آزادی، حق اعتراض و تجمع
ابراهیم اسکافی در روز سه شنبه 5 آذر 87 ساعت 17:01
http://eskafi.com/

(این یادداشت در سرمقاله پنجره شماره 25 منتشر شده است.)

اصل 27 قانون اساسی تصریح می‌کند که تجمع در صورتی که مخالف مبانی اسلام نباشد و همراه با حمل سلاح نباشد، آزاد است. این اصل برای تحقق شعار آزادی بود که یکی از مهم‌ترین شعارهای انقلاب اسلامی است. آزادی در حقیقت به معنای آزادی معترضان و مخالفان است، وگرنه در دیکتاتوری‌ترین حکومت‌های دنیا موافقان و متملقان همواره آزادی دارند و از مزایای حکومت هم برخوردارند، سنجش آزادی، سنجش آزادیِ مخالفان است. جامعه‌ای که شهروندان از بیان اعتقادات‌شان هراس دارند، جامعه‌ای که عده‌ای صرفاً برای بیان دیدگاه‌ها و اعتقادات‌شان در محرومیت و حبس به سر می‌برند، به هیچ معنا جامعه‌ی آزاد محسوب نمی‌شود. به همین خاطر جمهوری اسلامی که با سرنگونی نظامی دیکتاتور به روی کار آمد در قانون اساسی که پس از مدت کوتاهی به تصویب رسید بر آزادی بیان، آزادی احزاب و آزادی تجمعات تأکید کرده است.
البته اگر جامعه حقیقتاً آزاد باشد و مسؤولان به خواست‌های افراد جامعه توجه کنند، کم‌تر نیازی به تجمع اعتراضی پیش می‌آید. مسأله‌ای که اخیراً در دانشگاه به وجود آمد و خواست‌هایی که دانشجویان یک‌پارچه اعلام کردند موضوع تازه‌ای نبود و بارها و بارها در نشست‌های مختلف در نشریه‌های گوناگون دانشگاه به آن اشاره شده بود، اما چندان توجهی به آن نشده بود. برای نمونه پنجره در سال 84 در صفحه‌ی اول شماره 4-ام به ناامنی‌ها اشاره کرده بود و به انتقاد از وضعیت نگهبانی‌ها پرداخته بود و در سال 86 در ویژه‌نامه‌ی مفصلی به نقد عملکرد کمیته‌ی انضباطی پرداخته بود و از جمله به غیرقانونی و غیراخلاقی بودن وجود «رابط‌ها» اشاره شده بود. البته در شماره‌های دیگر پنجره و نشریات دیگر هم بارها به این معضلات اشاره شده بود. ائتلاف هم‌پیمانان نیز سال گذشته شعار اصلی خود را تلاش برای تغییر روند کمیته‌ی انضباطی و نگهبانی اعلام کرده بود که مورد پذیرش گسترده‌ی دانشجویان قرار گرفت و متأسفانه مسؤولان دانشگاه در عوض هم‌کاری، با بی‌اعتنایی به خواست آنان، باعث استعفای شورای صنفی مهندسی و تشریفاتی شدن این نهاد به طور کلی شدند.
تجمع صورت گرفته اگرچه ممکن است خاطر برخی از مسوولان را آزرده باشد که چرا در عوض قدردانی و تشکر و احترام به بزرگ‌تر بودن مسؤولان و استادان دانشگاه، لب به انتقاد گشوده‌اند؛ حقیقت این است که فرصتی است بسیار مغتنم برای آنان تا با خواست‌های دانشجویان آشنا شده و اگر خواست آنان در شیوه‌ی مدیریتی‌شان جایگاهی دارد، به اصلاح کاستی‌ها بپردازند. جالب این بود که با وجود آن که چنین تجمعاتی سابقه‌ای در این دانشگاه ندارد اما این تجمع به نحوی کاملاً قانونی و مدنی اداره شد و از حوزه‌ی خواست‌های برحق صنفی فراتر نرفت و عجیب این است که برخی مسؤولان با اظهارات عجیب خود سعی در سیاسی جلوه دادن موضوع دارند. در حالی که دانشجویان حتا دامنه‌ی اعتراض خود را به ریاست دانشگاه هم نکشاندند و تنها به نقد چند مسؤول رده پایین پرداخته‌اند، چه نفع سیاسی می‌توان از این تجمع برد و چگونه می‌توان آن را به بیرون دانشگاه ارتباط داد؟