با وجود آن که معتقدم حقوق زنان در همه جای دنیا و به ویژه در کشورهای سنتی مثل ایران به شدت پایمال میشود، نسبت به به کار بردن واژهی «مردسالاری» که فمینیستها زیاد به کار میبرند، کمی حساسیت دارم. جدا از این که این اصطلاح به طور کلی «مرد»ها را متهم میکند، احساس میکنم کاربرد آن در شرایط ایران چندان درست نیست. البته شرایط حقوقی خانواده و اجتماع تا حدود زیادی به سود مردان هست، اما در جاهایی هم به شدت به ضررشان است. سیستم نه مردسالار است و نه زنسالار، بلکه نامتوازن و نامعقول است. گاهی و شاید اغلب متمایل به یک سوست و گاهی هم برعکس. زنان در خانواده از حق چندانی برخوردار نیستند، قانون رسماً مرد را در جایگاه «رییس خانواده» به رسمیت میشناسد. به طور کلی زن شیئی است تزئینی که باید در خدمت مرد و فقط مرد خانواده باشد. از سوی دیگر، مرد به محض آن که ازدواج کند بدهکار میشود. هر زمان که زن اراده کند مرد باید مهریه را بپردازد، مهریهای که این روزها مبلغ آن سر به فلک کشیده است. (اگر ثابت کند پس از خرید، استفادهای از آن نکرده است، این بدهکاری نصف میشود!) وارد شدن به چنین نهادی در چنین شرایطی، هم برای زنها غیرمعقول است و هم برای مردان. حقیقتاً چرا باید دختر وارد نهادی شود که در آن قدرت انتخاب ندارد، حتا برای آمیزش جنسی؛ و باید کاملاً فرمانبردار باشد؟ پسر چرا باید وارد نهادی شود که از ابتدا به او بدهکاری هنگفتی را تحمیل میکند؟
به نظر میرسد نظام حقوقی خانواده نیاز به دگرگونی کاملی دارد، اما نه از نوع لایحهی حمایت از خانواده!