یکی از مهمترین وجوه تمایز جوامع مدرن و سنتی نوع مواجهه با انتقاد است. در جوامع سنتی به بهانههای مختلف از پذیرش انتقاد سر باز میزنند و در عوضِ جدی گرفتنِ سخن منتقدان، با اتهامات مختلف روبرو میشوند. این موضوع محدود به اقشار کمتر تحصیلکرده هم نمیشود، در تمام سطوح چنین واکنشهایی کم و بیش دیده میشود، البته نوع واکنش کمی تفاوت دارد. کسانی که ادعای روشنفکری ندارند به حذف علنی رو میآورند، اما افراد کمی تحصیلکرده به سفسطه. تلاش من در این نوشته این است که به برخی سپرهای مرسوم در برابر انتقاد اشاره کنم:
- چرا فقط کاستیها بیان میشود؟ تعارف و محافظهکاری یکی از ویژگیهای جوامع سنتی است در این فضاها به راحتی نمیتوان انتقاد کرد. انتقاد هر چند هم جزئی و محدود باشد به معنای زیر سوآل بردن کل مجموعه است. تفکیک کردن جزء از کل خیلی دشوار است، به همین خاطر اگر منتقدی بخواهد رک و راست از یک معضل کوچک انتقاد کند، مجبور است ابتدا به تفصیل از محاسن مجموعه بگوید و در نهایت با رعایت کامل ادب نیمنگاهی به معضل موجود بیندازد. (یادم هست حمیدرضا ابک در شرق یادداشتی در همین زمینه داشت، فعلاً به آن مطلب دسترسی ندارم.) در نتیجه گفتارهای انتقادی معمولاً پر است از حرفهای تکراری و بیمعنی. برای این که موضوع را بهتر درک کنید مثالی میزنم. فرض کنید کسی متوجه میشود که محمدرضا شجریان در خواندن یکی دو خط از اشعارش دچار اشتباه شده است، مثلاً «محنتم» را «محتشم» یا «شهرِ یاران» را «شهریاران» خوانده است. اگر او چنین موضوعی را صریح و بدون مقدمه بیان کند با رگبار حملات هواداران این خواننده روبرو میشود، او به طرز احمقانهای ابتدا باید به ذکر تواناییها، ویژگیهای منحصر به فرد خواننده و احتمالاً سجایای اخلاقی وی بپردازد و بعد در لابلای انبوهی از مجیزگویی اشارهای به این موضوع بکند. در نهایت هم از آنجا که معلوم نیست جان سالم به در ببرد، احتمالاً از خیر انتشار آن میگذرد! حقیقت این است که منتقد وظیفه ندارد به ویژگیهای مثبتی که همه از آن اطلاع دارند، بپردازد. او باید با صراحت و به سرعت سر اصل مطلب برود. ذکر کاستیهای یک مجموعه هیچگاه به معنی نادیده گرفتن درستیهای آن نیست، همین که موضوعی برای انتقاد انتخاب میشود یعنی برای منتقد اهمیت دارد. در مواجهه با نقد مسؤولان چنین برخوردهایی بیشتر دیده میشود. واقعیت این است که اگر مسؤولی کارش را درست انجام بدهد، نیاز به گفتن ندارد، وظیفهی منتقد آن است که اگر کسی بخشی از وظایفش را درست انجام نداد، به اشتباهات اشاره کند.
نوشتههای دیگر:
انتقادپذیری -2
انتقادپذیری -3
انتقادپذیری -4
انتقادپذیری -5