نکتهی جالبی در آخرین نشست مجلس خبرگان رخ داد که کمتر مورد توجه رسانهها قرار گرفت. آیتالله یزدی به دلیل بیماری نتوانست در این نشست شرکت کند. البته شرکت نکردن ایشان چیز عجیبی نیست، عجیب این است که آقازاده در این نشست حضور پیدا کرد. هاشمی هم با کنایه به این موضوع اشارهی کوتاهی کرد. مهدی خزعلی هم در یادداشتی که به طنز میمانست اشارهای به این موضوع کرد که آیا او هم میتواند در جلسات پدرش شرکت کند یا نه؟
نام شادی صدر از سوی وزارت خارجه در میان 10 برنده شجاعت زنان اعلام شده است. ایشان تصمیم گرفتند در این مراسم حضور پیدا نکنند و پیامی ویدئویی بفرستند که در آن جایزه را به خانم شیوا نظر آهاری تقدیم کردهاند. متأسفانه وزارت خارجه با این ابتکار خانم شادی صدر موافقت نکرده است. خانم صدر از این موضوع گلایهمند است. در واقع از متن نامهای که منتشر کردهاند میتوان این نارضایتی را احساس کرد.
شادی صدر از مبارزان حقوق بشر در ایران است، فشارهای زیادی را هم در این راه تحمل کرده است. خانم نظرآهاری هم در وضعیت بسیار دشواری قرار دارد. دیدگاه من به این ماجرا با علم به این مسائل است. با تمام این ملاحظات به نظر من رفتار خانم شادی صدر خلاف قاعده بوده و واکنش وزارت خارجه آمریکا هم به نظرم طبیعی است.
همان طور که از یک منتخب مردم مثلاً در مجلس خبرگان ــ البته عجالتاً به شیوهی دمکراتیک بودن یا نبودن این انتخاب کاری ندارم ــ غیرطبیعی است که کس دیگری را در نشست بفرستد و همانطور که از پذیرفته شدهی کنکور انتظار نمیرود که کس دیگری را به جای خودش بفرستد و همانطور که برنده جایزهی اسکار نمیتواند جایزهاش را به دیگری بدهد و به همین ترتیب میتوان مثالهای زیادی زد ... و در تمام موارد مسألهی اساسی این است که برگزیدهشدهی یک هیئت انتخابکننده که اولویتها و خطمشیهای خاص خودش را دارد، نمیتواند خودش را در جایگاه آن هیئت قرار دهد و انتخاب را عوض کند. البته قاعدتاً حق دارد این انتخاب را نپذیرد (مثل ژان پل سارتر که جایزه نوبل ادبی را نپذیرفت و در این مورد استدلال هم کرد) یا بپذیرد و مثل بسیاری از برندگان بگوید من شگفتزده شدم و در چند دقیقهی فرصت صحبت در آن مراسم هم یادی از دیگران بکند. طبیعیتر این بود که شادی صدر هم از این فرصت برای حمایت از نظرآهاری استفاده میکرد.
فارغ از نوع برخورد شادی صدر با قضیه که عجیب است، برخی اظهارات هم در نامهی ایشان غیرمنطقی به نظر میرسد. این که کیهان از این جایزه سوءاستفاده کرده است ربطی به برگزارکنندگان آن مراسم ندارد و ادعای «آب به آسیاب آنها ریختن» قبل توجیه نیست. از سوی دیگر پیام فرستاده شده با بخشی از یادداشت «جای خالی شیوا» همخوان نیست. اگر خانم صدر واقعاً «بسیار مفتخر است که به عنوان یکی از ده برنده شجاعت زنان انتخاب شده است» این حرف به معنای تأیید این جایزه است و آن وقت «بوم رنگ و روغن» و این که «چگونه میتوانید انتظار داشته باشید باور کنیم که نقض حقوق بشر در ایران، مسألهای واقعاً جدی برای شماست؟» کمی عجیب است.
اگر منظور از «بوم رنگ و روغن» این است که این مراسم نمایشی است. غیرقابل انکار است که این مراسم هم به هر حال جنبهی نمایشی دارد، چه با درخواست خانم صدر موافقت کند و چه نکند. همین نامه نوشتن شادی صدر هم بالاخره جنبهی نمایشی دارد و از ابراز احساسات دوستانشان میشود فهمید که تأثیر خوبی هم داشته است. اما جنبهی نمایشی داشتن یک موضوع زمانی میتواند مورد سرزنش قرار گیرد که با هدف اصلی در تضاد باشد. اختلاف نظر کمیته برگزاری با شادی صدر گویا تنها در این است که این جایزه را باید به شادی صدر داد یا شیوا نظر آهاری؛ و در هیچ حالتی با هدف تقویت نهادهای مدنی در تضاد نیست.
شاید لازم باشد باز هم تأکید کنم که مبارزات خانم شادی صدر و شیوا نظرآهاری، هر دو از دیدگاه من قابل ستایش و تقدیر است و تصمیم خانم صدر هم برخاسته از حسن نیت بوده است. متأسفانه این خواسته به طور طبیعی با شیوهی معمول و منطقی این گونه برنامهها در تضاد قرار گرفته است. بهتر است به جای آن که تقصیرها را به گردن بیگانگان بیندازیم و آنان را متهم به بیاعتنایی به حقوق بشر بکنیم، رفتارها و انتظارات خودمان را محدود به مناسبات مرسوم و منطقی کنیم.