فرافکنی آقای مشاور
ابراهیم اسکافی در روز دوشنبه 28 مرداد 87 ساعت 14:23
http://eskafi.com/

مسأله‌ی مدرک جعلی وزیر کشور به یکی از موضوعات جالب رسانه‌ها تبدیل شده است. طولانی شدن این بحث در رسانه‌ها به خاطر موضوع داغ آن نیست، مقاومت و فرافکنی مسؤولان دولتی مسأله را دامنه‌دارتر کرده است. یک نمونه از واکنش‌ها نوشته‌ای است از مشاور رییس‌جمهور در وبلاگ خود در این باره. او خود را به در و دیوار زده است تا از اصل موضوع یعنی ارائه‌ی مدرک جعلی جناب تازه‌وزیر شانه خالی کند. موتور خودبرحق‌نمای وی حقیقتاً خیلی فعال است (نوشته‌ی «چرا پذیرش خطا سخت است؟» را ببینید.)
بررسی اظهارات بامزه‌ی ایشان هم خالی از لطف نیست. با کنایه صحبت کردن ایشان جالب است: «بعضی از آقایان که دکترای‌شان را به برکت بورس دولتی از فرنگ دریافت کرده‌اند» به جای این توضیح طولانی می‌شد نوشت: «احمد توکلی». از این نوشته چنین برمی‌آید که گرفتن «بورس دولتی از فرنگ» چیز بدی است. البته در شرایطی که معلوم نیست بنا بر چه معیارهایی این بورس داده شده است، می‌توان در این مورد بحث کرد، اما موضوع چیز دیگر و مهم‌تری است. یکی از کسانی که می‌خواهد جامه‌ی خدمت‌گزاری در دولت مهرورزی بر تن کند مدرک دکترای یک دانشگاه معتبر خارجی را جعل کرده و به مجلس ارائه داده است تا ثابت کند «ما می‌توانیم» جالب‌تر این است که ایشان سال دیگر باید نتیجه‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری را اعلام کند، با این وضع چند نفر آن را باور خواهند کرد؟ جوانکفر به «بعضی از آقایان ...» ایراد گرفته است که «به مثابه‌ی یک متخصص کارشناس آکسفورد با تکیه بر یک ویرگول کم یا اضافه در این مدرک آن را ساختگی و جعلی می‌دانند.» برای تشخیص جعلی بودن آن مدرک اصلاً لازم نیست کسی متخصص یا کارشناس باشد، اشتباهات آن بیش از یک ویرگول است (البته اشتباه حتا در حد یک ویرگول هم از دانشگاهی که شهرتش به انتشار فرهنگ لغت‌های گوناگون است، بخشودنی نیست.) اشتباهات نگارشی و ویرایشی زیاد است، زبان‌آموز انگلیسی در حد متوسط هم می‌تواند این اشتباهات را تشخیص دهد.
سخن دیگر ایشان هم جالب است که «مرجع رسمی برای اعلام نظر صحیح درباره‌ی این مدرک تحصیلی، وزارت علوم است» این سخن از جهاتی درست است و از جهاتی دیگر چرند است! بله، برای استفاده از این مدرک در دانشگاه‌ها و مؤسسات ایران وزارت علوم می‌تواند اظهار نظر کند که آیا مدرک این دانشگاه معتبر است یا نه. اما این که این مدرک اساساً مدرک است یا نه، جعلی است یا واقعی بحث دیگری است. وقتی دانشگاه آکسفورد رسماً اعلام کرده است که مدرکی به آقای کردان نداده است، اظهار نظر وزیر علوم محلی از اعراب ندارد.
در آن نوشته آقای جوانفکر به خاطرات خود پرداخته و نوشته است که در تلویزیون ایشان را به اشتباه «دکتر» و «استاد» خطاب کرده‌اند، و ایشان به نوعی «اپیدمی» پی برده‌اند. ذکاوت ایشان ستودنی است، اما تکلیف ما روشن نشد که بالاخره در آن برنامه‌ی تلویزیونی ایشان واقعیت امر را برای بینندگان اعلام کردند که دکتر نیستند یا نه؟
بحثی که ایشان به عنوان «مدرک‌گرایی» مطرح و نکوهش کرده جای تأمل دارد. پرسش این است که وقتی که مدرک دانشگاهی ملاک نباشد چه چیزی باید جای آن را بگیرد؟ وانگهی اگر واقعاً به این موضوع پی برده‌اند، بهتر است هر چه زودتر عنوان «دکتر احمدی‌نژاد» را در فهرست پیوندهای وبلاگ‌شان اصلاح کنند. آقای رییس‌جمهور با این همه هنری که خودشان، کابینه‌شان و مشاوران‌شان دارند، چه نیازی به این القاب و عناوین دارند؟
در جای دیگری مشاور به تأیید صحبت‌های رییس‌جمهور می‌پردازد، صحبتی که به هیچ وجه جای دفاع ندارد. به کار بردن عبارت «کاغذپاره» به جای مدرک یک دانشگاه معتبر هیچ توجیهی جز عصبانیت ندارد. «انسان‌های برجسته و والا» شاید «نزد خدای متعال بالاترین مراتب را داشته باشند»، اما در دنیای امروز تا دانشی نداشته باشند، خدمتی به خلق نمی‌توانند بکنند.
در حالی که در و دیوار گواهی می‌دهند که آقای کردان مرتکب جعل آن هم از نو فوتوشاپی شده‌اند، جوانفکر در پاسخ به یکی از پیام‌ها با اما و اگر می‌نویسد: «اگر مدرک ایشان واقعاّ جعلی باشد، هرگونه سوء استفاده از آن جرم است و باید در دادگاه صالحه مورد رسیدگی قرار گیرد. آقای کردان هنوز فرصت دفاع از خود را دارند.» جای امیدواری است و ای کاش این فرصت دفاع را همه داشته باشند.


استفاده از نوشته‌های این وبلاگ در اینترنت با ذکر نشانی و نام نویسنده آزاد است.
برای استفاده از این نوشته در رسانه‌های چاپی(روزنامه، مجله و کتاب) از نویسنده اجازه بگیرید.
eskafi@gmail.com