دنیاهای متفاوت مک‌کین و اوباما
ابراهیم اسکافی در روز چهارشنبه 1 آبان 87 ساعت 22:35
http://eskafi.com/

مایکل تی. کِلِر
(این ترجمه در پنجره شماره 24 منتشر شده است.)

هرچه‌ به پایان مبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری در امریکا نزدیک می‌شویم، دیدگاه‌های سناتور مک‌کین و سناتور اوباما هم در مورد معضلات جهانی به هم نزدیک‌تر می‌شود: هر دو بر این موضوع تأکید دارند که امریکا با خطرات زیادی در خارج روبروست و دولت بوش اقدام کافی برای مبارزه با این خطرات انجام نداده است و هر دو به دنبال راهبردهای بنیادی جدید هستند. اگر به نطق‌های آنان گوش کنید به نظر می‌رسد که «هر دو» آن‌ها با جورج دبلیو بوش مخالفند.
اما اگر دقیق‌تر گوش کنید، کم‌کم تفاوت‌های عمیقی را احساس می‌کنید. مک‌کین تأکید ویژه‌ای بر خطر روسیه دارد و اصطلاحاتی را در مورد روسیه به کار می‌برد که پیش‌تر در مورد اتحاد شوری سابق به کار می‌رفت؛ اوباما بیشتر تمایل دارد که به خطرهای جاری مثل تروریسم هسته‌ای، جنگ بیولوژیکی و تغییرات آب و هوا تأکید کند. گرچه هر دوی آن‌ها از احیای دوباره‌ی پیمان آتلانتیک شمالی سخن می‌گویند، اما مک‌کین از مأموریت ایالات متحد برای رهبری جهان صحبت می‌کند و اوباما از لزوم دادن سهمی متوازن به اروپا. این تفاوت‌ها نه چندان جزئی هستند و نه صرفاً لفظی. آن‌ها درک متفاوت‌شان را از برجسته‌ترین تهدیدها و بهترین راه‌های برخورد با آن‌ها نشان داده‌اند.
این‌ها بازتاب پیش‌زمینه‌ها و شخصیت‌های متفاوت آن‌هاست. مک‌کین 72 ساله در دوران اوج جنگ سرد در خانواده‌ای نظامی بزرگ شد. او از سال 1958 تا 1981 در نیروی دریایی امریکا در سمت خلبان خدمت کرد و شش سال اسیر جنگی در ویتنام شمالی بود. اوبامای 47 ساله تنها یک مادر داشته و در وضعیت دشواری بزرگ شده است و پیش از آن که در شیکاگو اقامت کند در جاهای مختلفی (از جمله اندونزی) زندگی کرده است.

تفاوت‌های زیربنایی
با در نظر گرفتن ارتباط نزدیک مک‌کین با ارتش امریکا در اوج قدرتش در اوایل دوران جنگ سرد، چندان شگفت‌آور نیست که او روسیه‌ی شورشی را برجسته‌ترین تهدید برای امریکا می‌بیند و احیای دوباره‌ی ناتو را (در شکل اصلی آن که تحت سیطره‌ی امریکا بود) واکنش مناسبی برای آن می‌داند. مشی او نسبت به جهان و تصورات او برگرفته از مشی رییس‌جمهورهای امریکا ترومن، آیزنهاور و کندی نسبت به اتحاد شوروی است.
این دیدگاه با دیدگاه اوباما تفاوت زیادی دارد. گرچه او وفاداری عمیقی به آزادی و دموکراسی دارد، ترجیح می‌دهد که از رویارویی پرهیز کند و بر سر اهداف مشترک به توافق برسد. از‌آن‌جا که او در دوران پس از جنگ سرد بزرگ شده است، شگفت‌آور نیست که او بر خطرات پس از دوران فروپاشی اتحاد شوروی تأکید می‌کند: تروریسم، جنگ بیولوژیکی، شیوع ایدز، گرم شدن زمین.
دورنمای این تفاوت‌ها بر تمام مسائل سیاست خارجی اثر می‌گذارد. تا پیش از وقوع جنگ میان گرجستان و روسیه، دوگانگی عمیق فلسفی میان این دو نامزد را ناسازگاری‌شان بر سر عراق و ایران محو کرده بود.
از آن‌جا که موضوع جنگ در عراق بر چشم‌انداز آینده‌ی سیاست در امریکا چیرگی زیادی دارد، گمان می‌شد که این موضوع است که فضای انتخابات ریاست‌جمهوری را شکل خواهد داد. مک‌کین علاقه‌مند به حضور نظامی امریکاست و اوباما خواهان عقب‌نشینی سریع امریکا. اما این ناسازگاری‌ها تنها «بخشی» از جنبه‌های تفاوت‌ عمیق فلسفی‌ آن دو را نشان می‌دهد.
از نظر مک‌کین عراق «جبهه‌ی مرکزی» جنگ با ترور است و هر گونه شکست در آن‌جا به فَوَران جهانی تروریسم بین‌المللی می‌انجامد. از نظر اوباما «جبهه‌ی مرکزی در جنگ با ترور هرگز عراق نبوده و نیست»، لازمه‌ی پیروزی در جنگ با ترور «مبارزه با القاعده در افغانستان و پاکستان است.» اگر او انتخاب شود در نظر دارد که عمده‌ی نیروهای نظامی را از عراق بیرون بکشد و نیروهای نظامی را در افغانستان افزایش دهد تا پناه‌گاه‌های القاعده و طالبان را در مرز پاکستان-افغانستان محاصره کرده و نابود کند. او هم‌چنین از حملات امریکا به القاعده در خاک پاکستان طرف‌داری می‌کند
تفاوت‌ها بر سر بهتر هدایت کردن جنگ با ترور، روش‌مندانه است و بر سر سیاست‌های اصولی نیست. روش‌های آنان در موضوع غنی‌سازی هسته‌ای ایران هم به همین صورت است. شاید بر سر این مسأله این دو کاندیدا خیلی متفاوت از هم به نظر برسند: اوباما علاقه‌مند است که مذاکرات ایران-امریکا را با هدف توقف برنامه‌ی غنی‌سازی دنبال کند، مک‌کین با آن مخالف است. اما هر دو می‌گویند که ایرانِِ مسلح به سلاحِ هسته‌ای غیرقابل قبول است.
در هر حال، جنگ در گرجستان و قفقاز تفاوت‌های عمیق‌تری را آشکار کرد. اوباما که خواستار توقف هر دو طرف درگیر بود و از نتیجه‌ی مذاکره حمایت می‌کرد در 8 اوت گفت «هر دو طرف درگیر باید برای دست‌یابی به ثبات در گرجستان وارد مذاکره‌ی مستقیم بشوند.» او بعداً با سرزنش کردن مسکو به خاطر حمله‌ی غیرقابل‌توجیه به گرجستان و درخواست عقب‌نشینی نیروهای روسی موضع سرسختانه‌تری گرفت. اما او دوباره علاقه‌مند به میانجی‌گری و مذاکره شد.
واکنش مک‌کین شدیداً تهاجمی‌تر بود: صحبتی از میانجی‌گری و مذاکرات نکرد. او اصرار داشت که روسیه باید به خاطر جنگ بی‌دلیلش با گرجستان محکوم شود و در جامعه‌ی جهانی کاملاً ‌منزوی گردد (و هیچ اسمی از حمله‌ی 7 اوت گرجستان به اوستیای جنوبی نبرد.)

انشعاب بر سر رابطه با روسیه
اما در معنای وسیع‌تر جنگ، دیدگاه‌های آنان تفاوت بارزتری پیدا می‌کند. از نظر اوباما آسیبی را که جنگ گرجستان به رابطه‌ی امریکا-روسیه وارد می‌کند، می‌تواند جبران شود، به شرط آن که روسیه از رفتار تهاجمی‌اش دست بردارد. او در 11 اوت گفت: «بگذارید واضح بگویم، ما به دنبال هم‌کاری بیشتری در آینده‌ با دولت روسیه و دوستی بیشتر با مردم روسیه هستیم .»
از نظر مک‌کین چنین آینده‌ای مقدور به نظر نمی‌رسد و وظیفه‌ی پیش رو وادار کردن روسیه به تسلیم است: اخراج روسیه از گروه هشت کشور صنعتی جهان (جی-هشت)، افزایش کمک‌های نظامی و اقتصادی به کشورهای متمایل به غرب در پیرامون روسیه و شتاب بخشیدن به تلاش‌ها برای پیوستن گرجستان و اوکراین به ناتو. آن‌ها باید در آینده از پشتیبانی نظامی امریکا و اروپا در صورت وقوع حمله‌ی روسیه به قلمروی‌شان اطمینان داشته باشند.
گرچه مک‌کین آشکارا از این موضوع صحبت نمی‌کند، هیچ تفاوتی ندارد، زیرا پیشنهادهای او شامل بخش‌های نظامی قابل توجهی است. در 11 اوت، او پیشنهاد کرد که امریکا و متحدانش «فوراً با دولت اوکراین و دیگر کشورهای علاقه‌مند درباره‌ی مراحل تضمین تداوم استقلال کشورشان وارد مذاکره شوند ... این امر به ویژه از این نظر مهم است که تعدادی از کشتی‌های ناوگان دریای سیاه روسیه در آب‌های قلمروی گرجستان در پایگاه روسیه در کریمه‌ی اوکراین توقف کرده‌اند.»
انتخاب هر یک از کاندیداها معنای مشخصی در زمینه‌ی رابطه‌ی امریکا با اروپا دارد. اوباما اغلب از آسیب‌هایی که حمله به عراق بر روابط با اروپا گذاشته است و از جدی بودن تعهدش به رابطه‌ی برابرتر صحبت می‌کند. مک‌کین از زیان‌های یک‌جانبه‌گرایی دوران بوش بی‌اطلاع نیست و مدعی است که او مواضع جمعی بیشتری را اتخاد خواهد کرد. اما اظهارات او در مورد برتری امریکا در تلاش‌های مشترک تغییر ماهیت می‌دهد. در سخنرانی‌اش در 26 اوت با انتقاد از واکنش اوباما به بحران گرجستان، اعلام کرد که غرب در جنگ سرد پیروز شد «به این دلیل که دموکراسی‌های بزرگ با رهبری پیوسته و مصمم امریکا در کنار هم و دوشادوش هم بودند.» معنای آن روشن است: دولت‌های غربی دوباره باید تحت همان رهبری برای غلبه بر روسیه کنار هم جمع شوند. جنگ در قفقاز درک بسیار روشن‌تری از تفاوت‌های سیاست‌های خارجی به ما می‌دهد. پیش از جنگ، به نظر می‌رسید که بزرگ‌ترین مایه‌ي اختلاف آن دو این است که اصلی‌ترین صحنه‌ی نبرد با ترور، عراق است یا افغانستان. اما روی‌هم‌رفته اوباما به خاطر حمایت‌کنندگانش، تلاش‌هایش معطوف به آینده است، یعنی خطراتی از جانب تغییرات ناگهانی چشم‌انداز جهانی. مک‌کین به عقب می‌نگرد، به جنگ سرد و دوران خوش رقابت امریکا با اتحاد شوروی.

*- استاد مطالعات صلح و امنیت جهانی در کالج همشیر، امرست و ماساچوست است و این مقاله را در 8 اکتبر 2008 منتشر کرده است.