دانشگاه از آن ماست
ابراهیم اسکافی در روز یکشنبه 12 خرداد 87 ساعت 11:10
http://eskafi.com/

علی نمازی
sarab4@gmail.com

«آیا شما که صورت‌تان را
در سایه‌ی نقاب غم‌انگیز زندگی
مخفی نموده‌اید
گاهی به این حقیقت یأس‌آور
اندیشه می‌کنید
که زنده‌های امروزی
چیزی به جز تفاله‌های یک زنده نیستند؟»
«دیدار در شب»، فروغ فرخ‌زاد

از فرط عادت و روزمرگی گاهی اوقات برخی مسائلِ خیلی بدیهی و ساده را از یاد می‌بریم. گاهی یادمان می‌رود که دانشگاه برای چه چیزی ساخته شده است. گاهی باور می‌کنیم که دانشگاه برای این ساخته شده است که اشتغال‌زایی بشود، عده‌ای پست‌ها و مقام‌هایی داشته باشند و عده‌ای کاری و پروژه‌ای، تا از این طریق امرار معاش کنند. چیزی هم این وسط گیر دانشجویان بیاید از سر لطف مسؤولان است. بارها و بارها این سخن را از مسؤولان شنیده‌ایم که ما بودجه‌ی دانشگاه را بدهیم به شما که فلان کار را بکنید یا بهمان برنامه را بگذارید که چی بشود؟! چرا باید به شما اجازه‌ی فعالیت بدهیم؟ یا فلان مکان را در اختیار دانشجویان بگذاریم که چی بشود، کلی هزینه‌اش کردیم! گاهی لازم است بپرسیم مگر این دانشگاه از آن کیست، برای چه ساخته شده است؟
دانشگاه درست است که برای پرورش است -شاید از این مثال گله‌مند بشوید پیشاپیش عذر می‌خواهم- اما با دیگر مراکز پرورش مثل پرورش ماهی و دام و طیور فرق دارد. آن‌جا کسی اراده‌ا ی ندارد، همه فقط مصرف‌کننده‌اند. اصلاً امکان این که کسی اعتراضی بکند، حق و حقوقی بخواهد برای کسی قابل تصور نیست. توقع زیادی نیست که رفتار ما کمی باید با آن‌ها فرق کند.
دانشگاه با زندان و مراکز تأدیبی هم تفاوت دارد کسی به خاطر جرمی که مرتکب شده است، این‌جا نیست، قرار نیست تنبیه و تأدیب بشوند. پس لزومی ندارد که سرافکنده باشیم، همواره گردن‌مان کج باشد و از کسی بترسیم که مبادا پای‌مان را کج گذاشته باشیم. به خاطر هر کاری هم نباید از دیگران اجازه بگیریم. ما نباید بی‌سبب شرمنده باشیم.
لازم است به خودمان بیاییم. دانشگاه برای ما ساخته شده است، نه برای هیچ کس دیگری. هدف نهایی دانشگاه، دانشجوست. دانشگاه ساخته شده تا ما قشر فرهیخته‌ی جامعه برای مدیریت جامعه آماده شویم. در این‌جا به معنای دقیق کلمه زندگی می‌کنیم و از تمام موهبت‌های انسانی باید برخوردار باشیم. وقتی که تمام اصناف برای خودشان اتحادیه و سندیکایی دارند، ما هم لازم است که نهادی داشته باشیم که از حقوق‌مان دفاع کند. اگر چنین نهادی پشتیبان ما باشد دیگر ذوق‌زده نمی‌شویم که فلان مسؤول دانشگاه اجازه می‌دهد که از امکانات دانشگاه استفاده کنیم! اجازه می‌دهد که در جایی بنشینیم و حرف بزنیم! اگر نهاد پشتیبانی داشته باشیم، حتا اگر یادمان برود قشر فرهیخته‌ی دانشگاهی هستیم، دست کم هیچ گاه اجازه نخواهیم داد که در حقوق اولیه‌ی انسانی‌مان کسانی تردید ایجاد کنند. ما حق آزاد زندگی کردن داریم، حق حرف زدن و حق اعتراض.
اگر هنوز هم احساس می‌کنید، دانشجو هستید و دانشجو بودن چیزی از حقوق انسانی شما سلب نمی‌کند، تلاش کنید که شورای صنفی دانشگاه برای دفاع از حقوق‌مان تشکیل شود. البته بدیهی است که در راه تشکیل این نهاد سنگ‌اندازی‌های زیادی خواهد شد. اما حق گرفتنی است و برای کسب حقوق خود باید تلاش کنیم. شورای صنفی حق مسلم ماست و نباید فراموش کنیم که دانشگاه هم از آن ماست.
***
این یادداشت در پنجره شماره 23 منتشر شده است.


استفاده از نوشته‌های این وبلاگ در اینترنت با ذکر نشانی و نام نویسنده آزاد است.
برای استفاده از این نوشته در رسانه‌های چاپی(روزنامه، مجله و کتاب) از نویسنده اجازه بگیرید.
eskafi@gmail.com