در بررسی لایحهی حمایت از خانواده یا همان جواز چندزنی مردان، نکتهای که شاید خیلی به آن پرداخته نمیشود، مسألهی «استقلال زنان» است. البته منظورم این نیست که این لایحه ایرادی ندارد، قویاً معتقدم این لایحه ضدانسانی و احمقانه است و هر انسان آزادیخواه و شرافتمندی که کاری از دستش برمیآید، خوب است که برای جلوگیری از این فاجعه کاری انجام دهد.
اما حرف من این است که اگر زنان استقلال داشته باشند، این لایحه چندان صدمهای به آنها نمیزند. چون هر زمان که بخواهند میتوانند از شوهر جدا بشوند و از خیر شوهری که دلش پیش زن دیگری گیر کرده است، بگذرند و طبیعی است که باید هم بگذرند. اما مسأله این است که نقطهی ضعف بیشتر زنان ایرانی استقلال مادی است، یعنی بدبختانه آنها عموماً برخلاف مردان نمیتوانند روی پای خودشان بایستند. در مواردی هم که زنی میتواند درآمد کافی کسب کند و حتا گاهی بیش از شوهرش، حقوقش را باید در اختیار شوهر بگذارد. معمولاً اگر زن کارمندی زندگی آرامی دارد به احتمال زیاد شوهر حقوق او را میگیرد و اگر دعوایی در میان است، نشان میدهد که زن هنوز حاضر نشده است که این کار را بکند! مشکل از اینجا است که قانون این حق را به شوهر داده است که برای کار کردن زن تصمیم بگیرد. یا کار نکن یا پولش را بده به من. برای حل این مشکل در ابتدای زندگی پیش از ازدواج میتوانند این شرط را بگذارند که از مرد این حق سلب شود و به زن کاملاً این حق را بدهد که برای کار کردنش تصمیم بگیرد، نمیدانم از نظر حقوقی این کار شدنی است یا نه. در ضمن وقتی که زن از مرد جدا شود که دیگر نمیتواند حقوق او را بگیرد.
مسألهی دیگر وابستگی عاطفی زنان است که به راحتی نمیتوانند از خانواده حتا اگر با فاجعهای به نام چندزنی روبرو شده باشد دل بکنند. از همه مهمتر این که زنان بر مبنای باورهای سنتی از طلاق در هر حالتی به شدت میترسند، گویی پس از طلاق دنیا به آخر میرسد. این ترس در مردان هم هست، اما خیلی خیلی کمتر. چون مرد طلاقگرفته میتواند راحت دوباره ازدواج کند اما زن طلاقگرفته وضعیت دشوارتری دارد. در فرهنگ سنتی که زن کالایی بیش نیست، مرد طلاقگرفته خریداری است که جنسش را یک بار پس داده است، اما زن طلاقگرفته جنس دست دوم است. این وضع به راحتی قابل تغییر نیست و همین است که زنان حتا با شوهران چندزنه حاضر میشوند زندگی کنند و گاهی از طرف نزدیکان به آنان توصیه میشود که اگر هم فهمیدی شوهرت زن دیگری دارد به روی خودت نیاور! (چون در آن صورت برای رعایت «عدالت ملوکانه» همهی حق و حقوقش نصف میشود. ولی اگر چندزنی رسمیت پیدا نکند، زن دوم زن مخفی است و زن اول زن آشکار که طبیعی است حق بیشتری دارد.)
فارغ از این لایحهی ابلهانه، زنان برای کسب حقوق برابر باید به کسب استقلال مالی فکر کنند. زنی که تمام تکیهی زندگیاش به شوهر است، وضعیت شکنندهای دارد. چه این لایحه به تصویب برسد، چه نرسد، شوهر حاکم بلامنازع خانواده است. بسیاری از زنان به ازدواج بیش از کار کردن اهمیت میدهند. حتا اگر دنبال تحصیلات عالی هستند، بیشتر برای این است که فقط شوهر بهتری از نظر اجتماعی پیدا کنند و نه این که درآمد و کار خوبی داشته باشند. برای کسب حقوق برابر زنان، این وضعیت باید تغییر کند.