توجیه کردن یا روانیدن
ابراهیم اسکافی در روز شنبه 15 اسفند 88 ساعت 23:45
http://eskafi.com/

خشایار دیهیمی از مترجمان پرکار حوزه‌ی فلسفه سیاسی است. البته کتاب‌های رمان هم ترجمه کرده است. مجموعه‌ای از سوی طرح نو درباره فیلسوفان منتشر شده است که اکثر کتاب‌های آن را ایشان ترجمه کرده است. نام این مجموعه جیبی «نام‌آوران فرهنگ» است. کتاب فلسفه‌ی راولز از این مجموعه به ترجمه خشایار دیهیمی منتشر شده است. در این کتاب مترجم تلاش کرده است که با وسواس معادل‌های مناسبی برای اصطلاحات فنی کتاب پیدا کند. حتا در مواردی اصطلاحاتی را که قبلاً در دیگر کتاب‌ها به کار برده است، در این کتاب بازنگری کرده است.
یکی از اصطلاحاتی که دیهیمی در این کتاب معادل جدیدی برایش گذاشته است، کلمه‌ی "justification" و مشتقّات آن است. پیش از این معادل «توجیه کردن» برای این فعل به کار می‌رفت. مترجم در توضیح معادل جدید خود نوشته است:

این اصطلاح بسیار پرکاربرد و با مشتقات و ترکیبات متعدد؛ با آن که سابقه‌ی کاربرد فلسفی زیادی هم دارد، هرگز در فارسی معادل مناسبی نیافته است. عموماً این واژه و مشتقاتش را با استفاده از کلمه‌ی «توجیه» ترجمه کرده‌اند و چون «توجیه» در زبان فارسی بار معنایی منفی هم پیدا کرده است غالباً موجب سوءتفاهم می‌شود. من برای ترجمه‌ی این واژه و مشتفاتش از مصدر «روانیدن» استفاده کرده‌ام که معنای نافذ کردن، پذیرفته گردانیدن، مطاع کردن، سزاوار گشتن، رایج کردن، سبب رایج شدن و .. می‌دهد.

این توضیحات برای آوردن معادل جدید «روانیدن» برای این کلمه چندان قانع‌کننده نیست. «توجیه کردن» معادل مناسبی است و اگر «بار معنایی منفی» هم دارد، بسته به کاربرد و بافت متن است. در جاهایی که بافت متن منطق یا فلسفه است بار معنایی منفی ندارد.
در جایی که کسی مثلاً می‌گوید: «لازم نیست کارت را توجیه کنی؟» اگر چه حوزه‌ی معنایی مشترکی با «دلیل آوردن» دارد، اما به مفهوم «بهانه آوردن» هم نزدیک می‌شود. اما در جایی مثل این جمله «آیا اصلاً این حرف قابل توجیه است؟» دیگر آن بار منفی وجود ندارد و به معنی این است که می‌توان «دلیل قانع‌کننده‌»ای برای آن پیدا کرد؟
اگر بپذیریم که مفهوم واژه‌ها در درون بافت مشخص می‌شود و کلمات ممکن است در بافت‌های مختلف معانی مختلف داشته باشند. در این صورت با وجود آن که «توجیه کردن» در جاهایی بار منفی پیدا می‌کند، اما در مباحث فلسفی مثل کتاب «فلسفه‌ی راولز» مناسب‌تر به نظر می‌رسد.
ضمن این که «روانیدن» با "justification" چندان تطابق معنایی ندارد و واژه‌ی رایجی نیست که برای خواننده آشنا باشد. فهرست معانی این فعل که در توضیح مترجم آمده است، نشان می‌دهد که اتفاقاً واژه قبلاً در حوزه‌ی معنایی دیگری به کار می‌رفته است. «روانیدن» بیش از هر چیز «روان کردن» را به ذهن متبادر می‌کند که به نظر می‌رسد مقصود مترجم نبوده است.
به جز این نقد مختصر که چیزی از ارزش کار مترجم نمی‌کاهد، این کتاب برای کسانی که در حوزه‌ی مسائل سیاسی مطالعه می‌کنند، بسیار مفید است. مشخصات کتاب:
فلسفه‌ی راولز/ رابرت.بی.تلیس/ جیبی/ ترجمه‌ی خشایار دیهیمی/ طرح نو/ 1385/ 192 ص/ 3000 تومان