هم‌جنس‌گرایی دینی
ابراهیم اسکافی در روز سه شنبه 18 تیر 87 ساعت 12:02
http://eskafi.com/

اکبر گنجی بحث درباره‌ی هم‌جنس‌گرایی را آغاز کرده است. دیگر روشنفکران دینی نیز در این باره تاکنون کم و بیش اظهار نظرهایی داشته‌اند که عموماً طرد مسأله بوده است. در این میان گویا آرش نراقی و اکبر گنجی دیدگاهی متفاوت دارند و به نقد دیدگاه کسانی می‌پردازند که هم‌جنس‌گرایی را رد می‌کنند. طرح این بحث در میان روشن‌فکران دینی تا حد زیادی عجیب به نظر می‌رسد، زیرا تا کنون باور رایج این بود که میان هم‌جنس‌گرایی و دین‌داری تعارض ذاتی وجود دارد و عموماً برای طرد فرهنگ غربی مثالی که از طرف مذهبیون زده می‌شد، وجود هم‌جنس‌گرایان به عنوان یک پدیده‌ی منفور و منحط بود. روشن‌فکری دینی در ایران اگرچه در چارچوب خاصی حرکت می‌کند، اما حرکتی پویا دارد. پیش از این بحث‌های خطرناکی درباره‌ی قصاص و ارتداد نیز در میان روشن‌فکران مطرح شده بود، و برخی از آنان گرفتار شدند. البته میان آنان یک‌دستی کامل وجود ندارد، گاهی در میانه‌ی این بحث‌ها حتا ممکن است کسی دیگری را مرتد اعلام کند. مانند مورد بهاءالدین خرمشاهی که یک بار در قضیه‌ی پلورالیسم دینی و بار دیگر در قضیه‌ی وحی عبدالکریم سروش را از حوره‌ی دین‌داری خارج کرد. خوش بختانه در این مورد کسانی که به این موضوع می‌پردازند خارج از کشور هستند.
شیوه‌ی بحث روشن‌فکران دینی که نمونه‌ی آشفته‌ی آن را در مقاله‌ی بلند گنجی می‌توان دید، ویژگی‌های خاصی دارد. برخلاف آن‌ که معمولاً انتظار داریم یک مقاله وحدت موضوعی داشته باشد، چنین چیزی در مقالات ایشان کم‌تر دیده می‌شود، یا این که مقدمه در واقع مدخلی باشد برای شروع بحث، این‌گونه نیست و در خود مقدمه گاهی مطالبی طرح می‌شود که از اصل موضوع مهم‌تر است. شعرهای خوبی هم معمولاً در مقالات‌شان دیده می‌شود. در دهه‌ی 70 که دانشجویان علاقه‌‌مند به مباحث روشنفکری دینی بودند و مقالات عبدالکریم سروش را مطالعه می‌کردند، عموماً مثنوی معنوی را هم در کنارش می‌خواندند. بنابراین گرچه از نظر آکادمیک این گونه نگارش‌ها چندان پذیرفته نیست، اما جذابیت خاص و غافل‌گیرکننده‌ای دارد. شما در مواجهه با آن‌ها دقیقاً نمی‌دانید با چه موضوعاتی برخورد خواهید کرد. در همین مقاله‌ی گنجی شما بیش از آن که دیدگاه نویسنده را درباره‌ی هم‌جنس‌گرایی بفهمید با فتوایی تکان‌دهنده از آیت‌الله خمینی روبرو می‌شوید یا این که حمایت نویسنده را از شخصیت آیت‌الله منتظری می‌بینید.
گنجی در این مقاله با صراحت دیدگاه خودش را در مورد هم‌جنس‌گرایی مطرح نمی‌کند، از آن‌جا که بحث در این مورد کاملاً تازگی دارد، نباید انتظار زیادی داشت، شاید در ادامه‌ی این گونه بحث‌ها موضوع جدی‌تر مطرح شود. او البته به نقد دیدگاه محسن کدیور می‌پردازد. (دیدگاه کدیور کمی عجیب است، او مدعی است که هنوز کشورها هم‌جنس‌گرایی را در زمره‌ی حقوق بشر به حساب نیاورده‌اند. برای متقاعد شدن ایشان کسی کاری نمی‌تواند بکند، جز این که صبر کند که این موضوع هم به بیانیه حقوق بشر اضافه شود. جالب این است که یک اتفاق خارجی می‌تواند درک درونی ایشان را از یک موضوع تغییر دهد.) با نقد دیدگاه کدیور، خواننده تا حدودی متوجه می‌شود که گنجی دیدگاه مثبتی نسبت به حقوق هم‌جنس‌گرایان دارد. در جای دیگری او داستان قوم لوط در قرآن را تجاوز جنسی تعبیر می‌کند و نه صرفاً هم‌جنس‌گرایی و در بخش سوم مقاله نیز «شاهدبازی» حافظ را به هم‌جنس‌گرایی تعبیر می‌کند و نمونه‌هایی از شعر حافظ در تأیید این رفتارش می‌آورد.
آن‌چه که معمولاً در مواجهه نویسندگان با هم‌جنس‌گرایی مشاهده می‌شود و گنجی در ابتدای آن مقاله هم اشاره می‌کند، عدم شناخت کافی از این موضوع است. برای بحث در مورد هم‌جنس‌گرایی، پرداختن به چند جنبه به نظر می‌رسد که به بحث کمک می‌کند: آیا هم‌جنس‌گرایی نقض حقوق دیگران محسوب می‌شود؟ آیا اخلاقی است؟ چگونه مسائلی غیراخلاقی هستند؟ آیا هر موضوعی که غیراخلاقی است باید غیرمجاز شناخته شود؟ آیا چیزی به نام فطرت یا ذات انسانی وجود دارد و همه‌ی انسان‌ها به طور یکسان از آن برخوردارند؟ در صورت وجود چنین چیزی آیا کسی حق دارد که بر خلاف فطرت انسانی عمل کند یا نه؟

دیدگاه‌ پیتر سینگر، فیلسوف فایده‌گرا تا حدودی می‌تواند به روشن شدن این موضوع کمک کند:
آیا باید به شهودهای اخلاقی‌مان اعتماد کنیم؟
هم‌جنس‌گرایی غیراخلاقی نیست
شرارت‌های مجازی


استفاده از نوشته‌های این وبلاگ در اینترنت با ذکر نشانی و نام نویسنده آزاد است.
برای استفاده از این نوشته در رسانه‌های چاپی(روزنامه، مجله و کتاب) از نویسنده اجازه بگیرید.
eskafi@gmail.com