زنان و توسعه
ابراهیم اسکافی در روز پنجشنبه 3 مرداد 87 ساعت 20:42
http://eskafi.com/

الیزابت کینگ بیورن لومبورگ
الیزابت کینگ و بیورن لومبورگ

کپنهاک- دختری که در جنوب آسیا یا منطقه‌ی صاحاری آفریقا به دنیا می‌آید، با مصیبت ویران‌گر دوگانه‌ای روبروست. او در جایی رشد می‌کند که یا دچار فقر و بیماری است یا درگیر جنگ و قحطی. او علاوه بر این باید با مشکلی دیگر نیز دست و پنجه نرم کند، او یک زن است.
گرچه امروزه به مشکلات جنسیتی توجه بیشتری می‌شود، اما نابرابری هم‌چنان در تمام فرهنگ‌ها، کشورها و قاره‌ها وجود دارد. تحقیقی که برای پروژه‌ی «اجماع کپنهاگ» انجام شده، نشان می‌دهد که زدودن این نابرابری نیاز به نوعی سرمایه‌گذاری با سوددهی درازمدت دارد.
با وجود تمایل جهانی به آموزش همگانی، بسیاری از دختران در کشورهای فقیر از آموزش‌ ابتدایی محرومند، مشکل آنان از همان ابتدا آغاز می‌شود. سه نفر از هر پنج کودک بی‌سواد، دخترند. هنجارهای فرهنگی و مشکلات اقتصادی، به ویژه در جنوب آسیا و منطقه‌ی صاحاری آفریقا، مانع از این می‌شود که والدین دختران‌شان را به مدرسه بفرستند یا دست کم به اندازه‌ی پسران‌شان به آنان اجازه‌ی تحصیل بدهند. این سرمایه‌گذاری نابرابر نه منصفانه است و نه مفید.
یک راه حل سرراست برای این موضوع این است که در مناطقی که دختران و پسران جداگانه آموزش می‌بینند، مدارس بیشتری ساخته شود. در کشورهای مسلمان و فقیری مثل پاکستان، یمن و مراکش مدارس تک‌جنسیتی معمول است، اما بسیاری از نواحی روستایی تنها از یک مدرسه‌ی دولتی برخوردارند که آن‌ هم معمولاً به پسران اختصاص داده می‌شود. به لحاظ نظری با ساختن ساختمان‌هایی برای مدارس دخترانه حدود نیمی از خلاً آموزشی در این نواحی از بین می‌رود.
در جاهای دیگر، محدودیت دسترسی به مراکز آموزشی وجود ندارد. در عوض، سیاست‌مداران باید راهی پیدا کنند تا انگیز‌ه‌ی پدرومادرها را برای فرستادن دختران‌شان به مدرسه قوی‌تر کنند. در جاهایی که هزینه‌ی آموزش دختران از طریق آموزش رایگان یا با پرداخت کمک‌هزینه‌ی تحصیل دختران از دوش خانواده‌ها برداشته می‌شود، میزان ثبت‌نام دختران افزایش می‌یابد.
تجربیات حاصل از این چند کشور نشان می‌دهد که باید سیستمی آموزشی را طراحی کنیم که از طریق آن به مادرانی که دختران مدرسه‌ای دارند از مقطع سوم تا هشتم مرتباً کمک‌هزینه پرداخت شود. این کار باعث افزایش ثبت‌نام دختران شده و در ضمن پولی را در اختیار زنان قرار می‌دهد، این کار از این جهت اهمیت دارد که مطالعات نشان می‌دهد پولی که در اختیار زنان قرار بگیرد بیشتر در تأمین نیازهای غذایی و بهداشتی بچه‌ها صرف می‌شود تا این که به پدران داده شود. در ضمن به زنان قدرت بیشتری در مسائل خانه می دهد.
هزینه‌ی سالیانه هر دانش‌آموز 32 دلار امریکاست. هزینه‌ای تحت پوشش قرار دادن تمام دختران بی‌سواد واجد شرایط در منطقه‌ی صاحاری افریقا و جنوب آسیا در هر سال 6 میلیارد دلار است. منافع حاصل از افزایش حقوق در آینده و کاسته شدن از هزینه‌های خدمات درمانی بین سه تا 26 برابر است.
زایمان یکی از آسیب‌پذیرترین زمان برای زنان فقیر است؛ 99٪ از 529.000 زنی که سالیانه بر اثر عوارض ناشی از زایمان می‌میرند، ساکن کشورهای در حال توسعه‌اند. سوءتغذیه‌ی حاد و نداشتن مراقبت درمانی پیش از زایمان در دوران بارداری هم برای مادران و هم برای نوزادان خطری جدی است. صرف 9/3 میلیارد دلار در برنامه‌های تنظیم خانواده و مراقبت‌های بهداشتی پیش از زایمان نظیر فراهم کردن لوزام پیش‌گیری از آبستنی در منطقه‌ی صاحاری افریقا و جنوب آسیا جان 4/1 میلیون نوزاد را نجات می‌دهد و مانع از مرگِ بر اثر زایمانِ 142.000 زن می‌شود.
فراهم کردن خدمات مربوط به مسائل آمیزش جنسی و زادوولد برای زنانی که توانایی مالی کافی ندارند، جان تعداد زیادی از افراد را نجات می‌دهد. البته در ارائه‌ی چنین خدماتی نباید از آموزش و تأمین راه‌های مدرن پیش‌گیری برای پرهیز از بارداری‌های ناخواسته شانه خالی کرد. حدود 20٪ از زنانِ کشورهای در حال توسعه می‌گویند می‌خواهند از آوردن بچه‌ی بیشتر جلوگیری کنند، اما از هیچ‌گونه روش پیش‌گیری یا برنامه‌ی تنظیم خانواده استفاده نمی‌کنند، احتمالاً بدین خاطر که این گونه امکانات در دسترس‌شان نیست.
عموماً دختران جوانی که زود ازدواج می‌کنند یا بارداری ناخواسته دارند، دوران تحصیل‌شان کوتاه می‌شود. تأخیر در ازدواج و بچه‌دار شدنِ به موقع این امکان را ایجاد می‌کند که آنان از آموزش بیشتر و فرصت‌های احتمالی بیشتری برای کسب درآمد برخوردار شوند و علاوه بر آن، بهداشت و آموزش بهتر و امکان دستیابی بهتر به بازار کار را برای آینده‌ی فرزندان‌شان فراهم کنند - منافعی که از این طریق نصیب آنان می‌شود ده‌ها برابر بیش از هزینه‌ای است که برای استفاده از خدمات مربوط به مسائل خدمات مربوط آمیزش جنسی و بارداری می‌پردازند.
صرف نظر از مدرسه رفتن، ابزارهای دیگری نیز می‌تواند به توانایی کسب درآمد آنان کمک کند. مؤسسات مالی کوچک نظیر بانک گرامین بنگلادش نقشی حیاتی در خوداشتغالی زنان و ایجاد مشاغل سودده بازی کرد. وام‌های کوچک این بانک با دادن امکان کنترل بیشتر بر دارایی‌ها و منابع خانواده، استقلال و قدرت تصمیم‌گیری بیشتر و امکان دستیابی بیشتر به حیات اجتماعی به زنان قدرت تازه‌ای بخشید. زنان بیش از مردان بدهی‌های خود را پرداخت می‌کنند و درآمد خودشان را بیشتر صرف بهداشت و آموزش بچه‌های‌شان می‌کنند.
سیاست‌مداران باید هم‌چنان به حمایت خودشان از ایجاد تسهیلات برای ابتکارات برنامه‌های خرد مالی ادامه بدهند. تحقیقات نشان می‌دهد که هر یک دلاری که از یک مؤسسه‌ی خرد مالی وام گرفته می‌شود در سال نخست10٪ مخارج خانوار را افزایش می‌دهد و منافع حاصل از آن تا 30 سال بعد باقی می‌ماند. تخمین زده می‌شود که ارزش منافع آن شش برابر بیش از هزینه‌ها است.
گرچه زنان تقریباً در همه‌ی کشورها حق رأی دارند، نابرابری جنسیتی هم‌چنان در اکثر پست‌های منتخب سیاسی وجود دارد. دولت‌ها باید سهمیه‌های جنسیتی را در سطح مقامات سیاسی محلی لحاظ کنند. بیشتر شدن منتخبان زن لزوماً‌ ممکن است به تأکید بیشتر بر اولویت‌های سیاسی زنان منجر نخواهد شد، اما در هند که در شوراهای روستایی سهمیه‌ی جنسیتی برای مسؤولان وجود دارد، باعث بهبود شرایط در میزان آب آشامیدنی بهداشتی، پوشش ایمنی و راه‌ها و نیز کاهش رشوه‌ شده است. شاید کاستی‌هایی برای انتخاب زنان داشته باشد، زیرا آنان چندان تمایلی ندارند که به فعالیت سیاسی بپردازند، اما بر مبنای تجربه‌ی موجود در هند می‌توان چنین گفت که اگر 20 سال برای کسب سهمیه‌ی 30 درصدی زنان در موقعیت‌های محلی در کشورهای دیگر زمان صرف شود، منافعش دست کم دو برابر هزینه‌های صرف شده خواهد بود.
زن بودن لازم نیست و نباید در ردیف بزرگ‌ترین چالش‌های زندگی به حساب بیاید.


استفاده از نوشته‌های این وبلاگ در اینترنت با ذکر نشانی و نام نویسنده آزاد است.
برای استفاده از این نوشته در رسانه‌های چاپی(روزنامه، مجله و کتاب) از نویسنده اجازه بگیرید.
eskafi@gmail.com