- این همه مسألهی مهمتر هست، چرا به آنها نمیپردازید؟ مسألهی اولویتبندی در اموری که باید منتقد بدان بپردازد نیز گاهی به عنوان دلیلی برای بیهوده بودن انتقادی خاص مطرح میشود. البته نمیتوان به طور کلی اولویتبندی در امور را رد کرد، شاید برخی امور مهمتر از برخی دیگر باشند، اما بدین بهانه نباید مانع از طرح انتقادات شد؛ در واقع در طرح انتقادات اولویتبندی هیچ فایدهای ندارد، هر موضوعی که نقصی دارد شایستهی انتقاد و بررسی است. گاهی اوقات انتقادهایی که صورت میگیرد به بهانهی کماهمیت بودن موضوع جدی گرفته نمیشود و از طرف دیگر به مشکلات کلان و اساسی هم اصلاً پرداخته نمیشود. این سرنوشت بسیاری از تشکلهای دانشجویی منتقد است. بارها دیده شده است که آنها پرداختن به موضوعی مثل نامناسب بودن وضعیت سلف سرویس را در شأن خود نمیبینند و در عین حال به مسائل کشوری و سیاستهای کلان هم به دلیل این که پرهزینه است نمیپردازند و عملاً رویکرد انتقادی به این دلیل که میخواهد انتقادات اساسی بکند، به انفعال کامل کشیده میشود. اگر قرار باشد همهی منتقدین به مهمترین موضوع بپردازند، اگر چنینی مسألهای وجود خارجی داشته باشد، قاعدتاً فقط یک مسأله باید همواره مورد بحث قرار میگیرد، بنابراین تنوعی به وجود نمیآید، برای پرهیز از یکدستی مباحث هم که شده است باید از خیر اولویتبندی بگذریم. ضمن این که باز بحث در مورد این که چه موضوعی اولویت بیشتری دارد، خودش طاقتفرسا و معمولاً بیحاصل است. توجیه بیاهمیت بودن موضوع مورد انتقاد را میتوان با این ادعا که به هر حال کاچی بهتر از هیچی است، کنار گذاشت. (البته توجیهاتی مثل این که طرح انتقاد پرهزینه است یا با امکانات موجود قابل حل نیست، قابل بررسیاند) اگر انتقادی بیاهمیت باشد قاعدتاً زیانی هم نمیرساند و بنابراین نباید از طرح آن جلوگیری کرد. میان کسی که طرح انتقادی را بیاهمیت میداند و نمیخواهد آن طرح شود و شخص مقابلی که طرح انتقاد را به زیان خود میداند و قصد سرکوب آن را دارد، از دیدگاه عملگرایانه هیچگونه تفاوتی وجود ندارد؛ گرچه در ظاهر ممکن است نسبت به موضوع مورد بحث دیدگاهی کاملاً متضاد داشته باشند. سخن نهایی در این مورد این که از هیچ انتقادی به بهانهی بیاهمیت بودن نباید جلوگیری کرد و آن را بیپاسخ گذاشت.