سولژنیتسین
ابراهیم اسکافی در روز سه شنبه 12 شهریور 87 ساعت 23:31
http://eskafi.com/

پس از مرگ سولژنیستسین ناراضی روسی اغلب رسانه‌های گزارش‌هایی درباره ی زندگی و آرای وی نوشتند.من فرست مطالعه‌ی آن‌ها را نداشتم اما نوشته‌ای از آقای محمد قائد دیدم با عنوان «ملال به عنوان نوعی جهان‌بینی» که مثل همیشه از زاویه‌ی خاصی به این موضوع نگاه می‌کرد و با دیدگاه‌های رایج تفاوت داشت.
او «ملال» را به عنوان نوعی ایدئولوژی برای برخی از رشون فکران برمی شمارد که بدون داشتن هیچ‌گونه ایسمی به مخالفت با حکومت می پردازند و سولژنیتسین را هم در شمار آنان به حساب می‌آورد. با طرح کلی این قضیه موافقم اما با مصداق خاص آن نمی‌توانم چندان همراهی کنم. درست است که سولژنیتسین از دیدگاهی کاملاً مخالف ایدئولوژی حاکم به مبارزه برنخاست و عملاً وفادار و نگران آن بود، اما او دست کم از آزادی بیان دفاع می‌کرد و مخالف سرکوب وحشیانه‌ی منتقدان و مخالفان بود.
در زمینه‌ی ارزش ادبی آثار او هم نمی‌توانم با آقای قائد موافق باشم. البته او را نمی‌توان هم‌تراز با غول‌های ادبیات روسی دانست اما او هم آثار‌ بسیاری دارد که با گذشت زمان از یاد نخواهند رفت. آثار او صرفاً نوشته‌هایی زیرزمینی نبودند که در دوران آزادی‌ها از یادها بروند.


استفاده از نوشته‌های این وبلاگ در اینترنت با ذکر نشانی و نام نویسنده آزاد است.
برای استفاده از این نوشته در رسانه‌های چاپی(روزنامه، مجله و کتاب) از نویسنده اجازه بگیرید.
eskafi@gmail.com