً» زاید است. در ادامه همان شخص از دانشجویان خواسته است: «با حقوق خویش آشنا شوند تا هرگونه بهانه را از کمیته انضباطی سلب نماید.» جای تأمل دارد، آیا ک.ا حقیقتاً به این خاطر که دانشجویان با حقوق‌شان آشنا نیستند با آن‌ها برخورد می‌کند؟ یعنی جلو دانشجویان را می‌گیرد و می‌گوید حقوق‌تان را بشمارید و اگر نتوانستند، یک یا دو ترم تعلیق می‌شوند؟ من البته با ک.ا خوشبختانه یا بدبختانه هنوز آشنایی ندارم اما به این شکل هم کمی دور از ذهن به نظر می‌رسد. احتمالاً منظور نویسنده این بوده است که «با حقوق‌تان آشنا شوید تا در صورت برخورد غیرمنطقی بتوانید از خودتان دفاع کنید.»
نهم، کلمه‌ی «مورددار» معنای روشنی ندارد، به کار بردن آن در متون رسمی ابهام ایجاد می‌کند. «مورددار» بسته به فضای مورد استفاده معنایش تغییر می‌کند، مثلاً در نیروی انتظامی کلمه‌ی «مورددار» می‌تواند به مفهوم خلاف‌کار باسابقه باشد، در فضای برادران حزب‌الهی ممکن است کلمه‌ی «مورددار» برای اشاره به کسی که ‌آرایش یا لباس خاصی دارد یا در جاهایی در حال گفتگو با خانم‌ها دیده شده است، به کار رود. وقتی مسلمانی تذکر می‌دهد که لباسی برای نماز «مورددار» است، معنای خاص دیگری را در نظر دارد. اما نویسنده در این یادداشت خواسته با ناخواسته تکلیف خواننده را روشن نکرده است که بالاخره «رابطان» چه موردی دارند. در ضمن در همان قسمت «عملکرد ک.ا» به جای «کارکرد ک.ا» و «حضور فیزیکی پررنگ» به جای «حضور پررنگ فیزیکی» مناسب‌تر است.
دهم، از بررسی سخنان معاونت جدید امور دانشجویی صرف نظر می‌کنم. روشن است که منظور من تأیید یا رد یادداشت مورد نقد نیست. امیدوارم این نوشته‌ی ازسر بی‌کاری توانسته باشد اوقات بی‌کاری شما را اندکی پر کند.


استفاده از نوشته‌های این وبلاگ در اینترنت با ذکر نشانی و نام نویسنده آزاد است.
برای استفاده از این نوشته در رسانه‌های چاپی(روزنامه، مجله و کتاب) از نویسنده اجازه بگیرید.
eskafi@gmail.com