تعصب، عقاید سخت و تعهد اخلاقی ما
ابراهیم اسکافی در روز دوشنبه 2 فروردین 89 ساعت 18:48
http://eskafi.com/

وظیفه ی ما در مقابل باورهای محکم دیگران چیست؟ پاسخ سنتی به این پرسش این است که ما باید به عقاید همدیگر احترام بگذاریم. اصولاً «احترام گذاشتن به عقاید دیگران» شعار جذابی برای سنت‌گرایان است، حتا عده‌ای آن را نشان فرهیخته بودن می‌دانند. حقیقتاً چگونه باید با عقاید دیگران برخورد کنیم؟ وقتی می‌دانیم باور دیگران مزخرف است، هیچ پایه و اساسی هم ندارد، آیا راه درست این است که مراقب باشیم در حین صحبت کردن، به گونه‌ای صحبت کنیم که مبادا طرف مقابل بفهمد که چنین نظری درباره‌ی عقایدش داریم؟
این قضیه جنبه‌ای سیاسی هم دارد. جامعه‌ی سیاسی باید با جزمیات چگونه برخورد کند، البته با فرض این که می‌خواهیم به قواعد دموکراسی احترام بگذاریم. جفرسون در این زمینه جمله‌ی معروفی دارد و می‌گوید همسایه‌ی من چه به صد خدا اعتقاد داشته باشد و چه به هیچ خدایی اعتقاد نداشته باشد، به من آسیبی نمی‌رسد. این جمله را می‌توان مبنایی برای سکولاریسم دانست. اما واقعیت این است که گاهی برخی عقاید، صرفاً یک عقیده بی‌آزار نیستند و اگر مجالی بیابند سامان سیاسی جامعه را برهم خواهند ریخت.
آیا باور بن‌لادن برای تحقق آرمان‌شهر اسلامی‌اش هم‌چون باور الاهی همسایه‌ی جفرسون بی‌آزار است و سمت و سویش برای ما اهمیتی ندارد؟ برای برساختن دموکراسی دو آموزه را می‌توان در این زمینه از آرای رورتی استخراج کرد. اول این که او می‌گوید تعهد اخلاقی ما در قبال عقاید سخت و استوار احترام گذاشتن به آن‌ها نیست. بلکه تعهد اخلاقی ما شاید این است که آن عقاید را به باد تمسخر بگیریم تا کمی از جدیت باورمندان به آن بکاهیم. با سبک‌سری در برخورد با این گونه جزمیت‌ها می‌توانیم کمی از احساس مهم بودن و جدی بودن عقاید جزمی بکاهیم. دومین بحثی را که رورتی طرح کرده است، بحث «تعصب» است. او می‌گوید باورها و عقاید گوناگون به دموکراسی آسیبی نمی‌زنند به شرط آن که «تعصب» نباشند. از دید او تعصب یعنی باور به این که جامعه بر خلاف میل اکثریت آن باید به گونه‌ای خاص رفتار کند. مثل کسانی که معتقدند اکثریت جامعه چه بخواهند و چه نخواهند باید برقع بپوشند. در این گونه امرو هم باید حقوق اولیه افراد رعایت شود و اگر با این حقوق منافاتی ندارد باید بر اساس میل عمومی باشد، منشأ دیگری برای تعیین رفتارهای اجتماعی می‌تواند به دموکراسی آسیب بزند.